All for Joomla All for Webmasters
مقالات

مقالات (8)

سه شنبه, 19 آبان 1394 ساعت 07:18

تاثیرکلسیم بر PMS

نوشته شده توسط


 

موضوع پروژه: 

تاثیر کلسیم بر PMS

محقق مسئول : دکترحمید رضا شیخ روشندل

 

محققین:

دکتر هایده ابطحی

دکتر مریم زارعی

الهام امراللهی بیوکی

مجری طرح: 

موسسه تحقیقاتی پژوهشی طعام اسرار

تیر ماه 1384

 

مقدمه

یادداشتی برای خوانندگان:

با توجه به اهدافی که این موسسه پژوهشی برای خود ترسیم نموده است بر آن شدیم تا تحقیقی در ارتباط با تاثیر کلسیم بر PMS انجام دهیم و علت انتخاب این موضوع به قرار زیر می باشد. 

دلایل انتخاب موضوع 

  1. موضوع ، کاملاً ساده و علمی بوده و در مدتی کوتاه (در حدود 3 ماه) قابل اجرا است . 
  2. امکان انجام این تحقیق از نظر پرسنل، مالی و تجهیزات موجود است . 
  3. مشکل مطرح شده (پریود درناک )، از شیوع بسیار زیادی در جامعه برخوردار بوده (حدود 70 درصد زنان) و برطرف کردن این مشکل اهمیت زیادی دارد.
  4. خطر انجام این تحقیق بسیار کم بوده و در مقابل اهمیت موضوع، بسیار ناچیز است.
  5. هزینه انجام تحقیق، بسیار کم است.
  6. مواد مصرفی مورد نیاز برای ان تحقیق کم بوده و در دسترس است.

 

فیزیولوژی دستگاه تولید مثل زن 

در دوره زندگی جنینی، تخمدان پوشیده از لایه یا یا دژرمنیال ، متشکل از تخمکهای ابتدائی است . با تکامل جنین تخمکها تفکیک و بدور خود لایه ای از سلولهای دوکی شکل جمع می کنند که بزودی با تغییراتی که در این سلولها بوقوع می پیوندد تبدیل به سلول های گرانوله می گردند . تخمکی که بدور آن سلول‌های گرانوله جمع شده باشد، فولیکول ابتدائی نام دارد . در اواخر دوره جنینی حدود 7 میلیون فولیکول اولیه در تخمدان جنین وجود دارد که بتدریج قسمت اعظم آن از بین می روند تعداد ادفولیکولهای اولیه در هنگام تولد در 2 تخمدان به کمتر از 2 میلیون و در هنگام بلوغ به حدود 300 هزار عدد می رسد.

ازمرحله فولیکول ابتدائی تا تخمک رسیده در دوره بعد از بلوغ انجام می پذیرد . بر خلاف سیستم تولید مثل دائماً در حال تشکیل اسپرم می‌باشد، در سیستم تناسلی زنان، سیکل‌های 28 روزه ای وجود دارد به طور طبیعی در هر سیکل یک فولیکول اولیه کلیه مراحل لازم را تحت تاثیر هورمون‌ها مترشحه از هیپوفر قدامی و هیپوتالاموس پشت سر می‌گذارد. نتیجه سیکل های قاعدگی ، تشکیل تخمک‌های رسیده در هر سیکل و آماده سازی آندومتر رحم برای لانه گزینی تخمک بارور می باشد. 

 

سیکل جنسی تحت تاثیر هورمون‌های زیر قرار دارد: 

  1. هورمون آزاد کننده هیپوتالاموس (LHRH).
  2. هورمون‌های محرک فولیکولی و لوتئین: FsH , LH که از هیپوفیز قدامی ترشح می‌شوند.
  3. هورمون‌های استروژن و پروژسترون که در جواب به LH ,FsH از تخمدان‌ها ترشح می‌شود.

 

PMS چیست؟

سندرم پیش از قاعدگی PMS  مجموعه علائمی است که مشخصا یک تا دو هفته قبل از قاعدگی شروع می‌شوند و طی 1 تا 2 روز ابتدای قاعدگی پایان می یابند و عبارتند از: ترکیبی از تغییرات آزار دهنده فیزیکی، روانی یا رفتاری در خلال مرحله لوتئال سیکل قاعدگی که با فعالیت‌های خانوادگی، اجتماعی یا شغلی فرد تداخل می‌کنند.

تقریباً یک درصد زنان در سنین باروری، با چنان شدتی مبتلا به PMS هستند که باعث تهدید روابط شغلی و بین فردی بیمار می‌شود. شایع‌ترین سن ابتلای زنان به این سندرم، 25 الی 45 سالگی است.

 

علائم شايع سندروم بيش از قاعدگی‌ (PMS):

  • ضعف و خستگی (92%)
  • تحریک پذیری و تند مزاجی  (91%)
  • خلق و خوی متغییر (غمگین و عصبانیت متناوب) (81%) 
  • افسردگی (80%) 
  • حملات گریه (65%) 
  • دوره از اجتماعات (65%)
  • فراموشی (56%) 
  • کاهش قدرت تمرکز (47%)
  • اختلال خواب 
  • افزایش یا کاهش میل جنسی 
  • سرگیجه (13%)
  • دینیت
  • حملات پانیک 
  • افزایش تمایلات خودکشی 
  • نفخ شکم (90%)
  • درد (90%) 
  • حساسیت پستان‌ها (85%)
  • جوش (71%) 
  • تغییر اشتها و ذائقه (70%) 
  • احتباس آب (ادم انتهاها) (67%)
  • سردرد (60%)
  • اختلالات گوارشی (48%)
  • گر گرفتگی (18%)
  • تپش قلب (13%)

 

زنی که از این سندرم رنج می‌برد، ممکن است یک یا ترکیبی از ناراحتی‌های یاد شده را داشته باشد.

در حال حاضر هیچ کس نمی‌تواند آمار زنانی را که مبتلا به سندرم پیش از عادت ماهانه هستند ارائه دهد، اما نیویورک تایمز گزارش داد که درصد تخمینی زنانی که دچار این سندرم هستند بین 20 تا 95 درصد هستند. غالباً شنیده می‌شود که 40 درصد زنانی که بین سنین 14 تا 50 هستند سندرم پیش از عادت ماهانه را تجربه می‌کنند.

از شما مبتلایان تنها تعداد – ناچیزی – 10 تا 20 درصد تخمین زده شده است  – از نشانه‌های شدید سندرم رنج می‌برند که زندگیشان را به آشفتگی می‌کشاند. به طور متوسط از هر 4 زن 3 نفر دچار pms می‌شوند.

 

شناخت انواع PMS:

در سال 1931 میلادی سندرم پیش از عادت ماهانه توسط یک نورولوژیست آمریکایی به 4 دسته تقسیم بندی شد . 

دکتر آبراهام که سندرم پیش از عادت ماهانه را به دقت بررسی کرده است . به نشانه ها و عوامل آن پی برد ، و تا آنجا که ممکن بوده ،  تعریفی دقیق از آن ارائه داده است وی سندرم یاد شده را بر مبنای نشانه ها به چهار خرده – گروه تقسیم کرد و سپس معالجات ویژه ای برای هر یک از خرده گروههای سندرومی – توصیف کرده بود تجویز کرد. 

به عقیده دکتر آبراهام سندرم پیش از عادت ماهانه را می توان به چهار گروه تقسیم کرد: 

  • تنش پیش از عادت ماهانه – A
  • تنش پیش از عادت ماهانه – H
  • تنش پیش از عادت ماهانه – C
  • تنش پیش از عادت ماهانه – D

 

تنش پیش از عادت ماهانه – A گروه اضطراب:

به نظر می رسد حرف A برای نشان دادن (Anexity) باشد، زمانی در این گروه قرار می‌گیرند، که به طور عمده اضطراب به تحریک پذیری ، تنش عصبی و خلق و خوی متغیر در آفاق از اواسط فاصله بین 2 عادت ماهانه شروع می‌‍شود‌، و هر چه به شروع آن نزدیک تر می شوند شدت می یابد . حتی گاهی ممکن است این گروه با نزدیک شده عادت ماهانه از افسردگی خفیف شکایت داشته باشند. بنا به نظر دکتر آبراهام 80% زنانی که از سندرم پیش از عادت ماهانه می‌برند، در گروه تنش پیش از عادت ماهانه – A قرار می‌گیرند.

تنش پیش از عادت ماهانه – H  گروه ادم:

شاید دکتر آبراهام حروف H را برای نشان دادن (Heaviness) سنگینی برگزیده است. زیرا زمانی که در این رده قرار می گیرند ، پیش از شروع عادت دچار چاقی ، نفخ شکم ، حساسیت دور شکم و پستانها و احتقان ، ورم متناوب صورت ، پاها و بازوان می شود. معمولاً پیش از عادات ماهانه حدود یک کیلو و نیم به وزن بدنشان اضافه می شود ، اما زمانی که از تنش بیش از عادات ماهانه ی – H شدیدتری رنج می برند دو کیلوو نیم بیشتر اضافه وزن پیدا می کنند . 

تنش پیش از عادت ماهانه – H در 60 تا 66 درصد کسانی که از سندرم پیش از عادت ماهانه رنج می برند ، پدید می آیند که اغلب همراه با نشانه هائی از سایر خرده گروهها همراه باشد . 

تنش پیش از عادت ماهانه – C:

زمانی که از این تنش رنج می برند ، اسیر اشتهای بیش از حد ولع برای خوردن شیرینی و شکلات هستند ، و بیست دقیقه یا یک ساعت پس از این که مقدار زیادی ئیدرات کربن تصفیه شده و قند خوردند ، دچار حالت غش رفتن ، خستگی ، تپش قلب و سر درد می شوند در واقع این میل و اشتیاق زمانی که فرد دچار استرس شدید می باشد افزایش می یابد . 

تنش پیش از عادت ماهانه – D:

به نظر می رسد حرف D  برای نشان دادن (Depression) باشد، افسردگی بیش از عادت ماهانه، گوشه گیری، در اندیشه خودکشی بودن یا دست به خودکشی زدن از نشانه‌های تنش پیش از عادت ماهانه – D است زنان این خرده – گروه نیز از بی جانی، سردر گمی، بی منطقی، و اشکال در سخن گفتن شکایت دارند‌. این تنش در 20% از خانم‌ها مبتلا به pms دیده می‌شود.

 

کلسیم:

کلسیم یکی از اساسی ترین مواد معدنی مغذی است ، به طوری که حجم زیادی از اسکلت بدن را کلسیم و ترکیباتی تشکیل می‌دهند که در آنها کلسیم وجود دارد. به بیان دیگر، بدن به کلسیم متکی است . 99 درصد از یون کلسیم بدن، استخوان‌ها و دندان‌ها را تشکیل می‌دهد و 1 درصد باقی مانده نیز بقیه در مایعات بدن وجود داشته در  اعمال حیاتی بدن شرکت فعال دارد. 

اعمال یون کلسیم در بدن:

  1. باعث کاهش تحریک عصب و عضله می‌شود.
  2. باعث کاهش قابلیت نفوذ جدار سلول‌ها می‌گردد. 
  3. برای انقباض طبیعی عضلات ضروری است. 
  4. برای انتقال جریان عصبی ضروری است. 
  5. برای انعقاد خون لازم است. 
  6. فعال کننده بعضی از آنزیم های خاص بدن است.
  7. برای تکثیر سلول‌ها لازم است.
  8. برای تعادل هورمون‌ها ضروری است. 

کلسیم موجود در منابع غذایی به کمک PH اسیدی توسط بدن جذب می‌شود و در پلاسما به صورت آلبومین‌های کلسیم و گلوبولین‌ها کلسیم در می‌آید که در حدوداً 99 درصد از آن به صورت هیدروکسی آپاتیت‌های نا محلول است. 

جذب کلسیمی که به همراه غذا وارد بدن می شود ، در قسمت ابتدایی روده باریک و نیز در نزدیکی انتهای روده بزرگ انجام می‌شود. دفع کلسیم و میزان آن به یون فسفات و نیز به میزان نسبت فسفات دی بازیک به فسفات منو بازیک بستگی دارد که در پلاسما موجود است . فسفات منو بازیک به مقدار لازم از راه ادرار دفع می شود . فسفات های تری سیکلیک که نامحلول و غیر قابل جذب در روده بوده ونیز فسفات های دی بازیک که توسط صفرا وارد روده شده اند، صابون های کلسیم و اگزالات کلسیم غیر قابل جذب در روده را تشکیل می دهند که به همراه مدفوع دفع می شوند. 

مقدار کلسیم در خون باید 9 تا 11 میلی گرم درصد سانتی متر مکعب خون باشد. 

اگر مقدار کلسیم خون کاهش یابد، غده پاراتیروئید، آنزیم های هیدرولیز کننده استخوان را ترشح می کند تا کلسیم موجود در استخوان آزاد شده و با ورود به جریان خون میزان کلسیم موجود در خون به سطح طبیعی برسد. اما اگر سطح کلسیم خون بالا باشد، هورمون‌های دیگری تولید می‌شوند که باعث تشکیل بافت استخوان توسط سلول‌های استخوانی می‌شوند.

علائم کمبود کلسیم:

  1. انقباض دردناک عضلات
  2. تشنج
  3. طپش قلب
  4. کمر درد
  5. دردهای استخوانی
  6. بی خوابی
  7. التهاب و خونریزی لثه
  8. دردهای دوران قاعدگی و اختلالات قبل از پریود (dysmenorrhea,PMS)
  9. اختلال قاعدگی؛ قطع آن و غیر منظم شدن عادت‌های ماهیانه

 

اهداف تحقیق

  1. هدف كلی:
    • تعیین تاثیر بر دردهای دوران قاعدگی
  2. اهداف جزئی (اختصاصی):
    • تعیین میزان تاثیر كلسیم بر شدت دردهای دوران قاعدگی براساس متغیرهای زمینه‌ای
    • تعیین میزان تاثیر كلسیم بر احساس خستگی وافسردگی دردوران قاعدگی براساس متغیرهای زمینه‌ای
    • تعیین میزان تاثیر كلسیم برتهوع واستفراغ دردوران قاعدگی براساس متغیرهای زمینه‌ای

فرضیه تحقیق:

كلسیم بردردهای دوران قاعدگی تاثیر مثبت دارد.

متغییر های تحقیق – متغیر وابسته، متغیرهای زمینه‌ای. متغیرهای مستقل، مقیاس سنجش، پرسش نامه

الف) متغیر وابسته: دیسمنوره (dysmenorrheal)

متغیرهای زمینه‌ای : سن (بر اساس سال تولد)، وضعیت تاهل، تعداد فرزندان

ـ متغیرهای تحقیق ـ متغیر وابسته، متغیرهای زمینه‌ای. متغیرهای مستقل، مقیاس سنجش، پرسش نامه

میزان تحصیلات

متغیر مستقل: رژیم غذایی، استعمال دخانیات (سیگار)، بیماری‌های زنانه، استرس، نور آفتاب

ب) مقیاس سنجش

نام متغير نوع متغير تعریف علمی متغیر ابزار اندازه گیری مقیاس
رژیم غذایی اسمی بر اساس مصرف کلسیم، سدیم، ویتامین B6،
ویتامین D، ویتامین C و اسیدهای آمینه
پرسش نامه کیفی
 وضعیت تاهل  اسمی  متاهل، مجرد، بیوه و مطلقه پرسش نامه کیفی
بیماری‌های زنانه  اسمی  بر اساس نوع بیماری پرسش نامه کیفی
 سن  رتبه‌ای – عددی  بر اساس طبقه بندي  پرسش نامه  کمی

 

جامعه مورد بررسی‌‌:

الف) جامعه مورد بررسی

كلیه زنان 16 تا 45 سال كه تحت نظر مؤسسه تحقیقاتی و پژوهشی طعام اسرار بوده و موافقت خود را برای همکاری با این طرح اعلام نمایند‌، جامعه موردی بررسی را تشکیل مید هند ‌.

ب) تعداد

شامل کلیه زنان 16 تا 45 سال که تحت نظر موسسه تحقیقاتی پژوهشی طعام اسرار هستند‌. 

ج) روش نمونه گیری

روش نمونه گیری این تحقیق‌،نمونه گیری تصادفی ساده است. برای این كار از جامعه مورد بررسی به صورت تصادفی،تعدادی را جدا می كنیم كه از نظر شانس انتخاب مساوی هستند.

روش تحقیق‌، فنون جمع آوری داده‌ها، طرح تجزیه و تحلیل داده‌ها‌‌:

الف) روش تحقیق

روش كار كارآزمایی بالینی تصادفی Randomised Clinical Trials))است. افراد مورد بررسی را به طور تصادفی‌،حداقل به دوگروه تقسیم می كنیم. به افراد یك گروه در طی مدت چند دوره قاعدگی كلسیم می دهیم ( گروه مورد )‌، به افراد گروه دیگر چیزی نمی دهیم‌، یا جای كلسیم‌، placibo   دریافت. (گروه شاهد)

نتایج مداخله (تاثیر كاسیم بر دردهای دوران قاعدگی) از طریق مقایسه این دو گروه مشخص می كنیم‌.

ب) فنون جمع آوری داده‌ها

پس از اخذ موافقت برای شروع كار مصاحبه وتكمیل پرسشنامه‌های كتبی به  صورت مصاحبه قبل وبعد از اجرای طرح انجام می شود.

ج) تجزیه و تحلیل داده‌ها

از طریق سؤالات باز پرسش نامه‌، مصاحبه و از طریق مشاهده جمع آوری میگردند. در این طرح‌، پس از دریافت كلسیم از طریق سؤالات پرسشنامه‌،

مصاحبه و مشاهده میزان تاثیر كلسیم بر دردهای دوران قاعدگی بررسی می شود.

ملاحظات اخلاقی‌‌:

در ابتدا نوع و هدف مطالعه برای افراد مورد بررسی توضیح داده می شود وسپس با كسب رضایت كامل آنها طرح انجام می گیرد.

بررسی و ارزیابی‌‌:

آنچه در این فصل ارائه می شود در واقع یک آزمون عملی است که بر روی زنان ایرانی که اکثراً ساکن شهر تهران هستند صورت گرفته است در این آزمون پرسش نامه ای طراحی شد و به تعداد 194 نفر به 2 گروه مورد و شاهد تقسیم بندی شده اند ارائه شد‌. 

در طرح پرسش نامه که تصویر آن را می بینید بعد از کسب اطلاعات شخصی و وضعیت سلامتی‌، نوع سبک زندگی (وضعیت تحریک ) و همچنین عادات غذایی ویژه و مصرف نمک‌، چربی‌، میوه و سبزی‌، لبنیات و پروتئین حیوانی‌، علائم مختلف PMS در دو دسته فیزیکی و سایکولوژیک ارائه گردید‌. 

با توجه و بررسی پرسش نامه در 2 گروه مورد و شاهد کفایت زیر حاصل شد‌:

  1. وضعیت تاهل‌، شغل و داشتن یا نداشتن فرزندان ارتباطی با PMS ندارد‌. 
  2. میزان تحصیلات ارتباطی با PMS ندارد‌. 
  3. مصرف چای و قهوه‌، فعالیت بدنی‌، تا حدی با PMS ارتباط دارد چرا که طی بررسی پرسشنامه‌ها به این نتیجه دست می یابیم افرادی که چای و قهوه زیاد مصرف می کنند و فعالیت بدنی آنها کم است علائم PMS در آنها شدیدتر است‌. 
  4. شدت و میزان خونریزی لزوماً رابطه ی مستقیمی با PMS ندارد چرا که در تعدادی از نمونه‌ها با خونریزی شدید‌، علائم PMS در آنها کم یا اصلاً برخی علائم وجود نداشت (جدول 1-5) (نمودار 2-5) 

جدول 1-5‌‌: توزیع فراوانی شدت و میزان خونریزی در بین مبتلایان به PMS در 2 گروه شاهد مورد

شدت خونریزی گروه مورد گروه شاهد
كم 9 6
متوسط 43 56
زياد 35 40

 

5. با بررسی شاخص سن بر روی زنان بیمار که نمودار آنها در صفحات بعدی مشاهده می‌شود سن غالب جمعیت 92 نفره در گروه مورد بین 20-30 سال و سن غالب جمعیت 102 نفر در گروه شاهد بین 20-30 سال باشد . (جدول 2-5) (نمودار 1-5) 

جدول 2-5- توزیع سن در بین مبتلایان به PMS در 2 گروه شاهد و مورد

 

سن گروه مورد گروه شاهد
زير 20 سال 10 19
بين 20 تا 30 سال 45 60
بين 30 تا 40 سال 25 17
بالای 40 سال 8 6

 

6. با بررسی علائم فيزيک و سايکولوژيک و دسته بندی نمونه‌ها در قالب 4 گروه D,H, C, A به آمار زير دست يافتيم: 

جدول شماره 3-5- توزيع علائم PMS در بين مبتلايان به PMS

علائم PMS گروه مورد گروه شاهد
A 80 86
C 19 10
D 69 70
H 64 61

 

7. در طی بررسی در 2 گروه مورد و شاهد که مبتلا به PMS و دارای بیماری زنان بودند به آمار موجود در جدول زیر دست یافتیم . 

جدول 4-5- توزیع بیماری زنان در بین مبتلایان به PMS در 2 گروه شاهد و مورد

بیماری زنان گروه مورد گروه شاهد
اندومتریوز ــــــــ ــــــــ
عفونت 18 16
کیست 21 20
سایر موارد 8 4

 

8. در ابتدا به 109 نفر کلسیم داده شد که ضمن پیگیری و بررسی در مرحله اول، دوم و سوم 

مشخص شد که از این جمعیت 5 نفر قرص مصرف نکرده اند و 2 نفر هنوز پریود نشدند، بنابراین مطالعه بر روی 92 نفر باقی مانده صورت گرفت و به این نتیجه دست یافتیم که بیشترین تاثیر کلسیم بر روی دردهای دوره پریود می‌باشد ضمن اینکه برخی افراد طی یک دوره مصرف دردها آنها به طور کاملاً قطع و برخی طی دو تا 3 دوره مصرف درد آنها به سمت بهبودی و قطع کامل پیش رفت. نتیجه پیگیری به شرح زیر است در طی پیگیری اول از جمعیت 109 نفر 15 نفر  به دلایل خاص قرص را مصرف نکردند و نیز 5 نفر پریود شدند.

جدول شماره 5-5: توزیع فراوانی شکم دردهای دوران پریود در 2 گروه مورد- شاهد

شدت درد گروه مورد گروه شاهد
كم 5 13
متوسط 18 26
شديد 62 57
ندارد 6 6

جدول شماره 6-5: توزیع فراوانی حساسیت سینه‌ها در دوران پریود

شدت حساسيت گروه مورد گروه شاهد
كم 10 14
متوسط 16 23
شديد 27 21
ندارد 37 44

 جدول شماره 7-5 : توزیع فراوانی علائم PMS در گروه مورد و شاهد

علائم PMS گروه مورد گروه شاهد
*دردهای مبهم 49 35
سردرد‌های میگرنی 11 10
خستگی 3 0
افسردگی 69 70
طغیان‌های عصبی 80 86

 * منظور از این دردها در واقع درد کمر، سینه، درد شکم، سر درد، درد مفاصل می‌باشد که در این جا آمار ارائه شده میانگینی از موارد ذکر شده است.

 

جدول شماره 8-5: توزیع فراوانی رژیم غذایی در دوران قاعده‌گی در دو گروه مورد و شاهد

نوع غذا

گروه مورد گروه شاهد
كم  متوسط زياد كم متوسط زياد
پروتئین حیوانی 73 14 87 14
غذاهای پر چرب 36 42 43 51 8
لبنیات 61 18 66  31
 فیبر (میوه جات و سبزیجات) 20  34 33 16 39 30
نمک  41 28 19 45  43 14

 

جدول شماره 9-5: توزیع فراوانی تاثیر کلسیم بر دردهای دوره پریود و علائم PMS

مقدارکلسیم دریافتی

 تاثیر کلسیم بر دردهای پریود تاثیر کلسیم بر علائم PMS
كم متوسط زياد بدون تاثیر كم متوسط زياد بدون تاثیر
 -- -- 57 8 1 1 35 2 30

 

 جدول شماره 10-5: توزیع فراوانی تاثیر کلسیم بر دردهای دوره پریود و علائم PMS طی پیگیری و بررسی در کل جمعیت 109 نفر از 192 نفر

پیگیری و بررسی نتیجه

تاثیر کلسیم بر دردها تاثیر کلسیم بر علائم هنوز پریود
نشده‌اند
بدون تاثیر کسانی که کلسیم
را به دلایلی
مصرف کرده‌اند
متوسط زياد متوسط زياد
پیگیری اول
طی 1-3 پریود
60 16 32 2 5 2 15
پیگیری دوم
طی مراجعه 2-3
18 1 2  --  --  -- 2
پیگیری سوم 1  -- 1  --  --  --  --

 

جمع بندی مطالب

در نخستین مرحله جهت فهم دقیق تر مطالب فصول بعدی، فیزیولوژی دستگاه تولید مثل زن به طور خلاصه بحث و بررسی شد. در ادامه در ارتباط با PMS و علائم بروز و نحوه تشخیص آن و دلایل بروز و شیوه درمانی توضیحاتی ارائه گردید و شیوه های درمانی به طور مختصری نقد و بررسی شد بطور خلاصه نتایج حاصل از این بررسی شامل موارد زیر می‌باشد.‌

  1. در درمان با داروهای شیمیایی اگر چه بهبودی در یك دوره كوتاه مدت حاصل می گردد، ولیكن عوارض چشمگیری همچون كمبود ریز مغذی‌ها، بی‌اشتهایی، سر درد و سرگیجه حاصل می‌گردد.
  2. درمان با جراحی سبب رفع مشكلات رحمی و كاهش خونریزی می شود اما یائسگی كاذب، پوكی استخوان و تضعیف استخوان از عوارض منفی آن می‌باشد.
  3. در رابطه با تاثیرات كلسیم طی بررسی های 3 ماهه بر این نتیجه كسب گردید كه كلسیم تاثیر مثبتی در رفع دردهای دوره پریود طی مصرف 2-3 دوره دارد.

 

نمودار 1-5- توزیع سن در بین مبتلایان به PMS در دو گروه شاهد و مورد

 

نمودار 2- 5 توزیع فراوانی شدت و میزان خونروی در بین مبتلایان به PMS در 2 گروه شاهد و مورد.

 

 

نمودار 3-5: توزیع درجات PMS در بین مبتلایان به PMS در 2 گروه شاهد و مورد

 

 

نمودار 4-5: توزیع بیماری زنان در بین مبتلایان به PMS در 2 گروه شاهد و مورد

نمودار 5-5: توزیع فراوانی شكم دردهای دوران پریود در 2 گروه شاهد و مورد

 

نمودار 6-5- توزیع فراوانی حساسیت سینه‌ها در دوران پریود

نمودار 7-5: توزیع فراوانی علائم PMS در 2 گروه شاهد و مورد

 

 

 نمودار 8-5: توزیع فراوانی مصرف غذای پر چرب در دوران قاعدگی در 2 گروه شاهد و مورد

 

 نمودار 9-5: توزیع فراوانی مصرف لبنیات در دوران قاعدگی در 2 گروه شاهد و مورد

 

نمودار 10- 5: توزیع فراوانی مصرف پروتئین حیوانی در دوران قاعدگی در 2 گروه شاهد و مورد.

 

نمودار 11-5: توزیع مصرف فیبر در دوران قاعدگی در 2 گروه شاهد و مورد

 

 

 

 نمودار 12-5: توزیع فراوانی مصرف نمك در دوران قاعدگی در 2 گروه شاهد و مورد

 

 

 نمودار 13-5: توزیع فراوانی تاثیر كلسیم بر دردهای دوره پریود در گروه مورد

 

 

 

 نمودار 14- 5: توزیع فراوانی تاثیر كلسیم بر علائم PMS در گروه مورد

 

 

 

منابع (References)

  1. دکتر مهین میلانی« اختلالات پیش از عادت ماهانه» سال1380 
  2. دکتر حسین حقیر« درمان با ویتامینها» سال 1378
  3. درسنامه جامع جمعیت و تنظیم خانواده ، تالیف دکتر خلیل علی محمد زاده ، دکتر فرزادی
  4. مقاله دکتر احمد رهنما چیت ساز « کلسیم شیر مادر» هفته نامه پزشکی امروز شماره 387- سال 11- چهارشنبه 10 مرداد ماه سال 1380 
  5. دکتر محمد صادق کرمانی «معجزه‌ای برای چاق‌ها و  لاغرها » چاپ هفتم 1382 صفحه 226 تا 229 
  6. Merskey H,Boydun, N(eds) classification of chronic pain , 2nd edution IASP press Seattle 1994,pp 164-6
  7. Galeao R.La dysmenorrhee, syndrome multiforme Gynecologie 1974,25:125(in French)
  8. Chan wy . prostoglandins and nonsteroidal anti inflammatory drugs in dysmenorrheal ann Rev Pharmacol Toxicol 1983,23:131-49
  9. hys-jacobs S. ceceevelli S , Bierman A,weisman H. Chon M , Alviv A .Calcium supplimenation in pre – menstrual syndrome . J . Gen . Interm Med 1989, 4,183-9
  10. Remer T .Manz F . Estimation of the renal net acid excretion by adults consuming diets containing variable amounts of protein .Am J . clin. Nutr. 1994,59,1356,-61
  11. Penland LG . Johnson pE .Dietary calcium and manganese effects on menstrual cycle symptoms.Am J Obstet Gynecol .1993,168,1417-23
  12. Neal Bernard,foods that fight pain

 

بررسی تاثیر هایپر گلایسمی‌ بر روی سردرد

محقق مسئول: دکترحمیدرضا شیخ روشندل

 

مقدمه

دیابت و عوارض کوتاه مدت:

عوارض کوتاه مدت دیابت شامل افت قند خون (هیپوگلایسمی‌) و افزایش قند خون (هایپر گلایسمی‌) می‌باشد.

 

هایپر گلایسمی‌ (افزایش قند خون):

افزایش قند خون را هایپرگلایسمی‌ می‌گویند که به دلایل مختلفی روی می‌دهد.

 

علائم هایپر گلایسمی‌ (افزایش قند خون):

  1. پر خوری
  2. پرنوشی
  3. خواب آلودگی
  4. پر ادراری
  5. اختلال در بهبود زخم

 

علل افزایش قند خون:

  1. ‌ مصرف نکردن انسولین و یا قرص‌های کاهنده خون 
  2. پرخوری 
  3. کاهش فعالیت فیزیکی 
  4. استرس 
  5. عفونت‌ها 
  6. جراحت و بیماری‌ها

 *در بسیاری از موارد، قند خون بالا هیچ کدام از علائم فوق را ندارد و شما فقط با اندازه گیری قند خون در آزمایشگاه و یا با دستگاه گلوکومتر متوجه آن می‌شوید. اگر قند خونتان بیش از حد بالا می‌باشد، با فواصل زمانی کمتری قندتان را اندازه گیری کنید. در صورت وجود کتون در ادرار با پزشک معالجتان تماس بگیرید. مصرف دارو و انسولین را طبق برنامه ادامه دهید و مایعات بدون قند بیشتری بنوشید. در صورت عدم وجود کتون در ادرارو کمتر بودن قند خون از 300 میلی گرم بر دسی لیتر به فعالیت بدنی بپردازید.

 

هیپوگلایسمی‌ (کاهش قند خون):

به طور طبیعی با خوردن غذا و ورود آن به معده، هضم در معده آغاز می‌شود. به دنبال آن غذا در روده باریک به قند (گلوکز) تجزیه شده و گلوکز وارد جریان خون می‌شود. همزمان انسولین نیز توسط لوزالمعده به داخل خون آزاد می‌گردد. نهایتاً گلوکز یا قند با کمک انسولین وارد سلولهای بدن شده و جهت تولید انرژی و زنده ماندن آنها به کار می‌رود.
در مواردی مانند غذا نخوردن و استفاده زیاد از داروهای کاهنده قند خون چه به صورت خوراکی و چه به صورت تزریقی در افراد دیابتی، قند خون کاهش می‌یابد که ممکن است به طور ناگهانی یا به صورت تدریجی باشد. باید از بوجود آمدن افت قند خون جلوگیری شود و در صورت به وجود آمدن این حالت باید افت قند خون هر چه سریعتر درمان شود زیرا سلولهای مغزی ا از میان اشکال مختلف قندها فقط می‌توانند گلوکز را استفاده کنند و همچنین نمی‌توانند قند خون را ذخیره کرده و در مواقع افت قند از ذخایر خود استفاده کنند. در نتیجه احتمال آسیب به سلول‌های مغز در این حالت وجود دارد.

 

علائم و نشانه‌های کاهش قند خون چیست؟

این علائم ممکن است به طور ناگهانی اتفاق بیافتند. علائم همچنین از هر شخص به شخص دیگر می‌تواند متغیر باشد و از طرف دیگر به میزان قند خونی که معمولا بیمار داشته بستگی دارد. اما به هر حال به طور کلی این علائم و نشانه ها را به دو دسته تقسیم می‌کنیم.

 

علائم عصبی:

مانند ناتوانی در تمرکز، احساس سبکی سر، گیجی، کاهش حافظه، بی‌حسی لب و زبان، بریده بریده صحبت کردن، رفتارهای بی منطق یا تهاجمی، دو بینی و خواب آلودگی و ... می‌باشد.

 

علائم عمومی:

 شامل تعریق، لرز، تپش قلب، عصبانیت، گرسنگی، ضعف، پوست مرطوب، رنگ پریدگی و ... می‌باشد.

* در موارد افت شدید قند خون، عملکرد سلولهای مغزی آنچنان تخریب شده که بیمار به کمک دیگران نیاز پیدا می‌کند. علائم ممکن است شامل رفتارهای عدم آگاهی به زمان و مکان، تشنج مشکل از خواب بیدار شدن یا از دست دادن سطح هوشیاری باشد.

 

علایم افت قند خون در شب:

نمناک بودن لباس و ملافه. کابوس دیدن. احساس خستگی و سردرد پس از بیدار شدن.

*هنگام افت قند خون ممکن است هیچ کدام از علایم را نداشته باشید مطمئن ترین راه برای اطلاع یافتن از افت قند خون کنترل قند خون می‌باشد.

علائم افت قند خون زمانی رخ می‌دهد که قند خون به 70 میلی گرم بر دسی لیتریا کمتر می‌رسد و معمولا  افت قند خون به یکی از دلایل زیر رخ می‌دهد:

  1. خوردن و یا تزریق بیش از اندازه داروهای کاهنده قند خون
  2. فعالیت بدنی بیش از اندازه
  3. گرسنگی طولانی مدت

 

اقداماتی که باید هنگام افت قند انجام دهید:

پس از کنترل قند خون و اطمینان از افت قند خون بلافاصله باید یک قند سریع الجذب استفاده کنید. باید همیشه قند همراه خود داشته باشید.

بیان مساله

اخیراً پیشنهاد گردیده است که مصرف توام مکمل کربوهیدرات و پروتیین موجب افزایش در سطح انسولین گردیده و در نتیجه ورود گلوکز به داخل سلول و تجدید ذخایر گلیکوژنی را تسریع و تسهیل می‌نماید.

 

 R:11 ; pp : 1877 – 1883)) 

با توجه به تحقیقات اخیر و بررسی‌های پژوهشی انجام شده در  مرکز طعام الاسرار نشان داده است که افرادی  که دارای اختلاتی در ترشح انسولین در بدن می‌باشند، اگر   به جای استفاده از قند های ساده در رژیم غذایی روزانه خود ،از  رژیم های عاری از قند ساده استفاده نماید  عوارض ناشی از هایپرگلایسمی‌مخصوصا سردرد در انها به شدت کاهش میابد. برای درک بهتر موضوع به بررسی متابولسیم کربوهیدراتها ، گلوکز و گلیگوژن و مکانیسم اثر انسولین در بدن  می‌پردازیم.

کلیاتی در مورد انسولین

انسولین یک هورمون پروتیینی است که از سلول‌های بتای جزایر لانگرهانس واقع در پانکراس ترشح می‌شود.

(R:4; pp: 754‌ 764.)

این هورمون در متابولیسم درشت مغذیها؛ بویژه کربوهیدرات‌ها، نقش اساسی دارد. ( 2043‌2030 R:6 ; PP:)

عملکرد اصلی انسولین تنظیم سوخت و ساز گلوکز در تمامی‌بافت‌ها بجز مغز است و این کار را با افزایش میزان نقل و انتقال گلوکز به داخل سلول‌های عضلانی و بافت چربی صورت می‌دهد. انسولین در واقع تنظیم کننده سوخت و ساز گلوکز است و در عدم حضور آن مقدار ناچیزی از گلوکز به داخل سلول‌ها منتقل می‌شود.R:4 pp: 13‌17) .

 

ساختار پروتئینی

در مهره داران توالی آمینو اسیدی بسیار مستحکم است، انسولین بووین(گاو نر، بوفالو) تنها در سه آمینو اسید باقی مانده با هم تفاوت دارند، یا تنها یک آمینواسید تفاوت پوکرین(خوکی) با توالی آمینواسیدی انسان می‌باشد، حتی انسولین گونه‌هایی از ماهی‌ها هم به اندازهٔ کافی به انسان نزدیک هستند که بتوان از آن‌ها به طور موثر در درمان بالینی استفاده کرد. انسولین در بعضی بی مهرگان نیز به انسان نزدیک است و اثرات فیزیولوژیک همانند دارد.این شباهت زیاد ساختار انسولین در میان گونه‌های مختلف، محفوظ ماندن توالی آن را در طول تاریخ تکامل جانوران، بیان می‌کند.
در بدن، انسولین به صورت هگزامر تولید و ذخیره می‌شود، در حالی که نوع فعال آن به صورت مونومر است.انسولین به صورت هگزامر(شش جزئی)، غیر فعال است که پایداری بلند مدتی دارد، این ساختار شش جزئی به عنوان محافظت از انسولین بیش فعال عمل می‌کند. تبدیل ساختار شش جزئی به مونومر از جنبه‌های اصلی فرمول بندی انسولین برای تزریق است. انسولین شش جزئی بسیار پایدارتر است در حالی که انسولین مونومر بسیار سریعتر واکنش می‌دهد. انسولین می‌تواند چندین صفحه بتادارای ریشه‌های ریز و متصل به هم ایجاد کند که این امر منجر به آمیلوئیدوز (ذخیرهٔ توده‌های آمیلوید در بافت‌ها) می‌شود و از تجمع انسولین برای مدت زمان طولانی جلوگیری می‌کند.

 

ترشح و آزاد شدن

سلول‌های β انسولین را در دو فاز آزاد می‌کنند. در فاز اول، انسولین در پاسخ به افزایش مقدار گلوکز خون به تندی آزاد می‌شود، فاز دوم، رها سازی پایدار و کند 

وزیکولهایتازه تشکیل شده‌است که خود مختار از مقدار گلوکز خون رها می‌شوند.

علاوه بر این، مقداری انسولین نیز بر اثر مصرف غذا آزاد می‌شود.سلول‌های بتا، همچنین تحت تاثیر دستگاه عصبی خود مختار می‌باشند. ساز و کارهای پیام رسانی این ارتباطات هنوز به طور کامل قابل بحث نیستند. سایر موادی که رها شدن انسولین را تحریک می‌کنند، آمینو اسیدها که از جذب پروتئین‌ها به دست می‌آیند.

و استیل کولین، که از پایانه‌های عصبی ترشح می‌شوند(دستگاه عصبی پاراسمپاتیک) هستند.ترشح انسولین، شدیدا توسط هورمون نوراپینفرین جلوگیری می‌شود که خود موجب افزایش میزان گلوکز خون در وضعیت تنش و فشار روانی می‌باشد.

برای اینکه انسولین بتواند نقش بیوشیمیایی خود را ایفا کند باید به گیرنده های خاصی در سطح سلول بپیوندد.در غشای سلول‌ها پروتئین‌های انتقال دهنده‌ای وجود دارند که موجب انتقال گلوکز از خون به داخل سلول می‌شود. این پروتئین‌های انتقال دهنده تحت کنترل میزان انسولین خون در سلول‌های مختلف(برای نمونه سلولهای ماهیچه‌ای)هستند. تعداد این گیرنده ها تحت تاثیر غلظت انسولین پلاسما و پرخوری است .غلظت انسولین پلاسما با تعداد گیرنده ها نسبت عکس دارد.یعنی بالا بودن سطح انسولین باعث کاهش تعداد گیرنده ها می‌شود.پرخوری و افراط در مصرف غذاهای پر کالری به‌نوبه خود ترشح انسولین را افزایش می‌دهد و در نتیجه تعداد گیرنده ها کم می‌شود.

از اثرات انسولین بر متابولیسم کربوهیدرات‌ها عبارتست از:

  • مهار آنزیم فسفریلاز که تجزیه کننده گلیکوژن است
  • تسهیل ورود گلوکز از خون به سلول‌ها
  • افزایش فعالیت آنزیم‌های مسئول سنتز گلیکوژن نظیر فسفوفروکتوکیناز

(R:5 ; pp: 771‌772.)

اثر خالص این فرآیندها موجب افزایش مقدار گلیکوژن در کبد و عضلات می‌گردد. 

(R:6 ; PP:2045)

در واقع انسولین حمل و نقل گلوکز را از طریق غشاهای سلولی، تسهیل می‌نماید که این اثر بوسیله گیرنده‌های مخصوص انسولین موجود در دیواره سلول‌های حساس به انسولین نظیر بافت عضلانی صورت می‌گیرد.

 (R:5 ; pp: 771‌772.)

تحقیقات نشان می‌دهد، یکی از حاملین گلوکز در سطح غشای سلول‌های عضلانی

 Glut 4 نام دارد و ثابت شده که انسولین در ایجاد آن نقش اساسی داشته و بدین وسیله ورود گلوکز را به سلول تنظیم می‌کند.

(R:7; pp: 850‌858.)

مطالعات در زمینه متابولیت‌های مورد مصرف در بافت‌های گوناگون نشانگر آن است که انسولین در مرحله پس از صرف غذا دو حادثه مهم را موجب می‌شود:

1‌ کاهش رهاسازی سوخت‌های درونی؛ نظیر: گلوکز توسط کبد (مهار گلیکوژنولیز و گلیکونیوژنز) و اسیدهای چرب از بافت چربی.

1‌ افزایش بکارگیری سوخت‌های درونی جهت ذخیره‌سازی (نظیر تبدیل گلوکز به گلیکوژن)

(R:3 ; pp: 55‌69.)

مهمترین تحریک کننده‌های ترشح این هورمون؛ گلوکز، آمینواسیدها، هورمون‌های دستگاه گوارش (سکرتین، کولیه سیستوکینین و ...) می‌باشند.

(R:2 ; pp: 754‌ 764.)

در طی فعالیت  با اثر هیپوتالاموس و سیستم عصبی سمپاتیک ترشح انسولین کند می‌شود. این امر موجب جلوگیری از کاهش قند خون شده و کربوهیدرات مورد نیاز بافت عصبی و عضلانی را در طی ورزش تامین می‌کند

(R:4; pp: 13‌17.)

انسولین ترشح شده به خون پس از مدت کوتاهی توسط بافت‌های مختلف؛ بویژه کبد، از خون برداشت شده و تجزیه می‌گردد. عوامل متعددی بر برداشت و تجزیه کبدی انسولین موثرند. بر اساس برخی یافته‌ها؛ دریافت آرژنین، کوله سیستوکینین و یک برنامه غذایی با محتوای پروتیین موجب کاهش تجزیه کبدی انسولین می‌شوند.(R:8 ; pp: 100‌154)

مطالعات در زمینه متابولیت‌های مورد مصرف در بافت‌های گوناگون نشانگر آن است که انسولین در مرحله پس از صرف غذا دو حادثه مهم را موجب می‌شود:

  1. کاهش رهاسازی سوخت‌های درونی؛ نظیر: گلوکز توسط کبد (مهار گلیکوژنولیز و گلیکونیوژنز) و اسیدهای چرب از بافت چربی.
  2. افزایش بکارگیری سوخت‌های درونی جهت ذخیره‌سازی (نظیر تبدیل گلوکز به گلیکوژن)

مهمترین تحریک کننده‌های ترشح این هورمون؛ گلوکز، آمینواسیدها، هورمون‌های دستگاه گوارش (سکرتین، کولیه سیستوکینین و ...) می‌باشند.

در طی فعالیت با اثر هیپوتالاموس و سیستم عصبی سمپاتیک ترشح انسولین کند می‌شود. این امر موجب جلوگیری از کاهش قند خون شده و کربوهیدرات مورد نیاز بافت عصبی و عضلانی را در طی ورزش تامین می‌کند

انسولین ترشح شده به خون پس از مدت کوتاهی توسط بافت‌های مختلف؛ بویژه کبد، از خون برداشت شده و تجزیه می‌گردد. عوامل متعددی بر برداشت و تجزیه کبدی انسولین موثرند. بر اساس برخی یافته‌ها؛ دریافت آرژنین، کوله سیستوکینین و یک برنامه غذایی با محتوای پروتیین موجب کاهش تجزیه کبدی انسولین می‌شوند.

متابولیسم کربوهیدراتها تامین کننده اصلی گلوکز، مهمترین تولید کننده انرژی در بدن، می‌باشد. بواسطه همین نقش مهم گلوکز در تأمین انرژی؛ مجموعه‌ای از هورمونها در تنظیم غلظت آن در خون نقش دارند.

( R :2 ; pp: 754‌ 760.)

گلوکز جذب شده از روده در سه مسیر می‌تواند به مصرف  برسد:

1‌ تأمین انرژی؛

2‌ ذخیره انرژی به شکل گلیکوژن در عضلات و یا چربی در بافت چربی؛

1‌ تبدیل شدن به کتواسیدها و ایجاد آمینواسیدهای غیر ضروری. R: 2; 1999. pp: 754‌ 764.))

 میزان و سرعت جذب و هضم کربوهیدراتها در روده کوچک، عمده‌ترین نقش در تعیین اثرات متابولیکی مصرف کربوهیدرات در بدن و اینکه گلوکز در چه مسیری به مصرف برسد؛ را داراست. عوامل متعددی نظیر: حجم مواد غذایی مصرفی، میزان پروتیین و چربی غذا موجب کاهش سرعت هضم و جذب کربوهیدرات می‌گردند. این عوامل موجب کاهش سرعت جذب کربوهیدرات از روده شده و در نتیجه کاهش سطح ترشح انسولین را در پی دارند. (R:3 ; pp: 55‌69) .

همانطور که ذکر گردید ذخیره کربوهیدرات در بدن بصورت گلیکوژن می‌باشد. در حالت طبیعی ذخایر گلیکوژن در دو بافت کبد و عضلات تامین کننده حدود 2000 کالری انرژی می‌باشد که انرژی مصرفی برای 20 مایل دویدن می‌باشد.R:4  ; pp: 13‌17.) )

هورمون‌ها نقش بسیار مهمی‌در تنظیم میزان ذخایر گلیکوژن در عضلات و کبد دارا می‌باشند و نقش اکثر آنها بواسطه تنظیم غلظت گلوکز خون صورت می‌گیرد و در بین این هورمون‌ها انسولین جایگاه خاصی را داراستR:4 ;  pp:20).

در واقع مصرف کربوهیدرات و دسترسی به گلوکز برای دوباره سازی گلیکوژن عضلانی و حفظ ذخایر گلیکوژن کبدی ضروری است و کاهش ذخایر گلیکوژن کبدی و عضلانی به کاهش ظرفیت و توان انجام فعالیت بدنی منجر خواهد شد.R:5 ; pp: 771‌772.) )
قابل توجه آنکه گلیکوژن سوخت ضروری در ورزش‌های با شدت متوسط و زیاد می‌باشد.

( R:1; pp : 106 – 111.)

 تحقیقات نشان داده‌اند که دریافت مکمل‌های کربوهیدراته در چند دقیقه نخست پس از پایان ورزش موجب تسریع دوباره‌سازی ذخایر گلیکوژنی می‌گردند. گمان بر این است که مکانیسم مسئول این موضوع مرتبط با اثر انسولین بوده و از طریق حاملین Glut 4 انجام می‌شود. اخیراً پیشنهاد گردیده است که مصرف توام مکمل کربوهیدرات و پروتیین موجب افزایش در سطح انسولین گردیده و در نتیجه ورود گلوکز به داخل سلول و تجدید ذخایر گلیکوژنی را تسریع و تسهیل می‌نماید.

  R:11 ; pp : 1877 – 1883))

 

اهمیت و ضرورت تحقیق

افزایش قند خون درطولانی مدت،باعث کاهش طول عمر فعالیت پانکراس گردیده وعلاوه بر ان باعث ایجادآسیب وصدمه به اعضای مختلف بدن مانند: کلیه ،چشم،قلب و عروق، اعصاب و ... می‌گردد. لذا کلینیک طعام الاسرار سعی بر این دارد که با برنامه ریزی صحیح تغذیه ایی برای این بیماران تا حد زیادی با عوارض ناشی از این بیماری مقابله نماید برخی از این  عوارض عبارتند از: 

  • سردرد مقاوم به مسکن‌ها
  •  احساس تشویش و نگرانی زیاد
  •  احساس نا امنی نسبت به خود و اطرافیان
  •   افزایش میزان شک و دودلی در رفتارهای معمولی روز مره
  •  نداشتن خواب راحت و احساس خستگی ذهنی و بدنی در صبحگاهان
  • کم شدن میل و اشتیاق در انگیزه های زندگی
  • پرت شدن در خواب از بلندی‌ها و پرش از خواب

 

دیابت و اعصاب:

اختلالات عصبی ناشی از دیابت یکی از عوارض شایع در دیابت می‌باشد. 

 

نوروپاتی دیابتی:

یک عارضه شایع در دیابت نوروپاتی دیابتی می‌باشد که در آن اعصاب بدن دچار اختلال عملکرد می‌گردد. آسیب به اعصاب می‌تواند مربوط به یک عضویاهمه اعصاب باشد. 

 

علائم آسیب اعصاب:

کاهش حس، درد در دست‌ها، پاها و ساق پاها، مشکلات گوارشی، عفونت مثانه، مشکلات قلبی، مشکلات جنسی و حتی ضعف عضلات می‌باشد.

هر چه زمان ابتلا به دیابت بیشتر باشد احتمال ابتلا به نوروپاتی دیابتی افزایش می‌یابد.

آمارها نشان می‌دهند حدود 50 % از بیماران دیابتی به نوروپاتی مبتلا هستند.

نوروپاتی دیابتی در افراد سیگاری، بالای 40 سال و کسانیکه در کنترل قند خون دچار مشکل هستند رخ می‌دهد.

 

دیابت ومشکلات کلیوی:

یکی از عوارض شایع دیابت عوارض کلیوی میباشد.

دیابت شایعترین علت نارسایی کلیه در دنیا و ایران است گلومرول های کلیه محل تصفیه خون هستند ومشلات کلیوی در افراد دبابتی ناشی از اختلال عملکرد گلومرول‌ها می‌باشد.

 در مراحل ابتدایی بیمار پروتئین در ادرار ظاهر میشود با تشخیص زودرس میتوان از بدتر شدن آن جلوگیری کرد.

علت ایجاد مشکلات کلیوی در افراد دیابتی افزایش حجم خونی است که از داخل رگهای کلیه میگذرند که به مرور زمان باعث آسیب رساندن به عروق کلیه و مشکلات کلیه می‌شود.

 

دیابت و مشکلات دهان و دندان:

افراد دیابتی با قند خون کنترل نشده نسبت به افراد غیر دیابتی بیشتر در معرض خطر از دست دادن دندان‌ها هستند.

قند خون بالا به رشد میکروب‌ها و ایجادعفونت کمک می‌کند. ازطرفی عفونت خود باعث افزایش قند خون می‌شود و کنترل دیابت را مشکل‌تر خواهد کرد.

معمولا پس از عفونت دندان‌ها لثه‌ها قرمز،ملتهب و متورم می‌شود و با این وضعیت معمولا هنگام مسواک زدن فرد دچار خونریزی از لثه‌ها می‌شود.

در افرادسیگاری و دیابتی‌های بالای 45 سال این مشکلات شایع تر است.

 

شکایات رایج بیماران دیابتی:

  • بیماری‌های لثه
  • عفونت‌های قارچی
  • خشکی دهان
  • اختلال درحس چشایی
  • بوی بد دهان
  • لق شدن دندان‌ها
  • پوسیدگی دندان

 

دیابت و بینایی:

در صورتیکه به دیابت مبتلا هستید بدن شما نمی‌تواند بدرستی از قند موجود در خون استفاده کند،در نتیجه غلظت خون افزایش می‌یابد. قند خون بالا می‌تواند سبب پیدایش تغییراتی در رگ‌های کوچک بدن شود .و باعث انواع بیماری های چشمی‌می‌شود که برخی از آنها عبارتند از: آب مروارید (کاتاراکت) آب سیاه(گلو کوم)و از همه مهمتر از بین رفتن عروق داخل کره چشم (رتینو پاتی) که مورد آخرشیوع بیشتری درمبتلایان به دیابت دارد.ظت خون افزایش می‌یابد. قند خون بالا می‌تواند سبب پیدایش تغییراتی در رگ‌های کوچک بدن شود. به این ترتیب دیابت بر بینایی شما اثر می‌گذارد.

در افرادیکه قند خون آنها به خوبی کنترل شود، تا حد بسیار زیادی می‌توان از عوارض چشمی‌دیابت جلوگیری کرد یا آن را تعویق انداخت ودر صورت بروز هر یک از مشکلات درصورت کنترل صحیح قند خون می‌توان از بروز عوارض و پیشرفت عوارض جلوگیری می‌کند.

 

اهداف تحقیق 

هدف اصلی:

  1. تبیین رابطه معنا دار بین بررسی تاثیر هایپر گلایسمی‌بر روی سردرد.
  2. تبیین رابطه معنا دار بین  بررسی مصرف قند های ساده بر افزایش ترشح انسولین و بلعکس.
  3. تبیین رابطه معنادار بین  بررسی طول عمر پانکراس و ارتباط ان با میزان ترشح انسولین.

 

اهداف فرعی:

اهداف فرعی این تحقیق عبارتند از:

  1. تبیین رابطه معنا دار بین بررسی علایم و شکایات مشابه بیماران هایپر گلایسمی‌.
  2. تبیین رابطه معنادار بین بررسی رژیم غذایی عاری از قندهای ساده بر درمان هایپر گلایسمی‌.
  3. تبیین رابطه معنا دار بین بررسی میزان از بین رفتن عوارض و شکایات بیماران هایپر گلایسمی‌ پس از درمان با رژیم‌های غذایی عاری از قند‌های ساده.

 

سؤالات تحقیق

 سؤالات اصلی: 

  1. آیا بین هایپر گلایسمی‌ و سردرد بیماران دیابتی رابطه معنا داری وجود دارد؟
  2. آیا بین مصرف قند های ساده بر افزایش ترشح انسولین و بلعکس  رابطه معنا داری وجود دارد؟
  3. آیا بین طول عمر پانکراس و ارتباط ان با میزان ترشح انسولین  رابطه معنا داری وجود دارد؟

سؤالات فرعی: 

 سؤالات فرعی این تحقیق عبارتند از:

  1. آیا بین  علایم و شکایات  مشابه بیماران هایپر گلایسمی‌ رابطه معنا داری وجود دارد ؟
  2. آیا بین  رژیم غذایی عاری از قند های ساده بر درمان هایپر گلایسمی‌ رابطه معنا داری وجود دارد؟ 
  3.  آیا بین   میزان از بین رفتن عوارض و شکایات بیماران هایپر گلایسمی‌ پس از درمان با رژیم های غذایی عاری از  قند های ساده  رابطه معنا داری وجود دارد ؟

 

فرضیه‌های تحقیق

فرضیه‌های اصلی: 

  1. بین هایپر گلایسمی‌ و سردرد بیماران دیابتی رابطه معنا داری وجود دارد.
  2. بین مصرف قند های ساده بر افزایش ترشح انسولین و بلعکس  رابطه معنا داری وجود دارد. 
  3. بین  طول عمر پانکراس و ارتباط آن با میزان ترشح انسولین  رابطه معنا داری وجود دارد.

 

فرضیه های فرعی:

 فرضیه های فرعی این تحقیق عبارتند از :

  1. بین علایم و شکایات  مشابه بیماران هایپر گلایسمی‌  رابطه معنا داری وجود دارد.
  2. بین رژیم غذایی عاری از قند های ساده بر درمان هایپر گلایسمی‌ رابطه معنا داری وجود دارد
  3. بین میزان ازبین رفتن عوارض و شکایات بیماران هایپر گلایسمی‌ پس از درمان با رژیم های غذایی بدون قند‌های ساده  رابطه معنا داری وجود دارد

 

مواد و روش‌ها

نوع مطالعه؛ زمان و محل انجام آن:

 این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی متقاطع (Two period cross over trial) 

 می‌باشد که به صورت دوسوکور و با هدف مقایسه اثر دو وعده غذایی بر میزان انسولین و گلوکز سرمی‌در بیماران مراجع به کلنیک طعام الاسرار تهران انجام می‌گیرد.

 جامعه آماری مورد مطالعه:

 افراد مراجع به کلینیک طعام الاسرار

 روش تجزیه و تحلیل داده‌ها: 

 جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار آماری spss و جهت ارائه‌ی اطلاعات از نرم‌‌افزارهای Power Point, Excell, Word  استفاده شده است.

 تست‌هایی که در بررسی جهت تأیید فرضیات مورد استفاده قرار گرفته‌اند عبارتند از: آزمون t زوج، t مستقل، آنالیز واریانس یکطرفه، تست شفه و ضریب همبستگی پیرسون.

 روش برآورد حجم نمونه و تعداد آن:

 به طور کل در مطالعات بالینی متقاطع (Cross over) حجم نمونه لازم بمراتب کمتر از مطالعات بالینی موازی است. برای مطالعه‌ای از نوع موازی اندازه نمونه با استفاده از فرمول که در آن و  می‌باشد؛ به دست می‌آید.

 اگر بر اساس متغیر انسولین سرمی‌اندازه نمونه لازم برای مطالعه موازی محاسبه گردد؛ در هر گروه ؟ نفر نیاز خواهد بود. از طرفی رابطه بین اندازه نمونه در دو نوع مطالعه موازی و متقاطع به این صورت است:

که در آن  واریانس پاسخ‌های مورد مطالعه بین ا فراد  واریانس پاسخ‌های مورد مطالعه در افراد و n= تعداد نمونه لازم برای مطالعه متقاطع می‌باشند.

 لذا اگر برای متغیر انسولین سرمی‌میزان  در نظر گرفته شود، اندازه نمونه برای هر مرحله از مطالعه متقاطع حاضر 7 نفر می‌باشد. لازم به ذکر است که کلیه محاسبات فوق برای دو متغیر دیگر یعنی گلوکز سرمی‌و فعالیت نیز انجام پذیرفت و اندازه نمونه کمتر از 7 نفر بدست آمد. لیکن برای افزایش دقت می‌بایستی این مطالعه با اندازه نمونه 7 نفر در هر گروه مطالعه که برای سطح انسولین سرمی‌بدست آمده است، انجام شود.

 روش گزینش و دسته‌بندی افراد و تجویز وعده‌های غذایی:

 روش گزینش:

 با توجه به محدودیت‌ تعداد افراد مراجع به کلینیک طعام الاسرار که واجد معیارهای ورود به مطالعه و فاقد معیارهای خروج از مطالعه بودند. 

 سنجش انسولین و گلوکز:

 دستورالعمل زمان‌بندی سنجش‌ها:

 در ابتدای امر و جهت ورود افراد به تحقیق همگی آنان تحت آزمون سنجشFBS )   Bs  یکساعته و دو ساعته انسولین ناشتا و انسولین یکساعته و دوساعته  و c peptide ) قرار گرفتند. سپس در هر مرحله از آزمون پس از انجام فعالیت بدنی به منظور کاهش ذخایر گلیکوژن و قبل از صرف وعده غذایی آزمون؛ کلیه افراد تحت آزمون سنجش انسولین و قند دو ساعته قرار گرفتند. به این ترتیب که در لحظه شروع صرف غذا و سپس در فواصل 30 دقیقه؛ در روز آزمون و دو و نیم ساعت پس از غذا؛ وفعالیت بدنی تا  و جهت کاهش ذخایر گلیکوژن در این افراد صورت گرفت. سه ساعت پس از این مرحله (در واقع دو و نیم ساعت پس از صرف وعده غذایی آزمون)، همگی افراد تحت آزمون‌های تست قند خون  قرار می‌گیرند.

 کلیه موارد فوق برای مرحله دوم آزمون تکرار گردید.

  بررسی‌های تن سنجی:

 برای تعیین شاخص‌های تن سنجی که از جمله متغیرهای مستقل مطالعه می‌باشند؛ پس از تعیین قد فرد با یک قدسنج معمولی؛ با کمک دستگاه In Body 3.0 که در واقع یک دستگاه آنالیزکننده ترکیب بدن می‌باشد؛ اطلاعاتی نظیر: وزن و قد اندازه گیری می‌شود.

  مشخصات ابزار جمع‌آوری اطلاعات و نحوه جمع‌آوری آن:

  •  روش کلی جمع‌آوری اطلاعات همانند بیشتر مطالعات کارآزمایی بالینی، مشاهده است.
  •  پرسشنامه ثبت مشخصات فردی که شامل متغیرهای مستقل مطالعه نظیر: سن، وزن و ... نیز می‌باشد.
  • خونگیری و انجام آزمایشات سنجش گلوکز و انسولین سرمی؛ در ابتدای مطالعه و در طی هر دوره آزمون و آزمایش قند دو ساعته پس از مصرف غذای تعیین شده در کلنیک طعام الاسرار

 

ملاحظات اخلاقی:

 با توجه بدانکه در این مطالعه از هیچ ترکیب دارویی و یا ماده شیمیایی دیگر که ممکن است برای افراد تحت آزمون در کوتاه مدت و یا بلند مدت خطرساز باشد، استفاده نشده و بررسی در قالب تغییر در برنامه غذایی طراحی گردیده است؛ لذا از نقطه نظر اخلاقی مشکل خاصی در بین نیست و تنها مورد موجود در این مطالعه خون‌گیری از افراد تحت آزمون می‌باشد که آنهم توسط افراد متخصص و با نهایت دقت صورت گرفته است و قبل از انجام نیز تمامی‌افراد از روند تحقیق مطلع بوده و این تحقیق با اخذ رضایت نامه کتبی از آنان صورت گرفته است.

 

 فهرست منابع

 1 Lvy, J. L. ''Glycogen resynthesis after exercise: effect of carbohydrate intake.'' Int J Sports Med, 1998, 19, pp: 142145.

 2 Burtis, C. A. Ashwood, E. R. '' Tietz text book of clinical Chemistry.'' 3th Ed. Pjiladelphia, Saunders, 1999. pp: 754 764.

 3 Garrow, J. S. James, W. P. T. Ralph, A. '' Human Nutrition.'' 10th Ed. United State, Churchill Liveingstone, 2000, pp: 5569.

 4 Mc Ardle, W. D. Katch, F. I. Katch, V. L. '' Sport and Exercise Nutrition.'' Baltimore. Maryland, Williams and Wikins, 1999. pp: 1317.

 5 Shills, M. E. Olson, J. A. Shike, M. Ross, A. C. '' Modern Nutritions in Health and Disease.'' 9th Ed. Maryland, Williams and Wilkins, 1999. pp: 771772.

 6 گایتون، آ. "فیزیولوژی پزشکی." ترجمه شادان، ف. تهران، شرکت سهامی‌چهر، سال 1362. ص: 2045‌ 2030.

 7 Kuo, C. H. Hwang, H. Lee, M. C. Castle, A. L. lvy, J.L. '' Role of insulin on exercise – induced GLUT 4 protein expression and glycogen supercompensation in rat skeletal muscle. ''J Appl Physiol, 2003, 10, pp: 850858.

 8 Kahn, R. C. Weir, G. C. '' Diabetes Mellitus.'' 13th Ed. Pennsylvania, Lea and Febiger, 1994. pp: 100154

 9 Zawadzki, K. M. Yaspelkis, B.B. Ivy, J. L. '' Carbohydrate protein complex increases the rate of muscle glycogen storage after exercise.'' J Apple Physiol, 1992, 72, pp: 18541859.

 10 Burke, L. M. Collier, G. R. Beasley, S. K. Davis, P. G. Fricker, P. A. Heeley, P. Walder, K. Hargreaves, M. '' Effect of coingestion of fat and protein with carbohydrate feedings on musclegycogen storage.'' J Appl Physiol, 1995, 78, pp: 2187 2192.

 11Tarnopolsky , M . A . Bosman , M . Macdonald , J . R . Vandeputte , D . Martin , J . Roy , B . D .  J Appl physiol , 1997 , 83 , pp : 1877 – 1883

 

 

دوشنبه, 18 آبان 1394 ساعت 19:02

ذات درمانی

نوشته شده توسط

جهان‌بینی ذات درمانی (بخش اول)

نویسنده مسئول: دکتر حمید رضاشیخ روشندل

ذات درمانی

مقدمه:

 آنچه را كه این جانب تحت لوای این نام آورده ام،به قصد ایجاد تحولی در طب و یا بنیان روشی مجزا به غیر از آنچه تا به حال مرسوم بوده نمی باشد.بر همگان آشكار است كه طب علمی است تجربی و هر آنچه كه تجربی باشد در هر لحظه خود را انكار می كند. بنابر این حتی تعصب بر این گفتار نیز بیان ضد و نقیض خواهد بود. چیزی كه باعث به وجود آمدن رشته‌های درمانی گوناگون گردیده، استوار نمودن یك خط مشی صحیح بر اساس بینش‌های متفاوت می‌باشد. روش‌های درمانی موجود مثل رایحه درمانی،طب سوزنی،پزشكی نوین،هومیوپاتی و..... هر یك چهارچوبی را در نظر گرفته و بر مبنای آن نظریاتی را اعلام نموده و آنرا تجربه می كنند.تجربه كردن این ایده ها جزء مشترك همه آنهاست. بنابراین ذات درمانی نیز با داشتن یك الگوی خاص قصد دارد از یك زاویه ویژه ایده های خود را در معرض تجربه قرار. اینجانب با توكل به حق،امیدوارم كه این ایده ها مورد توجه دانش پژوهانی قرار بگیرد كه قصد دارند عمر خود را در خدمت به بشریت بگذرانند. ذات درمانی ،عبارتست از روشی برای پیش گیری از انحراف از معیار سلامتی.در این روش استفاده از منابع طبیعی اعم از غذا و دارو،مبنای اصول درمان است. ذات درمانی در حقیقت ساده ترین و كم ضررترین راه برای پیشگیری یا درمان یك انسان نامتعادل است. از دیدگاه ذات درمانی متقاضی درمان فردی است كه چه از نظر جسمی و چه از نظر ذاتی و یا روحی دچار حالت و یا حالتهایی باشد كه با معیارهای یك انسان عادی فاصله گرفته باشند. بدیهی است كه این ایده مورد توجه تمامی علوم درمانی است و بالطبع سخن جدیدی نیست.آنچه كه ذات درمانی را از دیگر رشته های درمانی متمایز می سازد چهارچوب اصولی آن و یا روش نگرش این روش در خصوص جهان بینی طبی انسان است.در ذات درمانی سخن از انسانی است كه تمامی ابعاد وجودی او در نظر گرفته شده و بر روی آن تأكید می گردد.در میان رشته های درمانی، هومیوپاتی شبیه‌ترین نگرش را به این روش دارد.

 

وجوه انسانی از دیدگاه ذات درمانی: 

در ذات درمانی برای انسان سه جزء یا سه وجه درنظر گرفته شده است.

  1. جسد
  2. بنیان یا ذات یا هویت
  3. روح

ذات درمانی اجزاء انسان را مدغم در یكدیگر نمی داند بلكه كلیه آنها را به صورت مجزا در نظر می گیرد،به ویژه روح و جسم را.
به عقیده ذات درمانی این دو هیچگاه به صورت واحد درنمی آیند،بلكه از طریق واسطی به نام ذات و یا هویت یا نفس به یكدیگر متصل می باشند.این واحد ارتباطی دارای خواص مشتركی از روح و جسم است كه تا آخرین لحظات زندگی خاكی،این ارتباط را حفظ می‌كند.
ذات درمانی معتقد است كه كلیه تغییراتی كه منجر به ایجاد حالت سلامتی و یا بیماری میگردد دارای یك منشأ اثر از ذات است.ذات انسان دارای حالتی است كه با تأثیرگذاری بر روی روح و جسم می تواند خواص طرفین را به یكدیگر منتقل سازد. با توجه به این مطلب ذات درمانی یك چهارچوب خاص را ارائه میدهد كه كل ماهیت خود را به دو بخش پیشگیری و درمان تقسیم می كند.هرچند این تقسیم بندی از رایج ترین تقسیمات سایر علوم نیز می باشد ولی در ذات درمانی به دلیل اصول و عقاید ویژه متفاوت از سایر رشته هاست.

 

مبحث پیشگیری: 

 ذات درمانی علاوه بر اینكه از تجربیات سایر روشهای درمانی بهره  می گیرد،به شدت به درنظر گرفتن ذات و هویت انسانی توجه دارد.از دید ذات درمانی فرق بین انسانها در افتراق ذات و هویت آنهاست وگرنه مواد تشكیل دهنده همه جسم‌ها یكی است و كوچك‌ترین تفاوتی با هم ندارند، میزان ابتلاء به بیماری‌ها بواسطه اختلاف در ذات بشری است نه در جسم آنها و اگر به جز این بود تمامی مردم دچار بیماری های یكسان می شدند و داروهای یكسان آنها را درمان می كرد و یا اینكه یك نوع غذا منشأ یك نوع اثر در افراد می‌شد، در حالیكه در هیچ یك از موارد فوق الذكر نتایج یكسان حاصل نمی‌شود و از نظر من همه این اختلافات بواسطه عدم تشابه در ذات انسانهاست. ذات درمانی می گوید كه هرگاه علوم درمانی هویت ذات انسانی را نادیده بگیرند بدون شك در مسیر خود مرتكب اشتباه شده اند و این اشتباه را تا زمانی كه این مسئله مهم را مورد توجه قرار ندهند ادامه خواهند داد.در حال حاضر بسیاری از علوم درمانی بدون توجه به ذات،انسان را تنها از دیدگاه فیزیكی محض و به صورت یك جسم مادی درنظر گرفته‌اند كه این دیدگاه ضربات سهم‌گینی را بر پیكر طب وارد ساخته است. 

 

ذات درمانی و مراتب وجودی انسان

 ذات درمانی مراتب وجودی انسان را از روح به عنوان بالاترین رتبه و جسم به عنوان پایین ترین رتبه درنظر می گیرد كه از بالا به پایین رقت به غلظت می رسد و روح در رقیقترین درجه قرار دارد كه عملاً غلظت و ظلمت برایش بی معنی است و این مراتب به تدریج به غلظت و تاریكی می رسد كه ذات و هویت انسانی در بخش قربت به روح، دارای رقت و در بخش قربت به جسم، دارای غلظت می‌گردد و همین تغییرات تدریجی كه نامحدود نیز می باشند تفاوت بین وجوه انسانی را فراهم می سازند و انسانها را با این همه گوناگونی و عدم تشابه متفاوت می‌كنند. اگر روزی فرا برسد كه مراتب این ذات به تفكیك شناسایی گردند،در آن زمان درمان دردهای جسمی و روحی و روانی كاری بسیار ساده خواهد بود. تا آن حد كه ممكن است بیماری‌ها هیچگاه به ظهور نرسیده و در مرحله پیشگیری قابل كنترل باشند، همانند كشفیاتی كه در علم ژنتیك رخ داده است. البته با توجه به اینكه این علم دیدی محدود به جسم انسان دارد بدون شك یك علم كامل نخواهد بود و در مرحله ای اجباراً متوقف خواهد شد كه زمان این موضوع را به اثبات خواهد رساند. 

 چون ذات درمانی ذات انسانی را منشأ اثر بر جسم می‌داند این تأثیرات را به سه دسته تقسیم كرده است: 

  1. ذات انسانی اثری را از روح به جسم منتقل می‌نماید.
  2. اثری را از جسم به روح منتقل می نماید كه به تبع آن فرد تأثیر می پذیرد و مجداً موجب تأثیری بر جسم می گردد. 
  3. از محیط انسانی كه مملو از ذات‌های انسانی است تأثیر می پذیرد و در نتیجه این اثر را به جسم منتقل می‌نماید. برای روشن شدن هر چه بهتر مطلب می‌توان حسادت را مثال زد كه ذات انسانی بواسطه حسادت می‌تواند به راحتی تحت تأثیر قرار گیرد و این تأثیر نیز متقابلاً به جسم انتقال یافته و قادر است آنرا تا سرحد بیماری به پیش ببرد. شناخت نوع اثر می تواند راهگشای بسیاری از بیماری‌های لاعلاج باشد كه بعداً به تفصیل در مورد آن صحبت خواهم كرد.

 

تقسیم بندی جسم و جسد از دیدگاه ذات درمانی

ذات درمانی در بخش پیشگیری توجه خود را به ذات و هویت متمركز می‌كند، ولی در بخش درمان بیشتر متوجه جسم می شود،چرا كه راه ورود و تأثیر بر هویت و ذات انسانی جسم است و در واقع تنها راه نفوذ جسم است.بنابر این ذات درمانی دارای تقسیم بندی دیگری در این بخش می باشد كه به شرح زیر است: جسم و جسد از این دیدگاه دارای دو بخش عمده می باشد.

بخش اول:

 به قسمتهایی از جسد گفته می شود كه دارای یك ارتباط قوی و غیر قابل انكار با ذات و هویت داردكه جسمیت خاص نامیده می شود. 

 بخش دوم:

به آن قسمت از جسم و جسد گفته می شود كه هیچگونه ارتباطی با ذات و هویت ندارد و جسمیت تام نامیده می شود. 

جسمیت خاص

اگر بعد عرفانی موضوع را درنظر بگیریم مرتبه جسمیت خاص بالاتر از جسمیت تام است و در واقع جسمیت تام غلظت محض است كه بخش كاملاً خاكی از وجود انسان است و جسمیت خاص به واسطه اینكه یك درجه بالاتر از جسمیت تام است دارای رقت شده و در نتیجه از غلظت كمی فاصله گرفته كه این رقت بواسطه همان ارتباطش با ذات و هویت انسانی است.

جسمیت تام

جسمیت تام فاقد هویت ذاتی است،معمولاً قسمت بیشتری از كل جسم در این بخش گنجانده می شود.در این بخش دردها و درمانها با دیگر موجودات هم جنس مشابه است.یعنی علاوه بر اینكه درد و درمان در این بخش با انسانهای دیگر مشابه است با حیوانات نیز از تشابه برخوردار است.برای مثال شكستگی استخوان كه در این بخش گنجانده می شود،برای تمامی انسانهایی كه به همین نحو دچار شكستگی استخوان شده باشند از یك فرمول درمانی استفاده می كنند كه حتی برای حیوانات نیز قابل استفاده است.

جراحات موضعی و سوختگی ها،شكستگی ها در تمامی گونه های بشری و حتی حیوانی مشروط به هم گروهی(مثلاً پستانداران)با یك نوع فرمول و تكنیك بهبودمی یابند. یكسانی نحوه درمان به این علت است كه وابسته به هویت موجودات نمی باشد.از دید ذات درمانی فرق بین حیوان و انسان در هویت و ذات نیست بلكه در روح است.یعنی حیوانات دارای ذات می باشند ولی فاقد روحند،البته حیوانات ذاتی درخور جسم خود دارند و بسته به رقتی كه دارند مؤثر می شوند.مثلاً هر چقدر رقت ذات حیوان بیشتر باشد به ذات انسانی نزدیك تر می شونو می توانند بر انسان تأثیر گذاشته و یا از آن متأثر شوند.مثل سگ و گربه و اسب،در این بحث هر چقدر غلظت ذات حیوان بیشتر باشد به همان نسبت از انسان دورتر می گردد مثل خوك،مورچه و..... مشخص نمودن نقاط خاصی از بدن برای این بخش یعنی جسمیت تام تقریباً مشكل و پیچیده است.

در واقع هر گاه بتوان به نقطه خاصی به عنوان مركز درد اشاره كرد(مثلاً نقطه ای در ساعد،لاله گوش و یا نقطه ای در ران در این بخش (جسمیت تام )می گنجد.به عبارت ساده تر،درد و جراحات و اشكالات در نقاطی كه بیمار بتواند آنها را نشان بدهد و كاملاً مشخص باشند جزء این گروه تقسیم بندی می شوند.برای روشن تر شدن مطلب مثالی می آوریم.ممكن است شما از پا درد شكایت كنید ولی نتوانید نقطه خاصی از پایتان را نشان دهید.درواقع شكایت از یك درد نامفهوم و منتشر دارید ولی ممكن است بگویید پایم درد می كند و دقیقاًنقطه خاصی را نشان دهید.حالت دوم را می توان جزء جسمیت تام تقسیم بندی كرد. با توجه به اینكه در علوم مرسوم ذات و هویت انسانی درنظر گرفته نشده است،این علوم بیشترین موفقیت خود را در بخش جسمیت تام دارند و برای همین است كه در پزشكی تجربی بخشهای مكانیكی درمانی بسیار جلوتر از بخشهای دیگر است و ما شاهد هستیم كه تجهیزات اتاق عمل،دندانپزشكی و چشم پزشكی نسبت به روان درمانی غیرقابل مقایسه اند.این امر از آن جهت است كه پزشكی تجربی،موفقیت را در بخشی داشته و خواهد داشت كه ذات مطرح نباشد. بخشی از بدن داری ذات بوده و درمان این بخش بدون درنظر گرفتن ذات غیرممكن و یا دشوار خواهد بود.این بخش از بدن بواسطه ارتباط با ذات با روح مرتبط بوده و می تواند همانطور كه قبلاً توضیح داده شد،انواع تأثیرها را آشكار كند و منشأ این تأثیرات نیز ذات و هویت انسانی بوده و درمان آن نیز از این طریق می باشد. در پزشكی نوین تعریف بیماری و سلامت منحصراً محدود به بخشهای فاقد ذات است.یعنی پزشكی نوین به راحتی می تواند فرق بین دندان سالم و خراب را توضیح دهد و یا چشم قوی و ضعیف ،با چه معیارهایی سنجیده می شوند و یا انگشت كج و سالم ،از چه ساختاری تبعیت  می كنند، ولی بیماری‌های روانی و شخصیتی افراد را هنوز نتوانسته به درستی معنی كند و خط مرزی را بین سالم و ناسالم به همان دقت موارد دیگر مشخص سازد. 

 به واسطه همین موضوع بسیاری از بیماریها را كه نمی تواند با معیارهای جسمی مقایسه كند به عنوان بیماری‌های عصبی طبقه بندی می‌كنند. در ذات درمانی هر عضو انسان دارای یك جایگاه مشابه در ذات اوست.یعنی هر عضو علاوه بر اینكه دارای یك مشخصه از نظر مواد تشكیل دهنده است،دارای یك ذات نیز می باشد كه همانند جسم كه اعضاء مختلف مانند دست و پا،سر و دست و ... جسم كامل را تشكیل می‌دهند.

اجزائ ذات نیز تشكیل ذات كامل انسانی را می دهند. 

ذات انسانی پل ارتباطی بین روح و جسم است. ذات انسانی قدرت آن را دارد كه جسم را به رقت برساند یعنی از غلظت دور كند و جسمی كه دچار رقت می شود می‌تواند بیماری را به سادگی پشت سر بگذارد.كه البته تأثیرات آن فراتر از بیماری می باشد،یعنی این تأثیرات به اندازه ای قوی است كه حتی معیار و خط فرضی سلامتی را نیز می‌گذراند. با این دیدگاه هرچقدر جسم دارای استقلال بیشتر می‌شود رقیق‌تر می‌شود و هر چقدر كه رقیق‌تر شود می‌تواند فاصله خود تا ذات را بیشتر کند این یعنی استقلال بیشتر. 

ذات یا هویت انسانی

ذات یا هویت انسانی می‌تواند به راحتی از جسم تأثیر بپذیرد و چون به عنوان واسط عمل می كند این تأثیر را به روح منتقل می كند و به این دلیل كه از دید ذات درمانی، ذات نیز دارای اجزاء می‌باشد، به همان اندازه كه جسم در اجزاء خود دچار نقصان گردیده  ذات نیز این نقیصه را درك كند و چون این تأثیرات متقابل است اثرات منفی را مجدداً به جسم منتقل نماید كه به صورت بیماری ظاهر می‌شوند. مثلاً معلولیت جسمی را در نظر بگیرید، نقص موجود، ذات شخص را تحت تأثیر قرار می‌دهد و نهایتاً روح را ،آزرده می كندوآزرده شدن روح علائمی را از طریق ذات به شخص منتقل می كند كه میتواند بازتاب های جسمی داشته باشد مثل افسردگی، در حالیكه در حیوانات این مسئله بروز نمی كند چون به جز ذات روح در كار نمی باشد.علاوه بر این در چنین حالاتی به علت بازتاب این احساس نقص روحی،جسم نیز هر لحظه اعتماد به ذات ( اعتماد به نفس) را از دست داده و نزدیكی بیشتر را برای امنیت بیشتر از ذات طلب می كند.ذات نیز به واسطه این عدم استقلال جسم،نزدیك شدن به جسم را می پذیرد و چنانچه این نزدیكی بیشتر شود، همانگونه كه بعدابه آن اشاره می‌شود باعث جنون می‌گردد. 

گاهی اوقات ذات انسانی به واسطه انرژی و رقتی كه دارد مانع از احساس نقص جسمی می شود و با انتقال درصدی از رقت خود به سمت غلظت جسم،حالتی را پدید می آورد كه جسم با داشتن نقص می تواند علائم بهبود را نه از نظر جسمی بلكه از نظر ذاتی ظاهر كند.

بیشتر اوقات بیماری‌ها از ذات انسانها سرچشمه می‌گیرند و این نوع سرچشمه گرفتن ها در جسم علائمی را ایجاد می كنند كه علوم پزشکی نوین كه انسان را فقط به صورت یك جسم مكانیكی درنظر گرفته‌اند، از تشخیص این بیماری‌ها عاجز میماند. در حال حاضر نسبت دادن بسیاری از بیماریهای ناشناخته و گنگ به سیستم عصبی و روحی روانی،امری معمول در طب نوین گردیده است.چون این گروه از بیماریها مربوط به مدار ذاتی است،متأسفانه هیچ دستگاهی(به دلیل غلظت بالایشان)قادر به تشخیص و اندازه گیری میزان و نوع این بیماریها نمی باشد.امروزه طب نوین تلاش می كند تا علائمی را كه جسم در هنگام وجود این بیماریها از خود نشان می دهد را مورد بررسی قرار دهد و بدتر از آن اینكه،به تصور خود این علامت‌ها را درمان می كند كه این درمان علامتی كاملاً بی فایده است و موجب بروز اختلالاتی نیز در بدن می شود.

ذات درمانی با در نظر گرفتن موجودات،در مبحث درمان خود راهكارهای درمانی خاصی را جستجو می كند و داروهایی را نیز تجویز می كند كه بتوانند بر رقت ذات تأثیرگذار باشند.وقتی كه ذات درمانی عقیده دارد،نزدیكی ذات به جسم باعث جنون میشود،نتیجتاً با یافتن راهی در جهت ایجاد این فاصله تعادلی،بطبع قدرت درمان این نوع جنون را خواهد داشت.

از دید ذات درمانی،تغییراتی كه در فواصل بین ذات و جسم ایجاد می شود،درواقع تعیین كننده مرز بین سلامتی و بیماری می باشد .دوری ذات به معنای استقلال جسم و سلامتی بیشتر و ارتقای بیشتر بواسطه رقت بیشتر است و بلعکس چنانچه ذات آنقدر به جسم نزدیك گردد ، بعنوان رابط عملاً بدون انکه ماهیت خود را ازدست دهد ،دچار غلظتی می‌گردد که وظیفه خود را بعنوان تعدیل کننده خواص حیوانی انسان، از دست میدهدکه انسان رادچار کم رنگ ترین حالت در خواص انسانی میکند و بدترین نوع آن زمانی است كه ذات در درون جسم وارد شود و چون جسم ظرفیت این نوع پذیرش را نخواهد داشت عملاً دچار جنون انی خواهد گردید،چرا كه جسم در این حالت از درك آزار به خود و دیگران عاجز می ماند.در این حالت چون جسم از ذات تأثیر می گیرد دچار شكنندگی می شود.ولی ذات از این جهت آسیب نمی بیند و ماهیت خود را حفظ خواهد نمود. مثل آب كه اگر منجمد شود شكننده خواهد شدولی ماهیتش تغییر نمیکند.اگر كاسه ای آب را منجمد كنیم بشکل مظروف در میاید و چنانچه آنرا بشكنیم از حالت مظروف خارج میشود و دیگر نمی توانیم بگوییم یك كاسه یخ است ولی باز هم به هر تكه كوچك از یخ آب گفته می شود،یعنی حالت انجماد یك نوع تأثیر است كه مربوط به جسمیت است و آب روح است كه هر ذره یخ،آب را در خود جای داده و اگر حرارت داده شود به بخار تبدیل می شود ولی هنوز اصل ماهیت خود یعنی آب را داراست.

میزان رقت ذات انسانی می تواند نمایانگر میزان بیماری آن فرد باشد.اگر زمانی فرا برسد كه همه بتوانند این میزان رقت را اندازه گیری كنند درواقع آنچه كه تا كنون از نظر تشخیص نوع بیماریها مبهم بوده برطرف خواهد شد. حیوانات ذات ثابت دارند و خود قدرت تغییر این هویت را چه بالاتر و چه پایین تر ندارند . 

مراتب ذات

در ذات درمانی مراتب ذات براساس قرارگرفتن ذات در فاصله‌های مختلفی از جسم تعریف می‌گردد. در واقع مدارهای ذات غلیظ‌ترین حالت که نزدیک‌ترین وضعیت به جسم می‌باشد شروع و به رفیق ترین و دورترین حالت از جسم ختم می‌گردد.

در تعاریف جهان‌بینی ذات درمانی، ذات انسانی قادر به ترک این دنیا نمی‌باشد ولی در این دنیا می‌تواند به بالاترین درجه رقت خود برسد.

عدم دخول به جهان ابدی بواسطه نداشتن رقت و لطافت کافی است و همچنین است که از نظر ذات درمانی روح بواسطه دارا بودن رقت و لطافت بیش از حد (که بخشی از خالق هستی محسوب می‌گردد) به مدار دنیوی وارد نمی‌شود و این به این واسطه است که این دنیا بواسطه غلظت بالایش تحمل پذیرش انرا ندارد.از نظر ذات درمانی، تا قبل از برزخ مدارهای دنیوی و پس از ان مدارهای اخروی محسوب میگردد.بنا بر این عقیده ،روح همیشه دارای فاصله زیادی از جسم است و اتصال ان به جسم از طریق ذات است. بعد از مرگ رشته ارتباطی موجود بین جسم و ذات و همچنین بین روح وذات جدا میشود . بنا بر این جهانبینی پس از انتقال کلیه اطلاعات جسم به ذات و از ان به روح در وافع انچه که در این دنیا باقی میماند وجود ذات میباشد نه روح. ذات مردگان که از نظر ذات درمانی یک کپی دقیق از جسم ومکنونات انسان می‌باشد، در محیط‌های مختلف وجود داشته و بنا بر این عقیده میتوانند بواسطه هم مداری های اتفاقی که بعدا شرح ان میرود در اعمال و رفتار زندگان تاثیر گذار باشد. آنچه را که در ادیان مختلف مرسوم است و نوعی تمسک جوییدن به ارواح مردگان محسوب میشود در تحت تاثیر قرار دادن ذات بدون جسم این افراد توسط ذات انسان‌های زنده و مرتبط با جسم می‌باشد.‌ به‌عقیده من اگر در پیشرقت‌های بشری شرایطی حاصل شود که بتوان بنحوی از رقت‌ها و لطافت‌های دنیوی تصویر برداری کرد شاید روزی برسد که بتوان از ذات افراد هزاران سال قبل نیز تصویری برداری کرد. بنا به عقیده ذات درمانی ذات حتی پس از میلیون‌ها سال هم ماهیت خود را از دست نخواهد داد.

 

مدارهای ذات

همانطور که قبلا اشاره گردیده مدارهای اشاره شده بواسطه جابجایی ذات تعریف گردیده است و نحوه تقسیم بندی آن بشرح زیر است.

مدار جنون

مدار سرگردانی

مدار تعادل

مدار تعالی

مدار برزخ

مدار قیامت

 

 

 

از انجایی که مدار های برزخ و مدار قیامت بحث ما را فلسفی نموده و  از حیطه درمان خارج میسازد وهمچنین از انجایی که بنده دانش پرداختن به انرا ندارم انرا به اهل خودش واگذار نموده وسعی میکنم تمامی تمرکز را بر بخشهای دیگر بگذارم.

 

مدار جنون

مدار جنون در ذات درمانی به حوزه‌ای اطلاق میشود که ورود ذات به ان حوزه موجبات بهم ریحتگی را از نظر ماهیتی ایجاد می‌کند بدون انکه در ساختار جسمیت تام، آسیبی وارد کند. در مدار جنون جسم به وضعیتی میرسد که در پایین ترین و کمترین حالت و وضعیت استفلال قرار داشته و بواسطه عدم اعتماد به نفس ،با تمام قدرت تاثیر گذار بروی ذات گردیده و ذات را به نردیک ترین حالت و حتی باعث حلول در خود می‌نماید.
ساده‌ترین مثال در این ارتباط مثال غریق و ناجی است. چنانچه غریق که فقط توانای کمی در شنا کردن دارد، در حالتی قرار گیرد که در شرایط حداکثر ترس و دلهره باشد عملا ضمن سرعت بخشیدن به اسیب خود میتواند نقش ناجی را هم با تمام تبحر بی فایده کند .در چنین حالتی جسم و ذات با یکدیگر اسیب میبینند هر چند که اسیب جسم بیشتر از ذات خواهد بود.
جسم ناپایدار میتواند ذات را بخود نزدیکتر و نزدیکتر کند تا مرحله ای که باعث حلول در جسم گردد (مثل چسبیدن غریق به ناجی ) در چنین وضعیتی ،ذات بادرجه رقت و لطافت بالا ،ورود به جسم با غلظتی بالا میکند و بخش جسمیت خاص جسم که توانایی تحمل این همه غلظت را ندارد هرچند که اسیب فیزیکی و سخت افزاری نمیبیند ، دچار اسیب های جدی گردیده و از نظر ذات درمانی اولین عارضه در این حالت جنون آنی می‌باشد.

معمولا اسیب های فیزیکی بعداز جنون انی رخ میدهد که جسم افسار گسیخته بدون هیچ کنترلی میتواندبرای خود و دیگران خطر ساز گردد.بسیاری از خود کشی ها و دیگر کشی‌ها ناشی از این جنون آنی است که گاه حالت پایدار و گاه هم بسیار زود گذر میباشد. (این موضوع در بخش درمان بطور کامل و مشروح بحث خواهد گردید.)
پس انچه که از دیدگاه ذات درمانی قابل توجیه است ،نزدیکی بیش از حد ذات به جسم و حلول ان به جسم میتواند از شروع یک جنون خفیف و عکس العمل های غیر معمول و غیر مرسوم تا جنون محض، خط و مرز را مشخص کند.

هرچند این جانب مقیاسی را برای این فواصل نیافته ام (که انشاالله بزودی محقق میشود)ولی در حالت های جسمی و عکسالعمل های جسمی میتوان این فواصل را قابل تعریف کرد.
در علم طب بیماری عبارتست از انحراف از معیار سلامتی ،و سلامتی در اجتماعات گوناگون تعاریف خاص خود را دارد. 

در ذات درمانی نیز بر اساس عکسالعملهای فردی میتوان میزان این انحراف را تعریف کرد و بر اساس ان تعاریف میتوان حالت های شخص را تفیسر نمود و چنانچه تفاسیر دقیق باشند، می‌توان لحظه ورود ذات به حوزه جسم را بعنوان خط قرمز جسمی بنامیم و در وافع مرز بندی انرا معنی ببخشیم.

در آینده نه چندان دور این علم انقدر پیشرفت میکند که همانند ازمایشات مرسوم با اعداد و ارقام تعاریف دقیقی برای این حد و مرزها  تعیین کند.

می‌دانم که در حال حاضر مدام این سوال مطرح میشود که چگونه میتوان این فواصل را مدیریت کرد و خوشبختانه در حال حاضر نشانه های جسمی که قابلیت اندازه گیری را دارند کم نیستند که می‌توانند نشانگر این موضوع باشند و با مدیریت این نشانه ها بتوان فواصل ذات با جسم را مدیریت کرد.

آنچه را که تا کنون یافته‌ام و به آن یقین دارم اینست که ،مواردی که در مدیریت فاصله ذات از جسم تاثیر گذارند قاعدتا بایستی لطافت لازم برای انتقال را داشته باشند. بنا بر این بایستس مشخصه‌های ویژه‌ای را دارا باشند که در ذات درمانی به شکل زیر تقسیم بندی می‌شوند.

  1. داروهای فرا ماده‌ای که هیچگونه غلظتی نداشته و عین لطافتند
  2. داروهای لطیف از جنس ماده

از گروه داروهای فرا ماده ای انچه که بیشتر از همه در دست است و بسیار مرسوم (ولی مردم به ان بی توجه) که حتی خداوند متعال نیز انرا بکار برده ، کلام است.

کلام داروی فرا ماده ایست  که همانند ذات لطیف است و بطبع بعد مکان و زمان برایش علی السویه است ،البته در طب نوین هم از این دارو بشکل ناقصی در علم روانشناسی بهره برده شده است و استفاده از کلام در درمان تازگی نداشته و بدعت نیست .( در بحث درمان تفضیلا به این موضوع پرداخته می‌شود)

از گروه داروهای ماده ای میبایست سراغ لطیف ترین انها رفت که سنخیتی با لطافت ذات وتوان  تاثیر گذاری بروی ذات را داشته باشند.

در حال حاضر رقیق ترین موردها در دنیا که از لطافتی نسبی بر خوردار هستند به هوا، گرما،سرما، بخار و دود و مواد کم حجم با توان تاثیر گذاری بالا ،در عالم جامدات انرژی هسته‌ای و در عالم بیولژی به هورمون‌ها اشاره کرد.

خلاصه انچه را که سعی در طرح ان داشتم این بود که مدار جنون ،یک فضای تعریف شده با مرز مشخص می‌باشد (البته اندازه ان به تعداد انسانها متفاوت، لاکن مشابه می‌باشد) که چنانچه به هر دلیلی ذات از ان مرز به جسم نزدیکتر شود باعث جنون از یک در جه پایین تا جنون با درجات بالا میگردد که درجات بالای جنون در لحظه حلول ذات در جسم ایجاد می‌گردد.

 

مدار سرگردانی

مدار سرگردانی از قابل بحث ترین مدارهای ذات درمانی است .این مدار شلوغترین مدارذات انسانی است .در این مدار حیوانات جایی ندارند . این مدار مختص موجوداتی است که دارای جبر و اختیار باشند و حق انتخاب در افرینش انها گنجانیده شده باشد .به نظر من حداقل بایستی بیش از سه چهارم جمعیت انسانی دارای ذاتی در این مدار باشند و این بدان سبب ایت که ذات انسان پس از رسیدن به بلوغ ، مرحله رشد تعالی خود را از این نقطه اغاز خواهد نمود. انسانها با ذاتی در این مدار ،مدام در حالت سرگردانی و دو راهی های انتخاب قرار دارند.

مدار سرگردانی در واقع بیماریزا ترین مدار ذاتی است. این مدار شامل ذات جسمی است که به استقلال نرسیده باشد یعنی در ناپختگی و نارسی وامانده باشد.

 از انجایی که این مدار جمعیت بیشتری را در خود دارد در نتیجه تلاقی ذاتی بیشتری در ان صورت گرفته و بطبع ان تاثیر پذیری بیشتری نیز اتفاق میافتد ضمن انکه ذات نابالغ دارای تاثیر پذیری بالاتری نیز میباشد.

در همین رابطه لازم است اشاره شود که در درمان اینگونه افراد با تلاقی ذاتی یعنی هم مدار کردن ذات بین افراد (که یک اقدام درمانی است) می‌توان تاثیرات مثبت و یا منفی را برروی افراد،افزایش یا کاهش داد که در بخش درمان به آن پرداخته می‌شود.

مدار سرگردانی در پایین ترین نفطه خود با مدار جنون هم مرز است و در بالا ترین نقطه با مدار تعادل . بنا براین براحتی میتوان حوزه انرا تعریف کرد که بسته به قرار گرفتن ذات در کدام نقطه ایا فرد یا موجود انسانی به سمت تعادل در پیشرفت است یا در جهت جنون.

حرکت،جنبش و جابجایی ذات  در این مدار بیش از مدارهای دیگر است و برای همین انرا مدار شرگردانی نامیده ایم چرا که ذات در حوزه این مدار مدام از نقطه اوج به نقطه پایین در حرگت و رفت و امداست.

تاثیر پذیری در رفتار ،کردار ،و بیماریها واضح ترین مشخصه انسانی است که ذاتش در این مدار قرار دارد .  

مدیریت کردن دراین مدار نیز همانطور که گفته شد از طرق مختلف با استفاده از داروهای ی با لطافت بالا تری نسبت به مدار جنون امکان پذیر است.

ضمن اینکه بعدا در تقسیم بندی بیماری‌های هر مدار بحث می‌کنیم ملاحظه خواهد شد که هر چقدر رقت بیشتر میشود بیماری کمتر و درمان لطیف تر می‌شود. تعداد بیماریهایی که در مدار جنون وجود دارند سرعت عمل بیشتری برای از بین بردن جسم دارند و خشن تر و غلیظ تر هستند ولی ممکن است پایداری نداشته باشند در حالیکه بیماریهای مدار سر گردانی از نظر تعداد بیشتر ولی یا کشنده نیستند و یا سریع کشنده نیستند.

پس مدار سرگردانی مدار تاثیر پذیری، تاثیر گذاری، با حجم بیماری‌های متعدد و زیاد و فرسایشی است و در درمان این مدار بایستی، دارو لطیف تر از داروهایی باشد که در مدار جنون مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

مدار تعادل 

 مدار تعادل مدار غلبه موجودیت انسانی است 

مدارتعادل مدار رهبریت، فرماندهی و جهان گردانی، است

ذات افرادیکه در این مدار قرار دارند از یک دهم جمعیت دنیا تجاوز نمی کند .در مدار تعادل سکون بیشتر از حرکت حکم فرماست و روند حرکت عاقلانه بالغانه و هدفدار است .

در این مدار جسم به درجه ای از استقلال میرسد که عکس العمل هایش در اجتماع به برخوردها ی عاقلانه تعبیر میشود .

جسمی که ذاتش در این مدار است همه اعمالش چه مثبت و چه منفی با درجه ای از سکون ،ارامش و عقلانیت  میباشد.

لازم است توضییح دهم که مدار تعادل هیچ ارتباطی به تعاریف اجتماعی از خوب و نیکو بودن ندارد.

ممکن است موجود انسانی که ذاتش در این مدار قرار دارد در روند جریانات اجتماعی ،فردی خوب (بنا به تعاریف اجتماعی)باشد و ممکن است بلعکس ولی انچه که مهم است اینست که این فرد در نشان دادن مقیاس ها و انحرافات از معیار سلامتی با تعریفی که در ان اجتماع وجود دارد کمترین انحراف را دارد .

ذاتی که در این مدار قرار میگیرد توان باقی ماندن تا اخر دنیا را در ان دارد .

از انجایی که سکون در این مدار حاکم است به همین دلیل تاثیر پذیری در این مدار کم و تاثیرگذاری بسیار است .

تعداد بیماری‌هایی که در این مدار وجود دارند کمتر است.

جسمی که ذاتش در این مدار قرار می‌گیرد بسیار کم بیمار می‌شود و بیماری‌هایی که در آن عارض می‌شود بیماری‌هایی ساکن پایدار و مدت دار با عوارض بسیار کم می‌باشد.

 

مدار تعالی

مدار تعالی مدار فرزانگان است 

انچه در این دنیا بعنوان اثری از گذشتگان باقی میماند مربوط به فرزانگان است 

مدار تعالی مدار فرا رهبری است .در این مدار جسم توان رسیدن به رقت ذات را پیدا میکند . ودر این مدار است که جسم به واسطه رقتی که میابد مثل ذات بعد زمان و مکان برایش علی السویه میشود .کسانی که توان طی الارض را دارند از اهالی این مدار هستند .

نکته جالب اینکه در این مدار یا اینکه بیماری وجود ندارد و یا انکه تاثیر گذار نیست.بیماریهای سیستم ایمنی بدن توان ورود به حوزه جسمی که ذاتش در این مدار قرار دارد را ندارد. در این مدار جسم به بلوغی میرسد که برای بیماری اهمیتی قایل نمیشود و اگر قایل شود بسادگی قدرت درمان خود را خواهد داشت و حتی میتواند این اثر شفا بخشی را به دیگران نیز منتقل کند انهم تا میلیونها سال بعد! که ما در جوامع دینی و اعتقادی نمونه های عینی بسیاری را در قائده شفا گرفتن از ائمه داریم.

 

در این مدار تغذیه جسم به منتهی الیه لطافت میرسد،یعنی جسم توان تغذیه از هیچ را پیدا کرده و بعوض خوراک می‌تواند از انرژی‌های لطیف مثل نور گرما سرما و ... بهره ببرد و یا اینکه به مقدار ناچیزی از خوراک بسنده کند.

 

 

 

پایان بخش اول جهان‌بینی ذات درمانی

 

دوشنبه, 18 آبان 1394 ساعت 18:39

بررسی تاثیر گیاه مرمكی بر روی سندرم

نوشته شده توسط

چكیده:

هدف:

بررسی تاثیر گیاه مرمكی بر روی سندرم PMS

 سندرم PMS بیماری شایعی می‌باشد كه 30-40 % زنان به آن مبتلا هستند.

 

مواد و روش‌ها‌:

بررسی بصورت موردی و انتخاب نمونه ها بطور تصادفی و از طریق پر كردن پرسشنامه اطلاعاتی و مشاهده و مراجعه مستمر به موسسه تحقیقاتی – پژوهشی طعام اسرار انجام گرفت.

 

یافته‌ها‌:

عواملی چونن قد‌، سن‌، تاهل‌، داشتن یا نداشتن فرزند‌، تحصیلات‌ و ... بر روی بروز این سندرم تاثیری ندارد.

نتیجه گیری‌: تاثیر گیاه مرمكی بیشتر بر روی میزان خونریزی است تا اختلالات حاصل از PMS 

 

مقدمه‌:

عادت ماهیانه پدیدهای است كه در 30- 40% زنان علایم آن به قدری شدید است كه بعنوان یك بیماری شناخته می‌شود كه از آن بعنوان PMS نام می‌برند.
اگر عادت ماهیانه از 13 سالگی آغاز و تا 50 سالگی ادامه یابد و هر تجربه آن پنج روز از یك دوره 28 روزه را به خود اختصاص دهد هر زن بطور متوسط هفت سال از عمرش را با این پدیده سپری می‌كند و این امر اهمیت توجه به این موضوع را نشان می‌دهد.
این سندرم تركیبی از تغییرات آزار دهنده فیزیكی‌، روانی یا رفتاری است كه از نیمه دوم سیكل جنسی بصورت عود دوره ای اتفاق می‌افتد . شایع ترین سن بروز این سندرم 25-45 سالگی است كه از شایع تریت علایم آن می‌توان به كمر درد‌، زود رنجی‌، درد عضلانی و ورم اشاره نمود.عوامل مختلفی در بروز این سندرم می‌تواند دخیل باشد كه از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود‌:
كمبود ویتامین A و B6‌، رژیم‌های غذایی غنی از نمك‌، قند های ساده‌، كربوهیدراتهای تصفیه شده‌، كافئین‌، شكلات‌، كسب كالری بیشتر غذا از چربی‌، عدم تعادل هورمونی‌، افزایش پرولاكتین‌،‌ فعالیت بیش از حد غدد فوق كلیه‌، استرس‌، اختلال سیستم رنین- آنژیوتانسین، عدم فعالیت بدنی‌، اختالات خواب و وراثت و همچنین تغییرات هورمونی كه بعداز بلوغ‌، بارداری یا استفاده از قرصهای ضد بارداری اتفاق می‌افتد بوقوع می‌پیوندد.
درمان این سندرم بصورت دارو درمانی‌، حركات ورزشی و یوگا و شیوه های طبیعی صورت می‌پذیرد.
گیاه مرمكی از درختچه ای از خانواده Burseracea به نام مران گرفته می‌شوداین گیاه در مناطق گرمسیری می‌روید و در فصل گرما بمقدار كمی‌خود به خود بصورت مایع از شكافهای تنه درختچه به بیرون می‌تراود. از نظر شیمیایی این ماده تلخ و قرمز مایل به قهوه ای است كه 2.5 % ترپن‌، 40-30 % آرابینوز‌، گالاكتوز، اسید متیل گلیكورونیك، حدود 40-30 % رزین كه 60% آن را الكل‌ها و اسیدهای ترپنیك تشكیل می‌دهد. این گیاه مصارف درمانی گسترده‌ای دارد. اما هدف از این بررسی تاثیر این گیاه بر روی سندرم PMS می‌باشد.

 

مواد و روش‌ها‌:

افراد مورد مطالعه‌:

بررسی حاضر كه در قالب تاثیر گیاه مرمكی بر روی سندرم PMS انجام شد یك بررسی از نوع موردی بود كه بصورت تصادفی افراد انتخاب شدند و از طریق پر كردن پرسشنامه اطلاعاتی و مشاهده و مراجعه مستمر در مؤسسه تحقیقاتی-پژوهشی طعام اسراربر روی 30 نفر از زنان 52-14 سال از مناطق مختلف شهر تهران می‌باشد كه از بی سواد تا تحصیل كرده گزینش شده اند. در پرسشنامه بعد از كسب اطلاعات شخصی و وضعیت سلامتی‌، نوع سبك زندگی (وضعیت تحرك) و عادات غذایی ویژه (مصرف نمك و چربی) بعنوان پارامترهای مهم مورد پرسش قرار گرفتند و علایم PMS در دو دسته فیزیكی و سایكولوژیك ارایه گردید. 

 

یافته‌ها‌:

میزان تحصیلات، وضعیت تاهل، شغل، داشتن یا نداشتن فرزند و قد بر روی PMS تاثیری ندارد.وزن بالا و چاقی به عنوان یك ریسك فاكتور در بررسی ها خود نمایی می‌كند. شدت و میزان خون روی لزوما" رابطه مستقیمی‌با PMS ندارد چرا كه در تعدادی از نمونه ها با خون ریزی شدید علایم PMS خود نمایی نمی‌نمود.
با بررسی شاخص سن بر روی زنان بیمار كه نمودار آن در زیر آمده به نكات زیر دست یافتیم:
سن غالب جمعیت 30 نفره مبتلایان بالای 30 سال می‌باشد.

سن تعداد
زیر 20 سال 2
بین 30-20 سال 8
بین 40-30 سال 8
بالای 40 سال 10

 

پراكندگی سن در میان مبتلایان به PMS

با بررسی علایم فیزیكی و سایكولوژیك و دسته بندی نمونه‌ها در قالب 4 گروه A C H D به آمار زیر دست یافتیم كه 70% از نمونه‌ها مبتلا به 4 درجه مختلف PMS بودند كه این خود بیانگر گستردگی علایم در بین مبتلایان می‌باشد.

گروه درصد مبتلایان
A 98%
C 93%
H 98%
D 80%

درصد ابتلا به درجات مختلف PMS

با توجه به آمار بدست آمده هیچ یك از افراد به یك درجه از عارضه روانی و یا فیزیكی مبتلا نبودند بنابراین آمار حاصله به پنج گروه HDAC/ CAH/ADH/CH/DAC تقسیم بندی شده است.
در طی بررسی عملكرد گیاه مرمكی بر روی عوارض PMS به این نتیجه دست یافتیم كه اثر گیاه مرمكی بیشتر بر روی تنظیم زمان و میزان خون ریزی قاعدگی می‌باشد كه پس از دو دوره مصرف مشخص می‌شود و این در حالی است كه 35% از افراد مبتلا به PMS كه از مصرف گیاه نتیجه مثبت كسب نموده اند حداقل چهار دوره به مصرف متوالی و منظم گیاه و طبق دستورالعمل مبادرت نموده‌اند.

 

بحث و نتیجه گیری‌:

در درمان با داروهای شیمیایی اگر چه بهبودی در یك دوره كوتاه حاصل می‌گردد ولیكن عوارض چشمگیری همچون كمبود ریز مغذیها‌، بی اشتهایی‌، سر درد و سرگیجه از نتایج آن است. در درمان با جرای مشكلات رحمی‌رفع و خون ریزی كاهش می‌یابد اما یائسكی كاذب‌، پوكی استخوان و تضعیف استخوان از عوارض حتمی‌آن می‌باشد.اما در رابطه با تاثیرات گیاه مرمكی طی بررسی های چهار ماهه این نتیجه كسب گردید كه این گیاه دارویی بدون بر جای گذاشتن عارضه منفی سبب تسكین اختلالات قاعدگی و همچنین كاهش میزان خون ریزی قاعدگی در طولانی مدت (3-2 ) می‌گردد. نكته قابل توجهی كه بدست آمد این بود كه تاثیر گیاه مرمكی بیشتر بر روی میزان خون ریزی است تا اختلالات حاصل از PMS

 

دوشنبه, 18 آبان 1394 ساعت 07:51

تاثیر داروی ضد اشتها در بهبود اشتها

نوشته شده توسط

 

موضوع تحقیق:
تاثیر داروی ضد اشتها Hoodia Linea در بهبود اشتها

محقق مسئول: دکترحمیدرضا شیخ روشندل

محققین:
منصوره مشهدی
الهام امراللهی

با همکاری موسسه تحقیقاتی - پژوهشی طعام اسرار
پائیز سال 1384

 

مقدمه

در قرن حاضر تغییر در شیوه زندگی، رویکرد شهر نشینی و صنعتی شدن، با افزایش شیوع بیماریهای غیر واگیردار همراه بوده است. تغذیه یکی از عوامل مهم در بروز بیماری های غیرواگیردار به حساب می آید و چاقی بعنوان مهمترین مشکل تغذیه ای کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه به حساب می آید که با سرعت قابل ملاحظه ای در حال افزایش است. هر سال به تعداد افراد چاق اضافه شده و افراد بیشتر در گروه های سنی مختلف درگیر این مشکل می گردند.
چاقی علاوه بر تاثیری که در ظاهر فرد دارد موجب بیماری و مشکلات سلامتی نیز می گردد. درمان چاقی امروز بعنوان یک بیماری مزمن مورد توافق اکثر متخصصین بهداشتی است.
طبق پژوهش‌های انجام شده، در ایران میزان شیوع چاقی در مردان حدود 27% و در زنان 40% است (گزارشات دفتر بهبود تغذیه سال 1381). یک بررسی عمومی نشان داده است که نزدیک به 13% از دختران تهرانی در زمره افراد چاق قرار دارند (گزارشات موسسه ابن سینا سال 1382). دیگر بررسی ها نیز شیوع چاقی را در سنین مدرسه در حدود 10% تخمین زده اند.
از آنجایی که چاقی با بروز بسیاری از بیماری ها در ارتباط می باشد، به تبع آن بخش نسبتا زیادی از هزینه های بهداشتی کشور، صرف درمان مشکلات بهداشتی این افراد می‌شود و این در حالی است که پیشگیری از چاقی و حتی درمان آن با بکار بردن روش‌های علمی، امری ساده و قابل دسترسی است.

با تشکر از همکاری صمیمانه جناب آقای روشندل که در پروژه حاضر، مشوق و همیار ما بودند.

مجریان طرح 

 

فصل اول

تعریف چاقی

اصطلاحا تجمع بیش از حد چربی در بدن را چاقی می‌نامند. چاقی را می توان یک پدیده شایع دانست که برداشت طبقات مختلف اجتماعی از آن متفاوت می باشد بعنوان مثال در ممالک شرقی (مثال ایران) گاهی آنرا نشانه سلامتی کامل دانسته، درحالیکه در سطح پایین اجتماعی اروپا و آمریکا آن را از نظر زیبایی مردود می دانند. ولی از نظر علم پزشکی چاقی می‌تواند بعنوان یک بیماری تلقی گردد.
بطور کلی این سوال پیش می‌آید که واژه چاق به چه کسانی اطلاق گردیده و اصولا تعریف علمی چاق چیست؟
کلمه چاق به افرادی اطلاق می گردد که بعلت ازدیاد تجمع چربی در بدنشان بیش از 15 % وزن متناسبشان، اضافه وزن داشته باشند.
تفاوت چاقی(Obesity) با Adiposiyu در این است که در (Adeposity) وزن فرد بیشتر از وزن متناسب وی نبوده ولی نسبت چربی به عضلات در بدن وی بیشتر است. یک راه ارزیابی علمی چاقی تعیین نسبت چربی به وزن کل بدن می باشد. حد متوسط مقدار چربی در مردان 12% و در زنان 26 % می‌باشد که تعیین آن چندان آسان نمی‌باشد. زیادی وزن نسبت به رابطه وزن و قد و سن را نیز چاقی می‌گویند. می توان وزن فعلی را با وزن در سن 20 سالگی مقایسه نمود که البته دانستن وزن در سن 20 سالگی همیشه ممکن نیست و از سویی احتمال دارد که بیمار از سنین اولیه عمرچاق بوده باشد. در علم پزشکی چاقی هم بعنوان یک سمپتوم و هم بعنوان یک علامت تلقی می‌گردد، در جهان سوم و ممالک شرقی، بیمار به ندرت به علت چاقی به پزشک مراجعه می‌نماید بلکه بیشتر به علت عوارض ناشی از آن مراجعه می نماید ولی به هر صورت پزشک باید آنرا بعنوان یک پدیده غیر طبیعی انگاشته و در صدد یافتن علت آن باشد. جدول1-1 می‌تواند تعریف علمی و عملی مناسبی را بدست دهد.

 

فصل دوم

ایتولوژی چاقی

تا کنون عامل مشخصی در ایجاد چاقی در انسان شناخته نشده است و نمی توان عامل خاصی را موجب ایجاد چاقی در انسان دانست. چاقی یک بیماری یا یک علت مشخصی نیست، بلکه عوامل متعددی در ایجاد آن دخالت دارند. عوامل ژنتیک، ترشحات غدد داخلی، عوامل روحی- روانی و فاکتورهای محیطی نقش مهمی در ایجاد چاقی دارند. عدم تعادل انرژی را می توان مهم ترین عامل افزایش وزن و چاقی دانست.

 دلایل ایجادکننده چاقی:

  1. عوامل مربوط به هضم غذا: اگرچه ثابت گردیده که کمبود آنزیم های مربوط به هضم به علت هدر رفتن مقادیر زیادی از غذای هضم نشده منجر به لاغری می‌گردد (دفع چربی و پروتئین از طریق مدفوع در امراض پانکراس)، ولی عکس آن صادق نبوده و هیچ گونه دلیلی وجود ندارد که چاقی می‌تواند به علت هضم کامل و بهتر مواد غذایی ایجاد گردد.
  2. عوامل مربوط به جذب غذا: این فرضیه که در بعضی افراد، جذب مواد غذایی کامل تر و سریع تر انجام می گیرد و فرد بدون آنکه غذای بیشتری مصرف نماید دچار چاقی می گردد تا حدی از نظر بحث منطقی به نظر می رسد ولی در تحقیقی که توسط Lemmer  بعمل آمد وی طی آن 3 فرد معمولی را بعد از خوردن غذا و 3 فرد چاق را پس از خوردن غذا مورد مطالعه قرار داده و مواد انرژی زا را از مدفوع آنان استخراج نموده و با هم مقایسه نمود. دیده شد که اختلاف زیادی بین آنها وجود نداشته و لذا مقادیر مواد جذب شده در افراد معمولی و افراد چاق با هم مساوی می باشد. نکته جالب توجه این است که در همان هنگام 9 نفر که دچار سوء تغذیه بودند و تحت نظر Strong & Bronless به طریق خوراندن غذاهای پرکالری درمان می شدند، همان آزمایشات انجام شده و مشاهده گردید که نسبت مقادیر مواد جذب شده به مواد دفع شده مشابه نتایج حاصله از آزمایش Lemmer می باشد. در نظر اول می توان گفت که چون این افراد مدت زیادی دچار سوء تغذیه بوده و ناگهان غذاهای پرکالری به آنها داده شده و این خود بار سنگینی را به سیستم گوارش آنها وارد نموده و در نتیجه از راندمان جذب آنان کاسته است. ولی با مطالعات بیشتر این فرضیه مردود گردید بطوریکه، تسریع در هضم و جذب کامل مواد غذایی موجب چاقی نمی گردد.
  3. عوامل ناشی از بافت بدن: چندین سال پیش Bergmann یک تئوری پیشنهاد نمود که طبق آن چاقی ناشی از یک فاکتور ارثی بوده که تحت اثرآن سلول های بافت چربی به ذخیره نمودن چربی در طی عمر فرد ادامه داده و دلیل وی نیز بر اساس رشد یک طفل بنا نهاده شده بود. یک طفل در حین رشد احتیاج به انرژی بیشتری داشته که آنرا مصرف می نماید ولی بعد از سن نوجوانی سلول‌های وی  همچنان بدون احتیاج به منابع انرژی جهت رشد به ذخیره نمودن چربی ادمه داده و در نتیجه چاقی بوجود می آید. این تئوری را Lipophilia نامیدند.

 

فصل سوم

مکانیسم اشتها و گرسنگی

اشتها و گرسنگی تا کنون دارای تعاریف و معانی مختلف بوده اند. بطوریکه ثابت گردیده، گرسنگی مبنای ارگانیک داشته و نشان دهنده احتیاج بدن به غذا می باشد. این احتیاج می تواند در بدن بصورت انقباضات معده خالی خود را نمایان سازد و بنابراین می توان گفت که گرسنگی یک تظاهر شیمیایی – فیزیکی می باشد. گرسنگی یک احساس پیچیده می باشد و تئوری‌های مختلفی در رابطه با آن وجود دارد. گرسنگی عامل مهمی در تغذیه و رشد بدن می‌باشد.

در موقع احساس گرسنگی معده دچار انقباضات تقریبا شدیدی می گردد (که به آن انقباضات گرسنگی Munger Contraction  گفته می‌شود) که طبق آزمایشاتی که بعمل آمده این انقباضات را می‌توان با پر کردن معده با مواد مختلف و حتی مواد غیر خوراکی برطرف نمود. ممکن است هایپوگلیسمی در طی گرسنگی مشاهده گردد، اگرچه در بیشتر موارد در طی گرسنگی احتیاج بافت به بدن وجود داشته ولی سطح قند خون طبیعی می‌باشد (مثال واضح این حالت افراد دیابتیک می باشند که احساس گرسنگی داشته و بعد از صرف مقادیر زیاد غذا و با وجود افزایش قند خون آنها به سطح بیشتری از سطح طبیعی، هنوز اشتهای خود را از دست نداده و به صرف غذا ادامه می دهند).

محققین به این نتیجه رسیده اند که شاید گلوکز عامل اصلی احساس سیری نبوده بلکه مواد مغذی دیگری باعث ایجاد این امر می باشند.

از طرفی دیگر تغذیه وریدی نیز موجب رفع احساس گرسنگی در افراد می گردد. در آزمایشاتی که بر روی حیوانات انجام شده مشاهده گردیده که گرسنگی اختصاصی می‌باشد بدین معنی که حیوان نسبت به ماده‌ای که کمتر دریافت داشته گرسنگی نشان می‌دهد (نمک، قند و غیره)، بنابراین می‌توان گفت که یک حالت کمپلکس و متجمع بوده و تظاهرات خود رادر بافتها و اعضای بدن به صورت مختلف نشان داده و لذا کنترل این حالات نیز توسط یک یا چند مرکز موجود در سیستم اعصاب مرکزی صورت می‌گیرد که تحت عنوان "نقش هیپوتالاموس و مراکز فوقانی مغز" است. اشتها بر عکس گرسنگی یک پدیده ارگانیک می باشد، یک عامل روانی محسوب می گردد. بدین معنی که اشتها پدیده‌ای است که ربطی به کمبود مواد غذایی و یا ماده بخصوصی نداشته ولی به همان صورتی که" آرزو مترادف احتیاج" است، اغلب همراه با گرسنگی وجود داشته ولی گاهی مجزا از آن و به تنهایی وجود دارد. بطور کلی می توان گفت که گرسنگی پدیده ای ذاتی بوده ولی اشتها اکتسابی و یاد گرفتنی می باشد و به تجارب قبل شخص مربوط می گردد. لذا یک نوزاد گرسنگی را احساس می‌نماید ولی اشتها برای وی نا مفهوم است. مثال واضح در تایید اکتسابی بودن اشتها این است که اولا می توان فرد را نسبت به آن شرطی (Conditioning) نموده و دیگر اینکه با توجه به انواع اغذیه مختلف که در ممالک و ملل مختلف مصرف می شود، دیده می شود که مثلا اگر در مملکتی گوشت مار یا مارمولک جزء غذاهای لذیذ قلمداد می شود، فرد گرسنه ای از یک مملکت دیگر حتی اگر در حالت وخیمی از گرسنگی باشد اشتهایش را برای آن غذا از دست داده و حتی با دانستن مغذی بودن آن تا سرحد امکان از خوردن آن امتناع می ورزد. معمولا گرسنگی موجب برانگیختن اشتها می گردد و هر عاملی که موجب افزایش گرسنگی گردد می تواند موجب افزایش اشتها نیز گردد. مصرف الکل یا اسید کلرئیدریک رقیق به علت تحریک ترشح اسید معده و افزایش قدرت عضلانی معده، موجب تحریک اشتها می گردند. جالب آن است که بعد از خوردن چند لقمه غذا اشتهای انسان به مقدار زیادی افزایش می یابد. انسان می تواند در آن واحد هم گرسنه باشد و هم بی اشتها و گاهی حتی گرسنگی با حالت تهوع توام می گردد. رایحه طبخ غذا و حتی تزئین آن عوامل موثری درتحریک اشتها می‌باشند.

 

فصل چهارم

تاثیر داروی ضد اشتها Hoodia Linea در بهبود اشتها

 

Hoodia  هودیا

  • تاریخچه مصرف هودیا و تولید داروی هودیا

هودیا از هزاران سال پیش توسط چوپانان و شکارچیان San واقع در مناطق خشک آفریقای جنوبی استفاده می‌شد.

شکارچیان با کمان و تیر روی شنهای داغ کالاهاری گاهی اوقات طوری بود که اهالی San آب و غذای کافی نداشتند، ولی استوار و محکم باقی مانده بودند. بعضی از افراد فکر می کردند ، خداوند یک ترفندگر است که زمین و سرنوشت آنها را به شوخی گرفته است و آنها این چنین گاهی اوقات بی آب و غذا روزگار خود را سپری می کردند. شکارچیان San برشی از کاکتوس تهیه و زوائد و خوشه های زبر آن را می بریدند و دور می ریختند و مابقی گیاه را می جویدند و به این طریق ظرف چند دقیقه احساس گرسنگی و تشنگی در انها از بین می رفت و تنها چیزی که برای آنها باقی می ماند، احساس قدرت و هوشیاری بود. مردم San این گیاه را هزاران سال به منظور دفع گرسنگی و فرو نشاندن تشنگی مصرف می نمودند و در طول دوره های لاغری و سفرهای طولانی شکار وقتی مجبور بودند دوام بیاورند آن را مصرف می کردند.

هودیا توسط یک موسسه پژوهشی آفریقا جنوبی، حق الامتیاز آن به ثبت رسید و به یک مبتکربریتانی داده شد. در حال حاضر یکی از قدرتمندان p.fizer ، مسئول بزرگ دارویی آمریکا برای viagra است که سرمایه ای به ارزش 21 میلیون برای گسترش و حق الامتیاز جزء به جزء فعالیت های هودیا بکار گرفته است. برای San استفاده از هودیا راه نجات محسوب می شد.
طی قرارداد وعده یک قطعه از امتیازات به قبیله شکارچیان که فرهنگ قدیم 20000 ساله شان به تازگی نزدیک به انقراض بود، داده شده مردم San حالا می توانستند آخرین سلاح بقا و جاودانگی را با امیدواریشان به هودیا، پیدا کنند.
p.fizer به آنها یک قطعه از امتیازات را وعده داد، اما شانس تقسیم درآمد حاصل از فروش داروی رژیمی جدید بدون جنگ بدست نیامد.
برخی از افراد San در سال 1999 برای پس گرفتن یک بخش عظیمی از سرزمین آبا و اجدادیشان در آفریقای جنوبی تصمیم گرفتند با داروها و موسسه تحقیقاتی آفریقای جنوبی که در اصل حق الامتیاز بهره برداری از هودیا در سال 1996 بدست آورده بودند، به مخالفت پردازند، بعد از جنگ طولانی بالاخره در همان سال هر دو طرف به توافق رسیدند. تا اندازه ای شک وجود داشت، چون پول هنگفتی در میان بود که هر دو طرف مجبور به از دست دادن آن بودند اما Chamll اظهار داشت هر دو طرف بعد از جنگ راضی بودند. حالا San به پرورش گیاه و دارو کمک می کند، که محصول حاصل به بازار وارد می شود. 
توافق بین دو طرف، سبب ایجاد فرصت های شغلی، حقوقی، بورسیه های تحصیلی و حق پرورش هودیا برای اهالی San گردید.

 

  • گیاه هودیا و داروی ضد اشتها

هودیا گیاه سبز رنگ، ترش و زبر و آبدار است که در نواحی آفریقای جنوبی یافته می شود. ارتفاع جوانه های آن به اندازه 6 فوت است. هودیا از خانواده گیاهان Ascle Piadaceae است که در انگلستان با همین عنوان شناخته شده است. نام هودیا در زمان ماقبل تاریخ اکس هوبا Xhoba و در حال حاضر بنام هودیا گوردونی Hoodia Gordonii می‌باشد. مدت زمان لازم برای رشد این گیاه 2 سال است.
بیابان‌های کالاهاری آفریقای جنوبی، نامیبیا، آنگولا و بتسوانا هودیا را به عنوان گیاه شگفت انگیز، گرامی و با ارزش می‌دانند.
هودیا اشتها را از بین می برد و به گرسنگی و تشنگی در افراد کمک می کند. چاقی یک مشکل بزرگ در کشورهای غربی است، جائیکه صد میلیون انسان به طرز وحشتناکی اضافه وزن دارند. وزن زیاد سبب بروز هزاران مشکل مانند بیماریهای قلبی و عروقی، دیابت، سرطان و حمله های تکان دهنده می شود.
پس بهتر است قبل از بروز مشکلات، جلوی چاقی گرفته شود. مصرف هودیا یکی از راه های درمانی می باشد. آزمایشات علمی بر روی داروی مورد نظر در بریتانیا حاکی  بر این است که هودیا می تواند اشتها را با حداکثر 2000 کالری در روز کاهش دهد.
دکتر دیکسی امیدوار است این دارو تا سال 2007 در دسترس پزشکان قرار بگیرد، البته پس از تحقق آزمایشات علمی که توسط p.frizer نظارت و انجام می‌شود. (p.frizer 21 میلیون دلار برای حق گسترش دارو پرداخت کرده است). 

 

  • چرا افراد می‌خواهند وزنشان را با هودیا کم کنند؟

وقتی فرد در حال سفر به بیابان باشد، این گیاه اهمیت پیدا می کند و همچنین زمانی که غذا به اندازه کافی برای خوردن نباشد. خیلی از آزمایشات حاکی از آن است که توانایی گیاه هودیا بر کاهش کالری دریافتی به میزان 30 تا 40 درصد است. هودیا اشتها را مهار می کند و سبب سیری کاذب در فرد می شود بطوریکه فرد میل به خوردن غذا ندارد.
برخی منابع بی خوابی را از جمله عوارض جانبی هودیا معرفی نمودند. اما طی یافته های علمی، هودیا تاثیر منفی بر سلامت فرد ندارد. حتی افرادی که در نواحی آفریقای جنوبی زندگی می کنند و از گیاه هودیا برای رفع گرسنگی و تشنگی استفاده می نمایند، این گفته را تصدیق می کنند.
هودیا در افرادی که مشکل چاقی و اضافه وزنشان ناشی از اختلالات هورمونی، توارث و ... است تاثیر قابل توجهی ندارد. هودیا فقط سبب توقف اشتها (مشکل چاقی ناشی از اشتهای زیاد) می‌شود.
مصرف هودیا مستلزم، فعالیت بدنی مناسب مانند پیاده روی، استفاده از رژیم غذایی معقول مانند رژیم غذایی کم کربوهیدرات و دریافت آب به میزان کافی می باشد.
دریافت آب به میزان فراوان به همراه قرص سبب دفع توکسین و مواد زائد در بدن می شود. پس بهتر است به همراه هر قرص حداقل 1 لیوان آب مصرف شود.

 

  • مکانیسم عمل داروی هودیا

گیاه هودیا دارای مولکول یا ماده  P57  است. ماده موجود در هودیا باعث به اشتباه انداختن مغز و سلولهای بدن می شود، بطوریکه سلولهای بدن به اشتباه فکر می کنند که از مواد غذایی پر    شده اند و مغز احساس می کند که مملو از گلوکز است. بنابراین در فرد سیری کاذب به وقوع   می پیوندد و اشتهای فرد به این طریق وقتی قرص وارد بدن می شود، 90 ثانیه طول می کشد تا مولکول P57  آزاد شود و مکانیسم عملش را شروع کند و بعد از 30-20 دقیقه بعد از آزاد شدن مولکول P57  اشتهای فرد مهار می شود.
طی تحقیقات انجام شده حداکثر 7 روز طول می کشد تا بطور کامل اشتهای فرد از بین برود، اما نتایج بدست آمده در افراد مختلف متفاوت می باشد.

 

  • نحوه مصرف قرص هودیا

هر روز یک عدد قرص (یک ساعت قبل از وعده ناهار) مصرف شود. قرص باید در زمان تعیین شده، خورده شود. با توجه به اینکه برخی  افراد حتی با مصرف یک قرص در روز و در زمان تعیین شده اشتهایشان مهار نمی‌شود و نیاز به دوز بالاتر و یا زمان کمتر یا بیشتر جهت مصرف دارو دارند. هودیا به عنوان محرک نمی باشد.
در واقع اثرگذاری هودیا وابسته به متابولیسم بدن افراد است. پس نتایج در ارتباط با زمان مصرف و دوز مورد نیاز دارو در افراد متفاوت است.

 

  • نقش هودیا در بدن
  1. کاهش میل به غذا
  2. تنظیم زمان خوردن (فاصله بین غذا خوردن و گرسنگی را در بدن تنظیم می‌کند)
  3. کاهش تشنگی و گرسنگی
  4. ایجاد سرزندگی و سرخوشی در فرد
  5. هودیا به طور طبیعی از طریق کاهش میل به مصرف بیش از اندازه غذا، به فرد در جهت کاهش وزن کمک می‌کند
  6. اگر هودیا یکی از تاثیرگذار ترین داروهای مهار اشتها نبود، هرگز بنیانگذاری نمی‌شد

 

فصل پنجم

روش تحقیق

در پروژه حاضر، به تعداد 24 نفر از مراجعه کنندگان به موسسه تحقیقاتی- پژوهشی طعام اسرار قرص ضد اشتها Hoodia Linea  (شرکت ایزی) داده شد و تاثیر قرص بر روی اشتهای آنها از طریق پرسش‌نامه تنظیم شده مورد مطالعه قرار گرفت. جمله عواملی که سبب انتخاب این موضوع بعنوان پروژه گردید به شرح زیر است:

  1. امکان انجام این تحقیق از نظر پرسنلی، مالی و تجهیزات موجود است.
  2. مشکل مطرح شده (اشتها زیاد و پرخوری)، در بین افراد چاق شیوع دارد و برطرف کردن این مشکل از اهمیت زیادی برخوردار است.
  3. خطر انجام این تحقیق بسیار کم است و در مقابل اهمیت موضوع، ناچیز است.
  4. مواد مصرفی مورد نیاز برای تحقیق مورد نظر کم بوده و در دسترس است.

 

اهداف تحقیق

  • هدف کلی

کنترل و کاهش اشتهای افراد چاق از طریق داروی ضد اشتهای Hoodia Linea 

  •       هدف اختصاصی

تعیین عوامل موثر در افزایش اشتهای افراد و کنترل عوامل موجود

  •  اهداف کاربردی

بدست آوردن اطلاعات پایه در موسسه تحقیقاتی طعام اسرار جهت کنترل اشتهای افراد چاق و جلوگیری از بیماری‌های ناشی از پرخوری

تدوین منابع آموزشی مورد نیاز برای مشکلات موجود و تدوین و اجرای برنامه در زمینه کنترل اشتها

 

فرضیه تحقیق

کنترل اشتها از طریق استفاده از قرص ضد اشتها  Hoodia Linea       

روش کار

  • هدف طرح

کاهش اشتها و جلوگیری از ریزه خواری و مصرف شیرینی جات و عوامل چاق کننده.

  • جامعه آماری

افراد مراجعه کننده به موسسه تحقیقاتی طعام اسرار در سال 1384 (افراد دارای اشتهای زیاد) جامعه آماری این طرح را تشکیل می دهند.

  • واحد آماری

واحد آماری، عبارت است از افراد مراجعه کننده به موسسه تحقیقاتی طعام اسرار در سال 1384 که مشکل اشتهای زیاد دارند.

  • روش نمونه گیری غیر تصادفی است.
  • چهارچوب نمونه گیری

 مرکز تحقیقاتی- پژوهشی طعام اسرار.

  • روش جمع آوری داده ها

از طریق تکمیل پرسشنامه

  • تجزیه تحلیل داده ها

تجزیه تحلیل داده‌ها، از طریق سوالات باز انجام گرفت.

  • تعاریف و پرسشنامه

بخش الف) اطلاعات عمومی شامل نام و نام خانوادگی، سن، میزان تحصیلات، وضع تاهل و تعداد فرزندان.

بخش ب) اطلاعات در زمینه بیماری‌ها، میزان اشتها، میزان مصرف مواد غذایی، فعالیت بدنی و دوره عادت ماهانه.

بخش ج) اطلاعات در زمینه اشتهای بیمار و ارتباط آن با مصرف قرص ضد اشتهای Hoodia Linea  و نحوه اجرای مصرف دارو توسط فرد مصرف کننده.

 

فصل ششم

بررسی و ارزیابی

آنچه در این فصل ارائه می شود، در واقع یک آزمون عملی به منظور تاثیر داروی ضد اشتها Hoodia Linea بر روی زنان ایرانی ساکن شهر تهران می‌باشد.
در این آزمون پرسشنامه‌ای طراحی شد و بر روی 27 نمونه آماری بررسی انجام گرفت، اما در این میان با توجه به حساسیت بالای پروژه، ناخواسته با مشکل روبرو گردیدیم که شامل موارد زیر است:
عدم همکاری برخی نمونه‌ها به دلائل مختلفی از جمله عدم مصرف دارو و عدم رعایت زمان تعیین شده برای مصرف دارو، عدم رعایت رژیم غذایی و همچنین عدم تحویل فرم مربوط به پرسشنامه  (فرم شماره 6،5،4،2)
بنابراین در انتهای طرح ما با 17 نمونه (62.9 %) مواجه گردیدیم که بطور کامل قرص را مصرف نمودند و 6 نفر (22.2 %) از جمعیت آماری دارو را به مدت چند روز استفاده نمودند و 4 نفر (14.8 %) اصلا داروی ضد اشتها را مصرف نکردند.

مشخصات آماری نمونه

در طرح پرسشنامه ای که تصویر آن را می بینید بعد از کسب اطلاعات شخصی و وضعیت سلامتی، عادات غذایی، نوع سبک زندگی، وضعیت اشتها قبل و بعد از مصرف دارو و همچنین اطلاعات در زمینه سلامتی دستگاه تناسلی زنان، به نکات زیر دست یافتیم.

  1. وزن بالا و چاقی به عنوان یک فاکتور در بررسی‌ها خودنمایی می کند.
  2. برخی بیماری‌ها مثل کم کاری تیروئید بر وضعیت اشتهای افراد تاثیر می‌گذارد.
  3. عدم تعادل هورمون زنان (استروژن و پروژسترون) و استفاده از قرص های ضد بارداری یکی از دلائل پرخوری و اشتهای زیاد در خانم ها می باشد. طی بررسی به عمل آمده 9 نفر(33.3%) دارای پریود منظم و 16 نفر(59.2 %) دارای پریود نامنظم می باشند و 1 نفر (3.7 %) از قرص ضد بارداری استفاده می نماید.
  4. وضعیت روحی، روانی فرد در میزان غذای وی موثر است، اما این اثر در افراد مختلف متفاوت است. به عنوان مثال استرس ناشی از کار و زندگی خانوادگی در بعضی افراد موجب کاهش اشتها و در برخی دیگر موجب افزایش اشتها می‌گردد، بطوریکه فرد بدون اینکه میل داشته باشد، برای فراموش کردن به خوردن روی می آورد. در طرح حاضر 15 نفر (55.5 %) زندگی پراسترس و 12 نفر (44.5) از زندگی عادی و معمولی برخوردار بودند.
  5. ترک سیگار در بسیاری از افراد منجر به افزایش وزن می شود این افزایش وزن به علت این است که نیکوتین باعث افزایش میزان متابولیسم پایه می شود و ترک آن باعث مصرف کمتر کالری   می گردد. در نمونه های آماری به جزء 1 نفر (3.7 %)  مابقی سیگار نمی کشیدند.
  6. فعالیت بدنی سبب ترشح برخی هورمونها در بدن و افزایش گلوکز و اسیدهای چرب آزاد خون شده و باعث فرو نشاندن اشتها می شود. نمونه های مورد مطالعه در این طرح، اکثریت از فعالیت سبک برخوردار بود به طوری که، 16 نفر (59.2%) دارای فعالیت سبک، 5 نفر (18.5%) دارای فعالیت متوسط، 2 نفر (7.4%) دارای فعالیت زیاد و 4 نفر (14.8%) از عدم تحرک و فعالیت بدنی برخوردار بودند.
  7. مصرف نمک یا کلرید سدیم و یا الکل سبب احتباس مایعات بدن و اضافه وزن در فرد می‌شوند. در صورت کاسته شدن از میزان مصرف نمک و نوشابه‌های الکلی، نشانه‌های ناشی از مصرف آنها از بین می‌رود. در جمعیت آماری مورد نظر، 8نفر (29.6%) همراه با غذا یا میوه از نمک استفاده می کنند و 19 نفر (70.4%) به همراه غذا یا میوه نمک مصرف نمی کنند و همچنین هیچ یک از جمعیت های مورد مطالعه از نوشابه های الکلی استفاده نمی کنند.
  8. مصرف ترشیجات به هنگام غذا سبب افزایش اشتها در افراد می شود. در این طرح 14 نفر (51.8%) به همراه غذا از ترشیجات استفاده می کنند و 13 نفر (48.2%) به همراه غذا از ترشیجات استفاده نمی کنند.
  9. پرخوری و زیاده روی در مصرف مواد غذایی در بین نمونه های مورد مطالعه به شرح زیر است:
    • 8 نفر (29.6%) در هنگام وعده اصلی، 6نفر (22.2%) در میان وعده ها، 8 نفر (29.6%) در زمان ریزه خواری و 5 نفر (18.6%) در هنگام وعده اصلی و میان وعده و ریزه خواری دست به پرخوری و زیاده روی در مصرف مواد غذایی می‌نمایند.
  10. روش‌های مختلفی جهت کاهش اشتها وجود دارد، که 6 نفر (22.2%) از نمونه‌های آماری در این طرح در گذشته اقدام به کاهش اشتها نمودند و از روش‌های مختلفی مانند طب سوزنی، روزه داری طولانی، داروهای گیاهی و شیمیایی کاهنده اشتها استفاده نمودند.
  11. در بین افراد مطالعه شده، دیده شده که تمایل آنها بیشتر به مصرف کربوهیدرات ساده      (شیرینی جات و مواد قندی) و کربوهیدرات پیچیده (نان و برنج) است.
  12. 21 نفر(77.7%) دارای اشتهای زیاد و 6 نفر(22.2%) دارای اشتهای متوسط هستند(جدول1-7)
  13. طی بررسی‌های بعمل آمده بر روی داروی ضد اشتها  Hoodia Linea به این نتیجه رسیدیم که اگر فرد قرص را بطور کامل و در زمان تعیین شده مصرف نماید تاثیر شایانی بر وضعیت اشتهای وی خواهد داشت و همچنین داروی مورد نظر هیچ عارضه جانبی بر سلامت فرد ندارد.  جدول  (2-7، 3-7، 4-7)

 

 (جدول1-7)

نمودار میله‌ای 2-7 : نمودار پراکندگی میزان اشتها نمونه‌ها (در وعده صبحانه) بعد از مصرف داروی ضد اشتهای  Hoodia Linea.

نمودار میله‌ای 3-7: نمودار پراکندگی میزان اشتها نمونه‌ها (دروعده ناهار) بعد از مصرف داروی ضد اشتها Hoodia Linea.

نمودار میله‌ای 4-7: نمودار پراکندگی میزان اشتها نمونه‌ها (در وعده شام) بعد از مصرف داروی ضد اشتها Hoodia Linea.

نموداردایره‌ای 1-7: نمودار پراکندگی میزان اشتها نمونه‌ها قبل از مصرف داروی ضد اشتهای Hoodia Linea.

نموداردایره‌ای 2-7: نمودار پراکندگی میزان اشتها نمونه‌ها (در وعده صبحانه) بعد از مصرف داروی ضد اشتهای Hoodia Linea.

نموداردایره‌ای 3-7: نمودار پراکندگی میزان اشتها نمونه‌ها (در وعده ناهار) بعد از مصرف داروی ضد اشتهای Hoodia Linea.

نموداردایره‌ای 4-7: نمودار پراکندگی میزان اشتها نمونه ها (در وعده شام) بعد از مصرف داروی ضد اشتهای  Hoodia Linea.

 

اطلاعات 

نتیجه گیری و جمع بندی مطالب

اشتها یک پدیده ای است که ربطی به کمبود مواد غذایی و یا ماده خاص در بدن ندارد، اما اغلب به همراه گرسنگی وجود دارد ولی گاهی مجزا از آن و به تنهایی وجود دارد. افزایش اشتها می تواند اکتسابی باشد یعنی فرد را نسبت به آن شرطی نماید و یا ممکن است در اثر اختلالات ناشی از هیپوتالاموس و مراکز فوقانی سیستم اعصاب مرکزی رخ دهد. راههای مختلفی جهت از بین بردن اشتها وجود دارد مانند طب سوزنی، رژیم غذایی، داروهای شیمیایی کاهنده اشتها و ...
هر کدام از روشهای مختلف کاهش اشتها دارای فواید و مضرات خاص خود می باشند. در این میان گیاهان دارویی مختلفی جهت کاهش اشتها و مهار اشتها وجود دارد. از بین گیاهانی که خاصیت ضد اشتها دارند می توان هودیا را نام برد. گیاه هودیا به صورت کاکتوس، زبر و آبدار است و در نواحی آفریقای جنوبی می روید. از این گیاه داروی ضد اشتها تهیه نمودند. هودیا یک داروی کاهش وزن است که بی خوابی از عوارض آن می باشد. این گیاه به علت اینکه دارای مولکول یا ماده خاص (  P57 ) است، می تواند اشتها را بطور طبیعی مهار کند. این طور به نظر می رسد که این گیاه عامل یا فرآیند اشتها را در بدن انسان خاموش می کند و حس گرسنگی را از بین می برد  و سبب سرزندگی در فرد می شود. داروی هودیا باید در زمان تعیین شده مصرف شود و نیز به همراه مصرف دارو هودیا باید فرد تحت رژیم غذایی، فعالیت بدنی مناسب قرار گیرد. اگر داروی هودیا به طور کامل مصرف نشود تاثیر شایانی بر روی اشتهای افراد ندارد. از طرفی داروی هودیا تنها در افرادی که مشکل چاقی آنها ناشی از اشتهای زیاد است می تواند مفید باشد.

 

منابع مورد استفاده:

  • منابع فارسی
  1. چاقی مشکلات، دلائل و درمان  ...  مولفین: خانعلی نقوی. سعید صادقیان شریف
  2. پکنترل وزن و حفظ سلامت بدن  ...  مولفین: آزاده امین پور. ناهید سالارکیا
  3. فصلنامه علمی- پژوهشی- درمانی طب کل نگر سال دوم- شماره 4 - صفحه 35،36،37 و64    
  4. علل چاقی و رابطه آن با بیماری‌ها  ...  مولفین: دکتر علی صارمی، دکتر اکبر خمسه و  دکتر جمیل ارون دانیال
  5. ماهنامه تغذیه و سلامتی  ...  سال اول- شماره اول- صفحه 30.
  • منابع اینترنتی

 www.Hoodia.com
www.Hoodia.ws
www.Hoodia.resources.com

 

یکشنبه, 17 آبان 1394 ساعت 06:28

تعیین مزاج سرشتی و عرضی

نوشته شده توسط

عنوان:

تدون و ارزیابی پایائی و روائی یک پرسشنامه ساختارمند در تعیین مزاج سرشتی و عرضی

 

نویسندگان:

حمید‌رضا شیخ روشندل، فاطمه قدیمی و مهدیه علیزاده

نویسنده مسئول:

دکتر حمید رضا شیخ روشندل 

 

چکیده

مقدمه‏

در این فصل به بیان برخى اصطلاحات طب سنّتى از جمله اركان، مزاج، اخلاط، اعضا و قوا و ارواح مى‏پردازیم. در پایان نیز برخى مبانى طب سنّتى به صورت مقایسه‏اى با طب جدید، مورد بحث و بررسى قرار خواهند گرفت. در ابتدا جهت روشن شدن و درك بهتر مطالب، لازم است تا مقدّماتى در مورد اصول و پیش‏فرض‏هایى كه دنیاى قدیم طب بر پایه آنها استوار بوده، به صورت اجمال ارایه گردد. به‏طور كلى این پیش‏فرض‏ها در اكثر نقاط دنیا به همین صورت یا با كمى اختلاف، در بین مردم و پزشكان مورد قبول بوده است.

بدیهى است مبانى طب سنّتى ایران هم بر پایه همین اصول و عقاید اوّلیه استوار مى‏باشد.

یكى از اوّلین مطالبى كه توجه گذشتگان ما را به خود جلب كرد، ظاهر (خواص فیزیكى) اجسام اطراف آنها بود. آنها مواد و نیروهاى اطراف خود را از لحاظ شباهت‏‌هاى ظاهرى و فیزیكى به طریق زیر دسته‌‏بندى كردند:

  • جامدات، كه نماینده‏ى آنها خاك (داراى صفت سردى و خشكى) بود.
  • مایعات، كه نماینده‏ى آنها آب (داراى صفت سردى و ترى) بود.
  • گازها (بخارات)، كه نماینده‏ى آنها هوا (داراى صفت گرمى و ترى) بود.
  • نیروها، كه نماینده‏ى آنها آتش (داراى صفت گرمى و خشكى) بود.

 پیشینیان ما با دقت در محیط اطراف خود چنین نتیجه گرفته بودند كه صفات دوبه‏دو متضاد" حرارت و برودت" و" رطوبت و خشكى" اساس ساختمان جهان را تشكیل مى‏دهند. همه اجسام به نوعى این صفات چهارگانه را در وجود خود دارند ولى در هر جسم یك یا چند صفت یا عنصر، غالب و نمایان است. در ادامه انسان را مركّب از مادّه و صورت تعریف كردند." مادّه"

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 47

از چهار عنصر (ركن) خاك، باد، آتش و هوا تشكیل شده و" صورت" مجموعه‏‌اى است كه مى‏‌كوشد تا عناصر را در كنار هم نگه دارد و پیوندهاى بین آنها را حفظ كند. از آنجایى كه این عناصر به صورت بالطبع باهم ناسازگار هستند، صورت جهت در كنار هم نگه داشتن آنها باید انرژى صرف كرده و تلاش و كوشش نماید. در این میان وظیفه‏‌ى طبیب این است كه در هنگام لزوم،" صورت" را یارى دهد تا با قدرت و تلاش بیشترى در جهت حفظ عناصر (اركان) در كنار هم بكوشد.

در مرحله‌‏ى بعد اخلاط تعریف شدند. بدین صورت كه در بدن هر فرد، مواد غذایى مصرف‏شده پس از طى مراحلى، تبدیل به مواد سیّالى به نام "خلط" مى‏‌شوند. اخلاط چهارگانه عبارتند از: خون‏، بلغم‏، صفرا  و سودا.

اعتقاد بر این بوده كه اساس ساختمان بدن انسان را خون (بهترین نوع خلط) تشكیل مى‏دهد و هرگونه وقفه در گردش خون مى‏تواند حیات انسان را به خطر بیندازد. اما از آنجایى كه تمام اخلاط مى‏توانند بر همدیگر اثر متقابل بگذارند، در بدن هر فرد نه تنها باید خون در حالت متعادل و به دور از مواد زاید باشد، بلكه سه خلط دیگر هم باید در حالت تعادل و سلامت باشند تا فرد سالم بماند.

در ادامه‏‌ى این فصل شما را با نظر طبیبان بزرگ ایرانى از جمله شیخ الرییس ابو على سینا در مورد مطالب فوق الذكر آشنا خواهیم كرد. در انتها نیز مقایسه‏اى بین برخى از مبانى طب قدیم با یافته‏ها و نظرات جدید خواهیم داشت.

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 48

 

2- 2- اركان (عناصر)

اجسام ساده‌‏اى هستند كه اجزاى اولیه بدن انسان و دیگر موجودات را تشكیل مى‌‏دهند و نمى‏‌توان آنها را به اجزایى كه از لحاظ شكل ظاهرى متفاوت هستند، تقسیم كرد. بر اثر اختلاط عناصر با یكدیگر، انواع موجودات- كه از نظر صورت گوناگون هستند- بوجود مى‏آیند. عناصر چهار عدد هستند  كه در دو گروه سبك (آتش و هوا) و سنگین (آب و خاك) قرار مى‏گیرند.

خاك: جسمى است ساده كه داراى سنگینى مطلق است. مزاج آن سرد و خشك است. یعنى اگر تحت تأثیر علت خارجى نباشد، سردى و خشكى ایجاد مى‏كند. وجود خاك در موجودات، موجب بهم پیوستگى و پایدارى اجزاى آنها است.

آب: جسمى است ساده و داراى سنگینى زیاد. مزاج آب سرد و تر است و سردى و ترى جزیى از خوى سرشتى آن است. آب به شكل‏گیرى و نرمى اشكال موجودات كمك مى‏كند. آب براى آفرینش، شكل دادن آمیزه‏ها و تجمّع و تفرّق اجزاى اجسام ضرورى است.

ترى (نم) اگر چه به آسانى هیئت‌‏هاى شكلى را از دست مى‏دهد، امّا شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 49

مجددا آنها را به سهولت مى‏‌پذیرد. خشكى برعكس ترى، هیئت‏هاى شكلى را به دشوارى مى‏پذیرد و به دشوارى نیز از آن دست برمى‏دارد.

هوا: جسمى است ساده و داراى سبكى زیاد. مزاج آن گرم و تر است و جهت نفوذ، نرم كردن و سبك كردن در نهاد موجودات قرار داده شده است.

آتش: جسمى است با سبكى مطلق كه مزاج گرم و خشك دارد. آتش براى پختن و نرم كردن به كار مى‏رود. در ضمن باعث تعدیل سردى دو عنصر سرد و سنگین (آب و خاك) مى‏شود. موضع طبیعى آتش بالاتر از تمام عناصر دیگر است.

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 50

 

3- 2- مزاج‏ 

 مزاج عبارت است از تأثیر متقابل اثر متضاد عناصر (اركان) چهارگانه. به عبارت ساده‏تر هرگاه اركان در مقادیر مختلف و نسبت‏هاى نابرابر باهم تركیب شوند، كیفیات جدیدى ایجاد مى‏كنند كه همان مزاج‏ها هستند. عناصر جهت ایجاد بیشترین تماس با یكدیگر، به ذرّات بسیار ریزى تقسیم مى‏شوند. هنگامى كه این ذرّات برهم اثر كنند، كیفیتى تازه بوجود مى‏آید كه سراسر ذرّات عناصر را در بر مى‏گیرد. از آنجایى كه عناصر داراى چهار كیفیت هستند (گرمى، سردى، خشكى و ترى)، پس مزاج جسم تازه تشكیل‏شده یا تجزیه‏شده نیز ما حصل این چهار كیفیت است.

مزاج‌‏ها دو نوعند:

  1. مزاج معتدل: مزاجى است كه در آن كیفیّات متضاد با نسبت‏‌ها و مقادیر برابر تركیب شده باشند.
  2. مزاج نامعتدل: به دو صورت تعریف مى‏‌شود:

 

الف) مزاج نامعتدل ساده: مزاج به یكى از كیفیات متضاد گرایش بیشترى دارد. انواع این نوع مزاج عبارتند از مزاج گرم، سرد، خشك و تر. در این حالت نمى‏توان تخمین زد كه این حالات چهارگانه تا چه مدّتى پایدار هستند، زیرا به‏عنوان مثال حالت گرم‏تر از حدّ لزوم، بدن را خشك‏تر از حد لازم مى‏كند یا حالت سردتر از حدّ لزوم، رطوبت بدن را بیشتر از حالت عادى بالا مى‏برد.

 شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 51

 ب) مزاج نامعتدل مركّب: مزاج به دو تا از كیفیات متضاد گرایش بیشترى پیدا مى‏كند. انواع این مزاج عبارتند از: مزاج گرم و خشك، مزاج گرم و تر، مزاج سرد و خشك و مزاج سرد و تر. پس در كل نه نوع مزاج وجود دارد:

 هشت نوع مزاج نامعتدل و یك نوع مزاج معتدل.

 نكته‌‏ى آخر اینكه پزشكان طب سنتى براى شناسایى حالات مزاجى افراد، نكات زیر را مدّ نظر قرار مى‏دادند و از این طریق حالات مزاجى افراد را تشخیص مى‏دادند:

 لمس كردن؛ توجه به مقدار ماهیچه و چربى بدن؛ معاینه موى فرد؛ رنگ پوست؛ شكل اندام‏ها؛ مقدار خواب و بیدارى؛ كنش‏هاى فرد (به‏عنوان مثال سرعت رشد، سرعت رستن موها، سرعت رویش دندان‏ها، سرعت در سخن‏

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 53

گفتن، پیوستگى كلام و ...)؛ دفع مواد زاید؛ كنش‏ها و واكنش‏هاى قواى نفسانى (به‏عنوان مثال توجه به حالاتى از قبیل زرنگى، بى‏شرمى، خیال‏پردازى، خوش‏بینى، تنبلى و ... كه هركدام نماینده‏ى یك یا چند حالت مزاجى مى‏باشند) و ....

 

4- 2- اخلاط

خلط ماده‌‏اى است مرطوب و روان كه از تغییرات غذا در بدن ایجاد مى‏شود. قسمتى از رطوبت بدن در اثر تولید اخلاط بوجود مى‏‌آید. به‏‌طور كلى خلط‌ها به دو صورت وجود دارند:

 

الف) خلط نیك: خلطى است كه مى‏تواند به تنهایى یا به كمك اخلاط دیگر مواد تحلیل رفته‏ى مزاج را جبران كند.

ب) خلط بد: خلطى است زاید و بى‏مصرف كه قدرت تبدیل شدن به خلط نیك را ندارد مگر به ندرت. این خلط باید از بدن رانده شود و بدن از این نوع خلط پاك گردد.

خلط‌هاى رطوبى اعم از نیك یا بد چهار نوع هستند:

خون: بهترین نوع خلط است و مزاجى گرم و مرطوب دارد كه به دو صورت مى‏‌تواند در بدن وجود داشته باشد.

الف) خون طبیعى: سرخ‏رنگ و شیرین است و بوى بدى ندارد.

ب) خون غیر طبیعى: از تغییرات خون طبیعى بوجود مى‏آید و دو نوع است: خونى كه مزاجش به صورت خودبه‏خود تغییر پیدا كرده، مثلا سردتر یا گرم‏تر از حد طبیعى شده و یا خونى كه در اثر پیدایش یك خلط بد در آن دگرگون شده است. این خلط بد ممكن است از خارج به خون اضافه شود و یا ممكن است در خود خون پدید آمده باشد.

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 54

بلغم: اهمیت بلغم در درجه‏ى دوم است و بعد از خون قرار دارد. بلغم به دو صورت طبیعى و غیر طبیعى دیده مى‏شود.

الف) بلغم طبیعى: این نوع بلغم استعداد آن را دارد كه به خون تبدیل شود و در اصل، بلغم طبیعى خونى است كه هنوز خام و ناپخته است. این بلغم شیرین است، به همراه خون به همه‏ى اندام‏ها مى‏رود و مزاج آن زیاد سرد نیست. بلغم در اندام‏ها به خون تبدیل مى‏شود. در ضمن با خون مى‏آمیزد و خون را براى تغذیه‏ى اندام‏‌هاى بلغمى (نظیر مغز) آماده مى‏كند. همچنین بلغم باعث مرطوب شدن مفاصل مى‏گردد.

ب) بلغم غیر طبیعى: این بلغم براساس مزه و شكل به هشت نوع قابل تقسیم است: بلغم خلمى (آب بینى)، بلغم خام، بلغم بسیار رقیق، بلغم بسیار غلیظ، بلغم شور، بلغم صفراوى، بلغم ترش، بلغم تلخ گسى و بلغم زجاجى.

صفرا كه بر دو نوع است:

الف) صفراى طبیعى: در اصل همان كف خون است كه به رنگ سرخ دیده‏

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 55

مى‌‏شود. صفرا پس از آنكه در كبد ساخته شد به دو قسمت تقسیم مى‏‌شود.

قسمتى همراه خون رفته و موجب لطافت خون و جریان یافتن خون در عروق مى‏شود؛ قسمت دیگر به كیسه صفرا مى‏رود. این بخش از صفرا موجب دفع مواد زاید، شستشوى روده‏ها و تحریك ماهیچه مقعد جهت اجابت مزاج مى‏شود.

ب) صفراى غیر طبیعى: این نوع صفرا در اثر تركیب شدن صفراى طبیعى با مواد بیگانه و یا در صورتى كه صفراى طبیعى از حالت طبیعى و اعتدال خود خارج شود، ایجاد مى‏شود كه انواع متنوعى دارد.

سودا: كه بر دو نوع طبیعى و غیر طبیعى تقسیم مى‏گردد.

الف) سوداى طبیعى: درد و رسوبات خون است كه در كبد ساخته مى‏شود و مزه‏ى آن بین شیرین و تلخ گس است. بخشى از آن همراه خون مى‏رود و خون را غلیظ مى‏‌كند. همچنین براى تغذیه برخى از اندام‏‌ها مثل استخوان با خون مخلوط مى‏شود. بخش دیگر به طحال مى‏رود و در آنجا باقى مى‏ماند. این قسمت از سودا در دفع مواد زاید، تغذیه طحال و تحریك دریچه‏ى معده شركت دارد و از این طریق گرسنگى را تحریك مى‏كند.

ب) سوداى غیر طبیعى: این نوع، مثل سوداى طبیعى حالت ته نشست و درد ندارد و در واقع خاكستر و سوخته‏ى خون، بلغم، صفرا یا سوداى طبیعى است.

 

8- 2- مقایسه‌‏اى بین اصول و تعاریف طب سنّتى با اصول و تعاریف پزشكى نوین‏

طب سنّتى یك طب كل‏نگر (جامع‏نگر) است. یعنى به یك" كل" اعتقاد دارد كه صرفا نمى‏توان آن را جمع جبرى خصوصیّات و مشخصات اجزا دانست. به همین دلیل انسان را تنها مجموعه‏اى از اعضا كه با یكدیگر ارتباط مكانیكى دارند، نمى‏داند. در بدن به نوعى مدیریت مستقل به نام" نفس" اعتقاد دارد و از كیفیّتى به نام" مزاج" سخن مى‏گوید كه در ایجاد و حفظ سلامت نقش اساسى دارد. بدین معنى كه از نظر فیزیولوژیك، در هنگام بیمارى به جاى آنكه در ابتدا به سراغ تك‏تك اعضا و اجزا بدن برود، اختلالات و آسیب‏ها را در درجه‏ى اول معلول اختلال مزاج و سلامتى را حاصل تعادل و عملكرد صحیح همین مزاج مى‏داند. چنانكه مشاهده مى‏شود، در پزشكى امروز، اكثرا مسیر رسیدن به درمان برعكس مسیر طب سنّتى مى‏باشد. امروزه سعى بر این است كه هرچه بیشتر در سطح سلول و مولكول به بررسى اختلالات پرداخته شود؛ لذا منطقى به نظر مى‏رسد كه درك، فهم و توجیه برخى مبانى و معانى طب سنتى برطبق روش‏هاى جدید علمى دشوار یا غیر ممكن باشد. در ضمن باید به این نكته هم توجه داشت كه این اصول چندین قرن قبل پایه‏ریزى شده‏اند و ممكن است به دلیل عدم وجود امكانات، آزمایشگاهها و اطلاعاتى كه امروزه به یارى طب آمده‏اند، با برخى توجیهات نادرست یا مبهم در طب سنتى روبرو شویم. امّا طب سنّتى همچنان ارزش خود را حفظ خواهد كرد. زیرا هدف طب، حفظ سلامت و رفع بیمارى است و روش طبى‏اى در این راه موفّق خواهد بود كه بتواند هرچه بیشتر به این اهداف اولیه دسترسى پیدا كند.

به عبارت دیگر ملاك اعتبار یا عدم اعتبار یك روش طبى این است كه آیا از نظر عملى به آن اهداف دست یافته است یا نه؟ در مورد طب سنتى نیز همین‏

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 59

سؤال مطرح است. با توجه به گذشته، جواب این پرسش آشكار خواهد گشت.

البته چنین به نظر مى‏رسد كه برخى اصول فعلى علم طب همانهایى هستند كه سال‏ها قبل افرادى مثل ابن سینا، رازى و دیگران به آنها اشاره كرده‏اند و امروزه همان اصول در غالب واژه‏ها و اصطلاحات جدید به كار مى‏روند. به عنوان مثال مى‏توان نكات زیر را در نظر داشت:

انسان جهت انجام كار و فعالیت‏هاى خود به انرژى نیاز دارد. این انرژى بالقوّه در اصطلاح طب سنتى" قوا" نام دارد. براى تولید این انرژى بالقوّه باید مواد حاصل از سوخت‏وساز بدن، تبدیل به موادى با انرژى‏هاى حرارتى، شیمیایى، الكتریكى و ... شوند. این مواد انرژى‏زا همان مولكول‏هاى كربن‏دار، هیدروژن‏دار، نیتروژن‏دار و اكسیژن‏دار هستند كه شاید بتوان آنها را معادل تقریبى" ارواح" دانست. قوا كار خود را توسط ارواح انجام مى‏دهند. عمل سوخت‏وساز و تولید ارواح و مواد انتهایى حاصل از متابولیسم در" اعضا" انجام مى‏گیرد. اعضا از مواد حاصل از متابولیسم غذاها ایجاد شده‏اند و محل تولید كار و حرارت هم هستند. مواد لازم جهت سوخت‏وساز توسط خوراك‏ها وارد بدن مى‏شوند. مواد اولیه غذاها از ذرّاتى تشكیل شده كه در طبیعت به صورت تركیبى وجود دارند و همراه با آب و الكترولیت‏ها به بدن وارد مى‏شوند. این ذرّات معادل" عناصر" یا" اركان" هستند. خوراك‏ها پس از تغییراتى وارد كبد شده و در آنجا پس از طى مراحلى به صورت مواد سازنده‏ى بدن درمى‏آیند و به صورت خون و تركیبات دیگرى به اعضا مى‏رسند. این تركیبات معادل" اخلاط" هستند و این كار را در اصطلاح تولید خلط مى‏نامند. براى اخلاط چهارگانه مى‏توان معادل‏هاى تقریبى بدین صورت در نظر گرفت:

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 60

- خون: كه قسمت اعظم آن سرم است.

- بلغم: لنف و موكوس.

- صفرا: صفرا و املاح صفراوى.

- سودا: مواد فیبرینى و گلبول‏هاى قرمز.

یكى از مشخصات هر فرد، عمل دستگاه" نوروهومورال" اوست كه اعمال جسمى و روانى فرد را هدایت مى‏كند. دستگاه نوروهومورال هر فرد در عین حال كه ممكن است با گروهى از مردم دیگر مشابهت‏هایى داشته باشد، داراى امتیازاتى است كه به‏طور ارثى (ژنتیك) به او رسیده است و واكنش او را در مقابل عوامل بیرونى و درونى تنظیم مى‏‌كند. به این مشخصات در اصطلاح طب سنّتى" مزاج‏ " مى‏‌گویند.

در مورد انواع مزاج باید به فعالیت دستگاه نورواندوكرین اشاره كرد.

دستگاه نورواندوكرین دستگاهى متشكل از غدد درون‏ریز و سلسله اعصاب بدن است. این دو باهم در ارتباط بسیار نزدیك هستند و توسط هورمون‏ها و تحریكات خود، كلیه‏ى اعمال حیاتى و فعل و انفعالات شیمیایى بدن را تحت نظر مستقیم خود كنترل مى‏كنند. بروز هر عمل حیاتى توأم با یك سرى فعل و انفعالات است كه تقریبا همه‏ى این اعمال در بدن تولید حرارت مى‏كنند. هر قدر این فعل و انفعالات شیمیایى سریع‏تر و شدیدتر انجام گیرد، مقدار حرارتى كه ایجاد مى‏شود، بیشتر است. شدت و كندى این اعمال و بالطبع شدت و ضعف تولید حرارت در بدن مستقیما مربوط به فعالیت غدد درون‏ریز است كه‏

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 61

اندازه‏‌گیرى آن با تعیین متابولیسم پایه‏  صورت مى‏‌گیرد. در بین غدد درون‏ریز، غدّه تیرویید بیش از دیگر غدد در سرعت بخشیدن به فعل و انفعالات شیمیایى و تولید حرارت و بالا بردن متابولیسم بدن نقش دارد. به‏طورى‏كه هرچه فعالیت این غدّه بالاتر رود، متابولیسم بازال هم بالاتر مى‏رود. بدین‏ترتیب در گذشته افرادى كه فعّالیت غدّه‏ى تیرویید آنها در حد اعتدال بود را صاحب مزاج معتدل مى‏خواندند. افرادى كه متابولیسم بازال بالایى داشتند (مثلا در اثر فعّالیت بیش از حدّ غده‏ى تیرویید) گرم‏‌مزاج و اشخاص با متابولیسم بازال پایین را سردمزاج مى‌‏گفتند.

فرضیه‏ى دیگرى بیان مى‏كند كه حالت‏هاى سردى، گرمى، ترى و خشكى مى‏تواند در ارتباط با چگونگى عملكرد غده‏ى آدرنال و اثرگذارى آن بر فعّالیت سیستم ادرارى باشد. بدین صورت كه در پركارى این غدّه كه جذب سدیم و آب از طریق كلیه‏ها افزایش مى‏یابد، فرد دچار مزاجى گرم و تر مى‏شود و در كم‏كارى آن، كه آب زیادى از بدن دفع مى‏شود، فرد مزاجى سرد و خشك پیدا مى‏كند. همچنین براساس فرضیه‏ى دیگرى، اثر غذاها بر سیستم سمپاتیك و پاراسمپاتیك مى‏تواند به نوعى بیان‏كننده سردى و گرمى آنها باشد، تحریك سیستم سمپاتیك (آدرنرژیك)، با افزایش تحریك‏پذیرى نشان‏دهنده گرم‏مزاج بودن غذا و تحریك سیستم پاراسمپاتیك با ایجاد سستى و رخوت عمومى عاملى براى سردمزاجى غذا مى‏باشد.

 همچنین برخى از محققان با ذكر اثر غذاها بر كاهش یا افزایش قند خون‏ 

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 62

و یا كاهش یا افزایش فشار خون درصدد توضیح اثر سردى و یا گرمى غذاها بوده‏اند. كه البته تمامى این استدلالات با سردمزاجى و یا گرم‏مزاجى انسانها نیز گره خورده است. به عبارت دیگر تفاوت انسانها در عملكرد اعضاى بدن مى‏تواند منشاى سردمزاجى و گرم‏مزاجى آنها باشد و تعامل انسان سردمزاج با غذاى سرد و انسان گرم‏مزاج با غذاى گرم‏مزاج مى‏تواند شدیدتر و سریع‏تر اتفاق افتاده و آثار گرمى و سردى را آشكار سازد.

البته با هیچ‏یك از فرضیه‏هاى ذكرشده، اثرگذارى غذاها بر مزاج انسان قابل توجیه نیست. چون هر قدر یك غذا از نظر میزان كالرى تولیدى در سطح پایینى باشد، باز در اثر متابولیسم در بدن تولید انرژى مى‏كند و هیچ غذایى باعث كاهش سطح انرژى بدن نمى‏شود. سردمزاج و یا گرم‏مزاج بودن یك غذا را مى‏توان تا حدودى به خاصیت آن غذا در تولید محیط اسیدى (اسیدوز) یا بازى (آلكالوز) منطبق كرد. براساس نوع تغییرى كه غذا درPH محیط داخلى بدن ایجاد مى‏كند به سردمزاج یا گرم‏مزاج تقسیم شود و با توجه به اثرات سریع مواد غذایى در تغییرPH خون، این فرضیه در مورد مزاج غذاها منطقى‏تر به نظر مى‏رسد.

شایان توجه است كه هنوز هیچ‏یك از فرضیه‏هاى مطرح‏شده به اثبات نرسیده است و در این خصوص مطالعه و پژوهش بیشترى مورد نیاز است.

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول ، متن، ص: 63

دو مزاج دیگر نیز تعریف شده است، مزاج جبلّی که مزاجی است که فرد با آن به دنیا می آید. در واقع هر فرد از بدو تولدش دارای حرارت و رطوبت غریزی می باشد که به آن مزاج اصلی یا جبلی یا سرشتی یا مادرزادی می گویند. نوع دیگر مزاج عرضی است، مزاجی که فرد در دوران عمر خود بواسطه مشکلات و بیماری‌ها وغیره دچار آن می‌شود و به این واسطه از اندازه‌های مزاج جبلّی خود فاصله میگیرد.

اشاره شده در ذخیره خوارزمشاهى، ج‏1، ص: 11

 

روش‌های مزاج شناسی تا کنون

در حال حاضر هیچ روش استاندارد شده ای برای شناخت مزاج‌ها وجود ندارد و تعدادی از اطبا سنتی بر پایه تجارب شخصی این اقدام را انجام میدهند که دارای یک پارچگی لازم نمیباشد و این موضوع خود باعث ایجاد تداخلات تشخیصی فراوانی گردیده که نتیجه ان سردرگمی بیشتر بیماران میباشد به همین جهت پژوهشگران بر آن شدند که با استفاده از منابع یک پرسشنامه استاندارد به منظور تشخیص مزاج را به تدوین، استانداردسازی و ارزیابی نمایند.

 

روش اجرا

به منظور تدوین پرسشنامه با استفاده متون و کتب موجود در زمینه طب سنتی شامل:  قانون فی الطب: ابن سینا - الحاوی: محمد بن ذکریای رازی- ذخیره خوارزم شاهی: جرجانی- مخزن الادویه کامل الصناعه: علی بن عباس اهوازی- مفرح القلوب: حکیم ارزانی - خلاصه الحکمه: محمد حسین عقیلی خراسانی مورد بررسی همه جانبه قرار گرفته و بر اساس انواع مزاج‌های تعریف شده در این منابع و حالت‌های مرتبط با هر مزاج سؤالات پرسشنامه استخراج گردید. از آنجا که اجسام و عناصر موجود در بدن انسان دارای حالت‌های مختلف در مزاج‌های مختلف طبق متون مورد بررسی تعریف شده اند، بنابراین سؤالات پرسشنامه بر اساس حالت‌های مختلف هر یک از عناصر و اجسام بدن انسان و حالت‌های مختلف مرتبط با مزاج‌های چهارگانه در هر مورد تدوین گردید.

بر اساس منایع دو گروه مزاج و طبع (سرشتی-جبلّی و عرضی) مورد توجه قرار گرفته است که پرسشنامه مستقلی برای ارزیابی هر یک از دو مزاج تعریف شد. پرسشنامه اول به منظور ارزیابی مزاج جبّلی یا سرشتی از 26 سؤال شامل ارزیابی رنگ پوست بدن (مناطق پوشیده)، رنگ مو در سر (دوران کودکی و نوجوانی)، ساختار مو در سر، ساختار کلی قرص صورت، اندازه بلندای پیشانی، نسبت اندازه چشم به صورت، رنگ مردمک چشم، ترکیب سفیدی چشم، ساختار بینی (قبل از هرگونه عمل جراحی)، اندازه بینی، وضعیت پره‌های بینی، شکل گونه‌ها، شکل لب، اندازه لب، شکل دهان، نسبت اندازه دهان به صورت، اندازه زبان، شکل چانه، طول گردن، قطر گردن، وضعیت عروق (در دمای معمولی)، شکل ماهیچه‌های بازو، شکل دست‌ها، ظاهر شانه‌ها، طول شانه و قطر شانه تشکیل گردید. در این پرسشنامه هر یک از سؤالات دارای حالت‌های مختلف مرتبط با یکی از مزاج‌های چهارگانه صفرا، دم، بلغم و سودا بوده و در واقع سؤالات چهارگزینه ای بوده و هر سؤال تنها یک پاسخ می تواند داشته باشد. مزاج سرشتی فرد مزاجی است که در اکثریت سؤالات 26 گانه حالت‌های آن وجود داشته است. در حقیقت مزاج دارای بیشترین فراوانی در حالت‌های مختلف مرتبط با سؤال‌های 26 گانه مزاج سرشتی غالب تعریف شده است. (جدول ضمیمه 1)

روائی محتوای این پرسشنامه توسط گروه صاحب نظران متشکل از 5 متخصص طب سنتی ارزیابی شد و کلیه سؤالات و حالت‌های مرتبط با هر مزاج در هر سؤال توسط تمام متخصصین مورد تأیید قرار گرفت. لذا توافق کامل تمامی متخصصین مبنای انتخاب هر سؤال و گزینه‌های مرتبط با آن بوده است.

پرسشنامه دوم به منظور ارزیابی مزاج عرضی از 56 سؤال تشکیل گردید. سؤالات در 5 گروه بررسی گرایشات حسی با 7 سوال، بررسی گرایشات گوارشی با 8 سوال، بررسی گرایشات رفتاری با 15 سوال، بررسی گرایشات پنداری با 25 سوال و وضعیت ابتلا به بیماری‌ها در وضعیت کنونی طبق بندی شدند. هر سؤال دارای حالت‌های جهارگانه منتسب به یکی از مزاج‌ها و طبایع چهارگانه ضفرا، دم، بلغم و سودا بوده و بر اساس تجارب اساتید و .طبق منابع طب سنتی هر انسان از یک ترکیب صد در صدی شامل انواع چهارگانه مزاج بوده و در واقع مزاج هر فرد از مجموع چهار مزاج به نسبت‌های مختلف و با مجموع مساوی صد تشکیل شده است. مزاج دارای بالاترین سهم از بین مزاج‌های چهارگانه، مزاج غالب فرد را مشخص میکند. بنابراین در حالت متعادل فرضی که در آن از هر چهار مزاج در بدن به نسبت مساوی وجود دارد سهم هر یک از مزاج‌ها مساوی 25 درصد خواهد بود. از آنجا که عناصر و اجسام مختلف سهم متفاوتی در تعیین مزاج عرضی به خود اختصاص می دهندبسته به اهمیت هر بخش و مجموعه سوالات گرایشات مختلف در نظر گرفته در پرسشنامه، امتیازات هر بخش (بر اساس مرور منابع و توافق متخصصان) به طور متفاوت و به شرح ذیل در نظر گرفته شد:: 

بخش بررسی گرایشات حسی (شامل 7 سوال) دارای امتیاز کل 53.9 و امتیاز هر سوال بطور مساوی   7/7،  بخش بررسی گرایشات گوارشی (شامل 8 سوال) با امتیاز کل  12و امتیاز هر سوال بطور مساوی2/1، بخش بررسی گرایشات رفتاری (شامل 15 سوال) با امتیاز کل  10و امتیاز هر سوال بطور مساوی666/0، بخش بررسی گرایشات پنداری (شامل 25 سوال) با امتیاز کل 10 و امتیاز هر سوال بطور مساوی384/0، بخش وضعیت ابتلا به بیماری‌ها در وضعیت حال (در 4گروه)، با امتیاز کل  14و امتیاز هر سوال بطور مساوی5/3. 

در نهایت مجموع امتیازات برای هر یک از حالت‌های مرتبط به مزاج‌های چهارگانه محاسبه شده و مزاجی که دارای بیشترین امتیاز باشد به عنوان مزاج غالب عرضی در نظر گرفته می شود. در این پرسشنامه، در مورد تمام حوزه‌ها از حالت‌های موجود تنها یک مورد قابل انتخاب می باشد بجز حوزه بیماری‌ها در وضعیت کنونی که فرد می تواند چندین مورد را نیز انتخاب نماید. (جدول ضمیمه 2)

پس از تأیید روائی و نهائی سازی پرسشنامه توسط متخصصان، مطالعه در دو مرحله انجام شد. ابتدا در مرحله پیش مطالعه (Pilot)، پرسشنامه جهت اعتبار سنجی در 15 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفت و به منظور ارزیابی پایائی پرسشنامه تكرار اندازه گیری 15 روز بعد در همان افراد انجام شد. به منظور تعیین پایائی درونی پرسشنامه‌های عرضی و سرشتی از شاخص آلفای كرونباخ و به منظور تعیین پایایی پرسشنامه‌ها از ضریب همبستگی بین خوشه‌ای (Inter Cluster Correlation) استفاده شد. به منظور تعیین میزان توافق در تعیین مزاج افراد مورد مطالعه در پیش و پس آزمون بر اساس پرسشنامه‌ها آماره كاپا محاسبه گردید.

پس از تأیید پایائی پرسشنامه در پیش مطالعه، بررسی بر روی 197 بیمار مراجعه كننده به کلینیک تغذیه سیب دایت انجام شد، حجم نمونه به منظور برآورد شایع ترین مزاج در حد 50% با خطای 5% و دامنه قابل قبول 10% محاسبه گردید. معیارهای ورود به مطالعه مراجعه کنندگان 12 الی 70 سال و سالم و خروچ از مطالعه افراد زیر 12 سال و بالای 70 سال و بیمار در نظر گرفته شد. روند نمونه گیری آسان بوده و تمامی افراد تا تکمیل حجم نمونه وارد مطالعه شدند. هر دو بخش پرسشنامه به همراه اطلاعات دموگرافیك بیماران تكمیل گردید. در مورد شاخص توده بدنی، افراد با شاخص توده بدنی كمتر از 25 به عنوان طبیعی، افراد با شاخص توده بدنی 25 تا 30 به عنوان اضافه وزن و افراد با شاخص توده بدنی بالاتر از 30 به عنوان چاق در نظر گرفته شدند. به منظور توصیف خصوصیت‌های كیفی و كمی به ترتیب از درصد و میانگین و انحراف معیار استفاده شد. به منظور بررسی ارتباط متغیرهای كیفی با مزاج بیماران از آزمون كای دو و به منظور بررسی ارتباط متغیرهای كمی با مزاج اندازه گیری شده از آزمون آنالیز واریانس استفاده شد. P value كمتر از 0.05 از نظر آماری 

معنی دار در نظر گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها توسط نرم افزار  SPSS‌نسخه 20.0 انجام شد.

 

نتایج

در بررسی پایائی پرسشنامه میزان شاخص آلفای كرونباخ برای پرسشنامه عرضی معادل 0.912 (p<0.001) و این شاخص در مورد پرسشنامه سرشتی معادل 0.852 (p<0.001) برآورد گردید. بر اساس ارزیابی همبستگی در پیش آزمون و پس آزمون مقدار همبستگی بین خوشه ای (ICC) در مورد پرسشنامه عرضی در مورد امتیاز محاسبه شده برای هر مزاج بالاتر از 0.9 و از نظر آماری معنی دار محاسبه گردید. (جدول شماره 1) در مورد پرسشنامه سرشتی از آنجا كه سؤالات دارای ماهیت لایتغیر بوده و امتیازدهی در طول زمان ذاتاً تغییری نخواهد داشت، شاخص همبستگی در مورد تمام انواع مزاج (100%) ارزیابی شد (نتایج نمایش داده نشده است).

امتياز مزاج تعداد ICC P value
صفرا 15 967. 0.001>
دم 15  901. 0.001> 
بلغم 15  938. 0.001> 
سودا 15  986. 0.001> 

 جدول شماره 1: مقدار همبستگی بین خوشه‌ای (ICC) در مورد انواع مزاج بر اساس پرسشنامه عرضی مورد مطالعه در پیش و پس آزمون

 

مقدار آماره كاپا به منظور بیان مقدار توافق غیر شانسی در تعیین مزاج افراد مورد مطالعه در پیش و پس آزمون در مورد پرسشنامه عرضی معادل 0.901 (p<0.001) و در مورد پرسشنامه سرشتی معادل 1 برآورد گردید.

افراد مورد مطالعه در مرحله دوم بررسی شامل 197 بیمار بود كه از این تعداد 14 نفر (7.1%) مرد و مابقی زن بودند. میانگین سن افراد مورد مطالعه (11.8)36.6 بود. جوانترین فرد مورد مطالعه 13 ساله و مسن ترین فرد 66 ساله بودده است. میانگین شاخص توده بدنی در افراد مورد مطالعه (4.9)28.4 بود. 

دسته بندی گروه های سنی به افراد زیر 25 ساله، 25 تا 40 ساله و بالاتر از 40 سال انجام شد، فراوانی افراد مورد بررسی در این زیر گروه ها به ترتیب (16.2%)32، (43.7%)86 و (40.1%)79 نفر بود. فراوانی افراد با شاخص توده بدنی طبیعی، اضافه وزن و چاق به ترتیب معادل (25.9%)51، (39.1%)77 و (35.0%)69 نفر بودند.

وضعیت مزاج افراد مورد مطالعه بر اساس پرسشنامه های سرشتی و عرضی به همراه ارتباط آن دو در جدول شماره 2 ارائه شده است. 

 

مزاج سرشتی
صفرا  دم بلغم سودا مجموع
عرضی صفرا  0  3  48  0  51
0.0% 5.9% 94.1% 0.0% 100%
دم 3 9 62 1 75
 4% 12%  82/7%  1.3%  100%
بلغم  1 5 24 0  30
 3.3% 16.7%  80.0%  0.0% 100%
سودا  1 4 32 4  41
 2.4%  9.8%  78.0% 9.8% 100%
مجموع    5 21  166 5 197
2.5% 10.7%  84.3%  2.5% 100%

 جدول شماره 2- فراوانی انواع مزاج بر اساس دو پرسشنامه عرضی و سرشتی در افراد مورد مطالعه

 

بررسی ارتباط متغیرهای مستقل مورد مطالعه با انواع مزاج بر اساس پرسشنامه‌های سرشتی و عرضی در جدول شماره 3 ارائه شده است. همانگونه كه مشاهده می‌شود رابطه جنسیت با مزاج سرشتی از نظر آماری معنی دار بوده و بیش از 85% از زنان مورد مطالعه دارای مزاج بلغم از نظر سرشتی ارزیابی شده‌اند، حال آنكه فراوانی مزاج های دم و صفرا در مردان به طور نسبی بیش از زنان مشاهده شده است. بر اساس ارزیابی به عمل آمده با پرسشنامه عرضی ارتباط معنی داری میان مزاج و جنسبت مشاهده نشد.

چاقی در ارتباط با مزاج ارتباط معنی داری را چه در ارزیابی سرشتی و چه عرضی نشان نداد. این عدم ارتباط آماری هم در ارزیابی كیفی و هم در ارزیابی كمی بر اساس شاخص توده بدنی مشهود است.سن افراد مورد مطالعه چه در ارزیابی دسته بندی شده و چه ارزیابی كمی با مزاج بر اساس ارزیابی سرشتی ارتباط معنی دار آماری نشان نداد. اما سن در هر دو ارزیابی كمی و كیفی با مزاج بر اساس ارزیابی عرضی ارتباط معنی دار آماری نشان داد. به نحویكه افراد جوانتر بیشتر در مزاج های صفرا و دم و افراد مسن تر بیشتر در مزاج سودا ارزیابی شده اند. مقدار وزن ارتباط معنی دار آماری با مزاج سرشتی و عرضی نشان نداد. اما قد ارتباط معنی دار آماری با مزاج سرشتی نشان داد. همانگونه كه در جدول مشاهده می شود با افزایش قد مزاج از سودا به صفرا تمایل نشان می‌دهد كه این روند از نظر آماری معنی دار بوده است.

 

جدول شماره 3- بررسی ارتباط مزاج سرشتی و عرضی با متغیرهای مورد مطالعه *آزمون كای دو ** آزمون آنالیز واریانس 

بحث

مزاج انسان‌ها بر اساس جنسیت

با توجه به منابع طب سنتی یک از اهداف تحقیق اثبات سردی و تری بین جنس مذکر و مونث بوده است که بر اساس نتایج بدست آمده در نتیجه تحقیق به اثبات این موضوع تحقق میبخشد در  جدول شماره ... همانطور که ملاحظه میشود ...... 

مزاج مردان به قیاس با مزاج زنان گرم و خشك است و بدین سبب قوتهاى مردان اندر همه كارها فزونتر باشد؛.. ‏ و مزاج زنان به قیاس با مزاج مردان سرد و تر باشد، بدین سبب به قوت حیوانى و نفسانى از مردان باز پس تر باشند، و رگهاى ایشان باریكتر باشد، و مسام ایشان بسته‏تر، و گوشت اندامهاى ایشان بر هم نشسته تر و نارك تر...

ذخیره خوارزمشاهى، ج‏1، ص: 25

تغییرات مزاج بر اساس چاقی و لاغری

در منابع طب سنتی بطور مکرر اشاره شده است که در مزاج های سرد و تر (بلغم) میزان چربی بدن بیش از دیگر مزاج ها است و طبق محاسبات انجام گرفته در نتیجه تحقیق ......... 

تن‏هاى مردمان بهرى فربه است و بهرى لاغر و بهرى معتدل میان فربهى اندامها آكنده تر است، و گوشت آن سخت تر، و بهرى هست كه بدان سخت و آكندگى نیست. اما فربهى، دو گونه باشد: یكى از بسیارى گوشت و دیگر از بسیارى پیه، و آنچه از بسیارى گوشت باشد، مزاج گرم و تر باشد و آنچه از بسیارى پیه باشد، مزاج و سرد و تر باشد.

ذخیره خوارزمشاهى، ج‏1، ص: 26

مزاج انسان بر اساس سن

با توجه به اینکه  در منابع مزاج سن مورد تاکید قرار گرفته است و پیشینیان این عقیده را داشته اند که با تغییر سن مزاج دچار تحول شده و بطبع ان میتواند فرد را از نظر سلامتی دچار تحول نمای د

که به همین واسطه در تحقیق انجام شده این موضوع مد نظر قرار گرفت که با نتایج بدست آمده ....... 

 

اما مزاج تن مردم اندر سالهاى طفلى و كودكى و نارسیدگى تا نزدیك روزگار رسیدگى گرم و تر باشد؛ و از نزدیك سال‏هاى رسیدن، ترى كمتر شود و گرمى برحال خویش باشد، تا آخر سال‏‌هاى جوانى؛ پس اندر روزگار جوانى مزاج او گرم و خشك باشد، و از پس سى و پنج‏سالگى گرمى كمتر می‌شود تا چون به روزگار كهلى رسد گرمى و ترى هر دو بسیار كمتر شده باشد. و از پس شصت سالگى كه به روزگار پیرى رسد، باقى گرم و ترى اصلى همچنان كمتر می‌شود تا آخر عمر.

ذخیره خوارزمشاهى، ج‏1، ص: 24

دانلود بخش اول فيلم مزاج شناسى (بصورت تستى)

نتیجه گیری

طب سنتی ایران بر پایه تجارب هزاران ساله استوار است و اساس طب سنتی نیز مزاج شناسی آن میباشد و بنظر میرسد از آنجایی که در زندگی پیشینیان ما مزاج شناسی آنقدر عادی و همه گیر بوده است که زحمت تشریح بیش از این را بخود نداده اند . گویا که تمام مردم از با سواد و بی سواد به آن اشراف داشته اند و همین موضوع باعث این شده است که روشهای تعریف شده در منابع طب سنتی  گویای یک روش استاندارد شده بر پایه یک پرسشنامه دقیق طراحی نشده و همین موضوع باعث ایجاد یک هرج و مرج در تشخیص مزاج شده است علی رغم اینکه منابع  موجود اختلاف نظری با هم ندارند. به همین علت طراحی چنین پرسشنامه بسیار ضرور ی بنظر میرسد تا محققین بتواند  پژوهشهای خود را بر پایه این پرسشنامه استوار نمایند.

نویسنده مقاله حمید رضا شیخ روشندل 

منابع

جرجانی-ذخیره خوارزمشاهی- ج‏1، ص: 11 -ج‏1، ص: 25-ج‏1، ص: - 26 -ج‏1، ص: 24

شمس اردکانی، محمدرضا.[و دیگران]؛ (1387)، مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، تهران: ملائک، چاپ اول صفحات متن، ص: 47 متن، ص: 48  ص: 49 ص: 50  ، ص: 51  ص: 53  ص: 54  ص: 55  ص: 59  ص: 60   ص: 61  ص: 62  ص: 63

 

شنبه, 16 آبان 1394 ساعت 17:45

بررسی ارتباط با نازایی

نوشته شده توسط

عنوان طرح: "بررسی ارتباط با نازایی"

محقق مسئول: دکتر روشندل

دکتر ترانه باجارانی

 

  • دلایل انتخاب موضوع:
    • موضوع انتخاب شده علمی‌ و جالب می‌باشد که این هم به انجام تحقیق تشویق می‌کند.
    • انجام این تحقیق به تجهیزات و پرسنل کمی‌احتیاج دارد.
    • هزینه مصرفی برای انجام تحقیق خیلی کم می‌باشد. 
    • موضوع از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد، چون نازایی در جامعه خیلی شایع است ( 15% ) و بررسی عوامل بوجود آورنده آن می‌تواند به حل این مشکل کمک زیادی کند.
    • تحقیق ریسک برای سلامتی ندارد. 
    • انجام این تحقیق به زمان زیادی احتیاج  ندارد. 
    • نتیجه تحقیق می‌تواند در حل مشکلات ناباروری هزینه زیادی صرفه جویی کند (یعنی تنها با کاهش وزن که احتیاج به هزینه زیادی ندارد، می‌شود مشکل نازایی را حل کرد.)
    • سلامتی نسل‌های آینده در دست مادران آینده است. برای جلوگیری از مشکلات سخت سلامتی، مانند  دیابت، چاقی، بیماری‌های قلبی – عروقی، معایب مادرزادی و ...
    • مطلع کردن زنان در سن باروری از خطرات چاقی وظیفه ی تمام کادر پزشکی می‌باشد. 

 

  • بیان مسئله
    • نازایی – عدم توانایی تولید مثل در افراد با می‌باشد. ازدواج آن زمان نابارور حساب می‌شود که حاملگی در زن در مدت یک سال زندگی جنسی (نزدیکی کمتر از یک بار در هفته نیست) و بدون جلوگیری رخ نمی‌دهد. 
    • نازایی در جامعه 15% است. سبب نازایی در ازدواج:  زن - 45%  و مرد - 40% و هر دو - 30%  می‌باشد. 
    • نازایی خانم‌ها را به: 
    • نازایی اولیه – سابقه حاملگی ندارند؛
    • ثانویه – سابقه حاملگی دارند؛
    • نسبی – احتمال حاملگی امکان دارد؛
    • مطلق – حاملگی به دلیل نداشتن رحم، تخمدان، لوله‌ها در اثر نقص‌های مادرزادی یا به دنبال عمل‌های جراحی غیر ممکن است. 
    • در معاینه خانم های نابارور تعیین کردن  BMI خیلی مهم است. هنگام داشتن چاقی تعیین نوع آن، زمان افزایش وزن ( بعد از ازدواج، زایمان، سقط یا در دوران نوجوانی ) و خصوصیت آن ( افزایش سریع یا تدریجی وزن ) هم خیلی مهم می‌باشد، چون چاقی روی توانایی باروری زنان تاثیر معکوس دارد. تاثیر زیان آور چاقی روی سلامتی کاملا شناخته شده است. به ویژه در ارتباط با بیماریهای عروق     قلب، فشار خون، مرض قند. ولی چیزی که کمتر شناخته شده اثر چاقی روی زایش خانم ها است. چاقی در بعضی خانم ها موجب تغییرات متابولیک و هورمون همراه افزایش تکرار بی نظمی، سیکل های بدون تخمک گذاری و مستعد کردن به نازایی می‌شود. به طور قابل توجهی اثر کاهش وزن در بهبود دورنمای هورمونی زنان چاق بالغ نشان داده شده است. 
    • اثرات هورمونی متابولیک چاقی:
    • هنور ارتباط درست و صحیح و کامل بین چاقی و فعالیت تولیدمثل توضیح داده نشده است. به هر حال شناخته شده است که فاکتورهای بسیاری در این عمل متقابل، سیستمی‌و موضعی چون فاکتورهای    autocrine و   paracrine  دخالت دارند. این فاکتورها شامل: 
    • انسولین 
    • ILGF
    • گونادوتروپین 
    • SHBG
    • بتا اندورفین ها می‌باشند. 
    • Leptin  یک پروتئین تولید شده در بافت چربی است و ممکن است همچنین یک عامل دخالت کننده باشد. حجم انبارهای چربی به مغز پیام می‌فرستند که در جوندگان به عنوان یک واسطه mediator  در فعالیت تولید مثل یافت شده است ولی وظیفه اش در انسان به طور شفاف مشخص نشده است. به نظر می‌رسد که چاقی به طور معکوس به توازن ظریف بین این فاکتورهای مختلف اثر می‌گذارد که در نتیجه باعث اختلال فعالیت مستقیم تولید مثل می‌گردد.
    • چاقی به بروز تغییراتی در متابولیسم انسولین منجر می‌شود و هیپرانسولینمی‌به مقاوم شدن نسبت به انسولین منجر می‌گردد. تصور می‌شود که این تغییرات ممکن است به خصوص ارتباط بین چاقی و اختلال تولید مثل را روشن نماید. 
    • هیپرانسولینمی‌باعث افت SHBG می‌گردد که این افت در حضور SHBG  باعث افزایش آندروژن آزاد خون جاری می‌شود. این آندروژن آزاد سپس به وسیله آنزیم Azomatase  موجود در بافت چربی، چربی متابولیز شده و ممکن است به استروژن، خصوصا استرون تبدیل می‌گردد. پیامد افزایش استروژن های خون جاری به عنوان یک وس خوراند Feedback  مثبت با هیپوفیز عمل می‌کند و در نتیجه موجب افزایش  مقدار هورمون LH  آزاد شده می‌شود. سپس LH  روی Thecacell  فولیکول تخمدان ها اثر کرده و تولید آندروژن بیشتری می‌کند . 
    • تصور می‌شود بلوغ طبیعی فولیکول تخمدان در نتیجه افزایش LH  و کاهش FSH  و غلظت های افزایش یافته آندروژن به هم می‌خورد. از این رو این تغییرات مستعد کننده زنان چاق به:
  1. دگرگونی سیکلی
  2. عدم تخمک گذاری
  3. کاهش قدرت باروری
  4. افزایش نسبت سقط می‌شود
    • ولی چاقی در تمام زنان به طور یکسان به بروز نامنظمی‌ هورمونی متابولیک منجر نمی‌شود. این حالت ممکن است تفاوت‌های توارثی در فاکتورهایی چون:
    • 1- Hepatic  clearance  of  insulin
    • 2- Pancreatic  B  call  sensitivity
    • 3- Difference  in  pzoduetion  and  clearance  of  androgen  
    • را منعکس کند. 
    • قابل توجه این است که، آنهایی که دچار توزیع چاقی مرکزی ( Anderoid ) هستند نسبت به گروهی با توزیع چربی محیطی ( Gynaecoid )  اختلال متابولیسمی‌ بیشتری دارند. در هر صورت آقای  Zhang در سال 1984 نشان داد که برغم اینکه میزان آندروژن در زنانی با چاقی ساده در پارامترهای طبیعی هستند تفاوت های قابل ملاحظه ای در متابولیسم آندروژن بین این گروه از زنان و افراد شاهد غیر چاق وجود دارد.  
    • به علاوه نشان داده شده است که ارتباط قابل ملاحظه ای بین نسبت تبدیل Androstenedione  به استروژن، استروژن اصلی که در بافت چربی و مقدار کلی چربی بدن فرم می‌گیرد وجود دارد . 
    • این یافته طیف تعیین شده  به طور ژنتیکی تغییرات هورمونی و متابولیکی که ممکن است در حضور چاقی دیده شود را منعکس می‌کند که در پاسخ زنان چاق را به اختلال فعالیت تولیدمثل مستعد می‌نماید. 
    • دگرگونی های سیکل قاعدگی و چاقی:
    • مدتی طولانی است که ارتباط چاقی با نسبت بالای اختلال سیکل قاعدگی و سیکل های بدون تخمک گذاری شناخته شده است. طی یک بررسی پرسشنامه ای، آقای Hazty  در سال 1979 نشان داد که چاقی به نسبت چهار برابر بیشتر با نامنظمی‌های قاعدگی و آمنوره در آنهایی دیده می‌شود که دارای سیکل های قاعدگی منظم و عادی هستند. 45% از زنان دچار آمنوره چاق بودند. چاقی در بچگی و بین سنین 13 تا 19 سالگی نشان داده شده است که با نسبت نابرابر متعاقب تکامل اختلال سیکل قاعدگی و عدم تخمک گذاری زیاد می‌گردد. 
    • چاقی و نازایی:
    • اختلال سیکل قاعدگی و سیکل بدون تخمک گذاری قابل توجه ترین علل نازایی است. طی چندین بررسی افزایش میزان خطر نسبی نازایی بدون تخمک گذاری در زنان چاق نشان داده شده است. در یکی از چنین بررسی ها آقای Grodestein  در سال 1994 نشان داد که در زنان دارای BMI>276  خطر نسبی نازایی بدون تخمک گذاری 301 برابر (؟) زنان دارای با BMI=19-24   بود. در زنان دارای  BMI=25-26.9   هم چنین یک افزایش اندک در خطر نسبی مشاهده شد. به هر حال این افزایش یه طور آماری  قابل ملاحظه نبود. 
    • ولی Lare  در سال 1997 نشان داد زنان دارای BMI>286  در 23 سالگی به طور قابل ملاحظه ای احتمال کمی‌برای باردار شدن در یک دوره ی دوازده ماهگی داشتند، به ترتیب 33.6%  نسبت نازایی در برابر 18.6%  نسبت نازایی در زنان با وزن طبیعی برای مثال BMI=19-24   داشتند. 
    • در چاقی همچنین کاهش واکنش تخمدان نسبت به داروهایی چون Clomiphene  و گونادوتروپین تزریقی که برای ایجاد تخمک گذاری و نیز برای هیپراستیمولاسیون در برنامه کمک به تولیدمثل استفاده می‌شود نشان داده شده است . 
    • چاقی و نسبت بارداری:
    • گرچه چاقی اثر معکوس روی زایش زنان دارد، دلیل متضاد و مقادیری وجود دارد که آیا واقعا چاقی منجر به کاهش نسبت زایش با تخمک گذاری موفقیت آمیز می‌گردد. به هر حال دیگر بررسی‌ها ارتباط منفی قابل توجه بین نسبت بارداری و BMI بالا بالاخص در زنانی که واکنش دهنده خوبی به گونادوتروپین خارجی هستند یا حاملگی قبلی داشته‌اند نشان می‌داد. 

 

  • هدف کلی – اهداف اختصاصی – فرضیه تحقیق:

الف) هدف کلی: بررسی رابطه چاقی و نازایی و بررسی رابطه چاقی و سقط جنین و زایمان زودرس 

ب) هدف اختصاصی: تعیین اثر چاقی روی نازایی و تعیین اثر چاقی قبل از حاملگی روی سقط جنین و تولد نوزاد نارس 

ج) فرضیات: چاقی روی قابلیت باروری زنان اثر منفی دارد.

 

  • روش بررسی: متغیرها، نوع مطالعه، فنون جمع آوری داده‌ها، نمونه‌گیری و ملاحظات اخلاقی 

الف) متغیرها:

متغیر وابسته: نازایی
متغیرهای زمینه‌ای: سن، وضعیت تاهل، شغل، تحصیلات، وضعیت اقتصادی – اجتماعی 
متغیرهای مستقل: وزن بدن (BMI)، طول مدت نازایی، پیروی اضافه وزن، زمان شروع چاقی (قبل از بلوغ یا بعد از آن)

 

  نام متغیر (تعریف مفهومی متغیر) تعریف علمی متغیر (نشانگر) نوع متغیر مقیاس ابزار اندازه گیری
متغیرهای وابسته  نازایی  کاهش قابلیت تولید مثل بیشتر از 5 سال بعد از ازدواج اسمی  کیفی  پرسشنامه
متغیرهای زمینه‌ای   سن  سن بر حسب سال  اسمی  کیفی پرسشنامه
تحصیلات  میزان تحصیلاتی که مدرکش را دارد  اسمی  کیفی پرسشنامه
متغیرهای مستقل    وزن وزن بدن به کیلوگرم که با ترازو اندازه گرفته شده  اسمی کیفی پرسشنامه 
 طول مدت نازایی مدت زمانیکه بعد از ازدواج و بدون جلوگیری حامله نمی‌شود و بر حسب سال حساب می‌شود  اسمی   کیفی پرسشنامه 

 

ب) نوع مطالعه:

چون ارتباط بعضی عوامل ( در تحقیق ما - چاقی ) با مشکل مورد نظر (در تحقیق ما - نازایی ) مشخص گردیده است و حالا ما می خواهیم قدرت و میزان ارتباط عوامل مورد نظر ( چاقی ) در ایجاد مشکل (نازایی ) یا دخالت در ایجاد مشکل را تعیین کنیم از مطالعه هم گروهی ( Cohort ) استفاده می کنیم . 

برای این کار یک گروه از خانم هایی که دارای چاقی هستند ( گروه مطالعه )، با گروهی از خانم هایی که چاق نیستند ، مقایسه می کنیم . پس از مشخص کردن گروه‌ها، آنها  را برای  مدتی تحت پیگیری قرار می دهیم تا ببینیم که آیا نازایی آنها در رایطه با چاقی است، یا نه ؟ 

و کاهش وزن مشکل نازایی آنها را حل می کند یا نه ؟ حامله شدن در کدام گروه راحت تر است –  گروه چاق یا غیر چاق ؟ مقایسه این دو گروه نتیجه مطالعه را مشخص می کند. 

 

نمودار یک مطالعه گوهورت یا هم گروهی

(ارتباط چاقی و نازایی)

 

 

ج) فنون جمع آوری داده‌ها:

برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کتبی که به افراد مورد بررسی داده می شود، استفاده خواهد شد. تکمیل پرسشنامه کتبی که در آن سوالات بصورت مکتوب ارائه شده، توسط پاسخ دهنده باید بصورت نوشته جواب داده می شود. 

 

د) روش نمونه گیری:

 این تحقیق نمونه گیری آسان می باشد. نمونه گیری آسان روشی از نمونه گیری است که برای آسانی کار، افرادی را برای مطالعه انتخاب می کنند که در هنگام یا دوره مطالعه در دسترس می باشند. 

 

هـ) ملاحظات اخلاقی:

برای انجام طرح، اول هدف تحقیق و نتایج ممکن آن را برای افراد تحت بررسی توضیح می‌دهیم و بعد از جلب رضایت آنان شروع به انجام طرح می‌کنیم.

 

جداول خالی برای نتایج:

جدول شماره 1: توزیع فراوانی سن خانم‌ها در دو گروه چاق و غیر چاق 

گروه گروه خانم‌ها با اضافه وزن گروه خانم‌ها با وزن نرمال  
سن خانم‌ها
تا 20 سال    
25-20    
30-25    
35-30    
40-35    

 

 جدول شماره 2: توزیع فراوانی سابقه نازایی در دو گروه چاق و غیر چاق

گروه گروه خانم‌ها با اضافه وزن گروه خانم‌ها با وزن نرمال
سابقه نازایی (بر حسب سال)
تا 5 سال    
5 تا 10 سال    
10تا 15 سال    
15 سال به بالا    

 

 جدول شماره 3: توزیع فراوانی مقدار اضافه وزن در خانم‌های گروه چاق

مقدار اضافه وزن به کیلوگرم تعداد خانم‌ها با اضافه وزن
5 تا 7 کیلوگرم  
7 تا 11 کیلوگرم  
11 تا 20 کیلوگرم  
20 تا 25 کیلوگرم  
25 کیلوگرم به بالا  

 

 جدول شماره 4: توزیع فراوانی علائم دیگر در دو گروه چاق و غیر چاق

گروه مقدار اضافه وزن به کیلوگرم تعداد خانم‌ها با اضافه وزن
علائم دیگر
اختلال قاعدگی    
پر مویی    
آکنه‌های صورت    
ریزش مو    

دل دردهای مبهم    
ضعف و خستگی زیاد    

 

پرسشنامه

 

فرم  طرح "اثر چاقی روی نازایی"

 

سن: تا 20 سال..... 20 تا 25 سال ......  25 تا 30 سال ......  30 تا 35 سال ..... 35 تا 40 سال ..... 

تحصیلات: بی سواد .........  دیپلمه ........  فوق دیپلم  ........  لیسانس ..........  فوق لیسانس ...........

شغل: خانه دار ......... کارمند ............  آزاد ...........

سابقه نازایی (برحسب سال): تا 5 سال .....  5 تا 10 سال.....  10تا 15 سال......  بیشتر از 15 سال .....

سابقه بیماریهای زنانه : آندومتریوز..... عفونت ...... تخمدان پلی کیتیک ......

وضعیت قاعدگی : منظم .......... غیر منظم .........

اگر قاعدگی غیر منظم دارید به چه صورت است : فاصله بین پریود ها زیاد شده است ..............     میزان خونریزی قاعدگی کم شده است ........ بطور کلی پریود قطع شده است ........... 

از علائم زیر کدام را دارید (علامت بزنید) ؟:

پرموئی.... سردردهای مزمن.... جوش های صورت.... اضافه وزن.... دل دردهای مبهم.... هیچ کدام ....

اگر اضافه وزن دارید ، میزان آن را علامت بزنید : 

تا 5 کیلوگرم ... 5 تا 10 کیلوگرم ... 10 تا 15 کیلوگرم ... 15 تا 20 کیلوگرم ... بالای 20 کیلوگرم ... 

از مشکلات غیر زنانه کدام را دارید : کم کاری تیروئید.... پرکاری تیروئید.... دیابت .... 

بیماری‌های قلبی – عروقی .....   هیچکدام .....

آیا شما سابقه عمل دارید: بلی .... خیر .... اگر دارید، چه عملی بوده، لطفا بنویسید.

آیا داروئی مصرف می‌کنید: بلی ... خیر.... اگر مصرف می کنید، چه داروئی، لطفا بنویسید.  

 

منابع)  ( References

 

  • 1- “Reference book of Obstetuc and Gynecology” at.academic
  • G.m.Savelyeva.       pp  310-311
  • Moscow “Medicina” 1992
  • "چاقی و نازایی" دکتر سید حسین حقیقی آزاد (زنان ) هفته نامه "پزشکی امروز" شماره 2- 24.04.2002.421    ص 2-1 
  • 3- Emma  Wilkinson
  • “ Being  underueight  or  overweight reduces fertility in women”
  • British  medical journal
  • 44-20-1383-6529
  • 4- “Body weight  extremes may affect fertility : study”
  • Today’ s  Health news
  • 2003.04.23. (Reuter’s  Health)
  • 5-“How does my  weight affect my fertility?”
  • Fiona ford, MSC (expert)
  • 6-“ Weight is not a factor in pregnancy rates for recipients of donor eggs”
  • “Fertility and Sterelity “ journal Vol.80/no.2/August 2003
  • “Health and medicine week” journal 10.11.2003
  • 7- “ polycystic ovary syndrome and subfertility”
  • professor  S.Franks
  • St.Mary’s Hospital.London
  • 8- “Birth defects linred to Being over weight before pregnancy”
  • Dr.Richard Deckellaum
  • “ new englang journal of medicine “ 5 April 2002.
دوشنبه, 11 آبان 1394 ساعت 18:23

ارتباط با بیماری قلبی و عروقی

نوشته شده توسط

موضوع پروژه:
مقایسه ابتلا به بیماری‌های قلبی – عروقی، دیابت و چاقی در دو نسل جدید و قدیم

محقق مسئول: دکترحمید رضا شیخ روشندل

محققین:
دکتر مریم زارعی
منصوره مشهدی

مجری طرح:
موسسه تحقیقاتی پژوهشی طعام اسرار
تیر ماه 1384

فهرست مطالب
• فصل اول بیماری‌های رایج
• فصل دوم روش تحقیق
• فصل سوم بررسی و ارزیابی
• فصل چهارم نتیجه گیری جمع بندی


مقدمه
بدن مابرای دستیابی به سلامت جسمی و روانی ، انجام فعالیت واعمال حیاتی باید شرایط مناسب رابرای خود فراهم کند . آب ، هوا و غذا از جمله نیازهای اولیه تامین سلامت می باشد که به ویژه برخورداری ازرژیم غذایی متعادل دراین زمینه نقش مهمی رابه عهده دارد.
باور هرشخص ازخوب بودن میتواند باواقعیت امرمتفاوت باشد. بطوری که خانمها این باور را بابرخورداری ازاندامی متناسب ، شادابی و مردان باداشتن ظاهری آراسته واندامی عضلانی وبدون تظاهر به بیماری خاصی میدانند . درحالیکه واقعیت چنین نیست. برای مثال ، احتمال دارد خانمی به ظاهرسالم به کم خونی خفیف یامتوسط آهن ویامردی فعال به بیماری دیابت، فشارخون مبتلا باشد.
درواقع خوب زیستن، بیشترین برداشت ما از زندگی است وبنابراین سن بالا ویا برعکس برخورداری ازسلامت کامل ، مهم نبود . بلکه آگاهی صحیح، باور قوی و رفتارمناسب تغذیه ای عامل مهمی برای خوب زیستن است.
درراستای رسیدن به این اهداف ، راهنماهای رژیمی توسط وزارت کشاورزی و وزارت بهداشت ایالات متحده ارائه شد. این پیشنهادات برداشتن وزن مناسب وکاهش خطربیماری ها متمرکز بود وراههای رسیدن به این اهداف راکاهش مصرف چربی وکلسترول ، افزایش کربوهیدرات وفیبر، محدودکردن سدیم وقند وحفظ دریافت کافی کلسیم و فلوئور معرفی کرد. راهنماها به ارتقای سلامت وکاهش خطربیماری هایی مانند قلبی – عروقی ، فشارخون، سکته ، چاقی و دیابت کمک می کند.


فصل 1
ارتباط بیماری‌های جوامع توسعه یافته با تغذیه

  • چاقی و ترکیب بدن
  • دیابت شیرین
  • تغذیه و بیماری‌های قلبی عروقی
  • تغذیه و فشارخون

چاقی و ترکیب بدن
چاقی احتمالاً مهم‌ترین مشکل تغذیه‌ای آمریکاست. شیوع افزایش وزن در بزرگسالان در1988 تا1991 نسبت به سال‌های 1976 تا 1980، 33% بیشتر شد. بیش از 20% نوجوانان و تقریباً یک سوم بزرگسالان این کشور دچار افزایش وزن هستند و جمعیتی نزدیک به 50% از زنان آمریکایی آفریقایی تبار افزایش وزن دارند.
مشخص نیست که آیا چاقی یک عامل خطر مستقیم برای تندرستی است یا نه، اما دراینکه باعث افزایش خطر ابتلا به بیماری‌هایی مثل بیماری های قلبی عروقی، دیابت، فشارخون و برخی سرطانها می شود، جای تردید نیست . ضرر اقتصادی چاقی بیش از100 میلیارد دلار در سال است. حل این مشکل، مستلزم توجه فوق العاده پزشکان نظام خدمات بهداشتی در رابطه با چاقی و پیشگیری از آن است.

عوامل زمینه ساز چاقی
واضح است که چاقی علل چندگانه وانواع مختلفی دارد. اگر چه سازوکارهای ایجاد چاقی ناشناخته است، اما برآیند اثرآنها به عدم تعادل انرژی دریافتی ومصرفی مربوط می شود.

عوامل ژنتیکی
کشف ژن ob درموش این نویدراداده است که ژن یا فراورده‌های ناشی از ژن‌های مسئول چاقی درانسان پیداشوند. این کشف مهم نقش مهمی درشناخت ما از علل چاقی دارد، اما تا امروزهیچ گونه جهش ژنی درانسان به عنوان دلیل مستقیم چاقی عنوان نشده است. بادرنظرگرفتن عوامل محیطی، مشخص شده که هرچند صفات ارثی، زمینه ساز چاقی هستند، اما به خودی خود، ایجاد چاقی نمی کنند. همیچنین مشخص نیست که عوامل ژنتیکی و ارثی چگونه به افزایش وزن کمک می کنند درحال حاضر، داده های قابل اعتمادی که نشان دهد افراد لاغر دارای زمینه ارثی چاقی، ویژگی هایی مانند ذائقه خاص ، الیاف عضلانی باکارآیی متابولیکی بالا یاکاهش انرژی پایه داشته باشند، وجودندارد. داشتن استعداد ژنتیکی برای چاقی منتفی کننده اثرفوق العاده محیط نیست. در واقع، باوجوداستعداد ژنتیکی یا ارثی یک فرد، عوامل محیطی مثل افزایش فعالیتهای روزمره یادردسترس نبودن غذاهای غنی ازانرژی می تواند از پیدایش چاقی جلوگیری کنند.

سندرم‌های نوروآندوکرینی
ناهنجاری‌های نوروآندوکرینی (کادر1-1 ) سبب چاقی در کمتراز 1% موارد می شود وآنها که بااحتمال بیشتری سبب چاقی هستند (مانند هیپوتیروئیدیسم، سندرم کوشینگ، سندرم پلی کیستیک تخمدان) به ندرت باعث درجات شدید چاقی می شوند. بنابراین ، افراد چاق عمدتاً اختلالات آندوکرینی ندارند.

ناهنجاری‌های متابولیسم انرژی
ناهنجاری‌های مربوط به متابولیسم انرژی سبب کاهش نگهداری انرژی مورد نیاز و درنتیجه افزایش وزن می شوند. بنابراین، به فرض اینکه دریافت انرژی و فعالیت فیزیکی ثابت بماند، اختلال درسوخت و ساز سبب کاهش انرژی مصرفی روزانه می‌شود. سه جزء اصلی انرژی مصرفی عبارتند از: انرژی مصرفی استراحت، اثرگرمازایی غذا وانرژی مربوط به فعالیت (کادر 2-1)
کل انرژی مصرف روزانه و استراحت در بین افراد، حتی با وجود اندازه بدنی یکسان، تاحدودی متفاوت است. باوجوداین، متوسط انرژی مورد نیاز به تناسب افزایش وزن بالامی‌رود و افراد سنگین‌تر به انرژی بیشتری در روز نیازدارند. دلایل کافی که نشان دهد، کاهش انرژی مورد نیاز فرد به افزایش وزن کمک می‌کند وجود ندارد.

کادر 1-1، علل نوروآندوکرینی چاقی
  • هیپوتیروئیدیسم (کم کاری غده تیروئید) ممکن است چاقی متوسط ایجاد کند، اماتحت این شرایط، افزایش وزن مربوط به مایعات بدن است وبه چربی ذخیره ارتباطی ندارد.
  • سندرم کوشینگ به ندرت سبب چاقی آشکارمی شود ویک انتشارتنه ای دارد.
  • عقیمی و نارسایی تخمدان زمینه سازابتلابه چاقی است. این عوامل معمولاٌباگرگرفتگی وعلائم ناپایدار وازوموتوربه همراه بالا بودن میزان گناد وتروپین ادراری همراه هستند.
  • سندرم پلی کیستیک تخمدان ممکن است، سبب چاقی توام آندوکرینی و هیپوتالامیک شود. این سندرم باکاهش یافقدان قاعدگی، پرمویی متوسط و افزایش وزن شناخته می شود و معمولاً در زنان جوان اندکی بعد از شروع دوران قاعدگی پدیدارمی شود.
  • انسولینما (نوعی تومورپانکراس) ممکن است زمینه سازچاقی عمومی شود. علائم بارز گرسنگی وکاهش قندخون به ارزیابی بیشتری نیازدارند.
  • ضایعات هیپوتالاموس ناشی ازبدخیمی، تروما یا عفونت در موارد نادر ازطریق اثر برکنترل اشتها سبب افزایش وزن می‌شوند و ممکن است چاقی بیش ازحد رخ دهد.
  • سندرم‌های پریدر- ویلی، فرولیخ ولارنس – مون – بیدل باچاقی دوران کودکی ، عقب ماندگی ذهنی ونارسایی دربلوغ جنسی همراه هستند.
  • فرولیخ هیئوس (چاقی وتأخیرآشکاردربلوغ پزنیتال ) باید ازسندرم واقعی فرولیخ تمیزداده شود.

 

کادر 2-2، اجزای اصل انرژی مصرفی
  • انرژی مصرفی استراحت REE: به طور طبیعی REE بیش از60% کل انرژی مصرفی را تشکیل می‌دهد و مستقیماً با توده بدون چربی که ازنظرمتابولیکی فعالترازتوده باچربی است، ارتباط دارد. REE ازآنجا که در افراد چاق مقدارتوده بدون چربی (برای نگهداری توده بزرگترچربی) بالاست، میزان REE آنها افزایش می‌یابد. امروزه، بیشترمطالعات نشان داده که REE تطابق یافته باتوده بدون چربی، درافراد چاق و افراد بدون وزن طبیعی که مستعد ابتلابه چاقی هستند، طبیعی است.
  • اثرگرمازایی غذا TEE: سهم TEE ازکل انرژی مصرفی روزانه تنها درحدود 10% انرژی دریافتی است. بااینکه برخی مطالعات نشان داده اند که TEE در افراد چاق کاهش می یابد، صرفه جویی بالقوه انرژی از TEE غیرطبیعی، احتمالاً کمتراز 25keal/day است که نمی تواند دلیل پیدایش چاقی باشد.
  • انرژی فعالیت AEE: این نوع انرژی به طور طبیعی نشان دهنده 20 تا 30 درصد انرژی مصرفی روزانه است که به میزان فعالیت فرد بستگی دارد. اگر چه افراد چاق درمقایسه با افراد لاغرتمایل به فعالیت کمتردارند، AEE آنها ضرورتاً پایین ترنیست، زیرا برای همان فعالیتی هم که انجام میدهند، انرژی بیشتری نیازدارند. مشخص نیست که کاهش میزان فعالیت فیزیکی علت چاقی است یامعلول آن، تاکنون شواهدی مبنی براینکه افراد مستعد چاقی فعالیت‌های فیزیکی یکسان را با مصرف انرژی کمتری نسبت به افراد باوزن طبیعی انجام می‌دهند وجود ندارد.

 

 

فصل 2
روش تحقیق و بررسی آماری

در این تحقیق ما، جهت بررسی میزان فراوانی بیماری‌ها و مرگ و میرناشی از آن در دو نسل از مردان شهر نشین تهران از 2 گروه 100 نفری، 45 ساله و 65 ساله استفاده نمودیم. روش نمونه گیری همانند بسیاری از پژوهش‌های رشته‌های مختلف علوم پزشکی از نوع غیر احتمالی است یعنی افراد شانس مساوی برای ورود به نمونه ندارند. در ابتدا با ارائه پرسشنامه‌ای به نمونه‌ها، افراد را از لحاظ برخورداری از یکسری ریز فاکتورها مورد سنجش قرارداده و در انتها به نتایج جالب توجهی دست یافتیم.

الف) گروه اول شامل 100 نفر از مردان 45 ساله ساکن شهر تهران است که:

  1. درآمدی بین 250 تا300 هزارتومان درماه دارند.
  2. 45% کارمند- 18% بازاری و37% کارآزاد دارند.
  3. بطورمتوسط روزانه 75 دقیقه به پیاده روی می پردازند.
  4. 93% دارای اطلاعات علمی وتغذیه ای می باشند.
  5. 40% مبتلابه بیماری قلبی وعروقی – 93% چاقی و17% دیابت می باشند ودرزمینه بیماری دیابت 9% زمینه ارثی وخانوادگی دارند.
  6. 47% درحال حاضر به دخانیات (سیگار) اعتیاد دارند.
  7. 100% نمونه ها به خوراکیها ، نوشیدنی ها وتنقلات شیرین علاقمند بوده وازآنها استفاده می کنند.
  8. 13% نمونه ها دارای رژیم غذایی پرچرب می باشند.
  9. حداقل 90% ازنمونه ها دارای رژیم غذایی غنی ازمیوه وسبزی می باشند .(95% سالاد – 5/99% میوه، 300تا500گرم روزانه).

ب‌) گروه دوم شامل 100 نفرازمردان 65 ساله ساکن شهرتهران است که:

  1. همانند گروه اول درآمدی متوسط و حتی متوسط به بالادارند.
  2. 60% کارمند - 33% بازاری و70% کارآزاد داشته و دارند.
  3. در سن 45 سالگی فعالیت بدنی به صورت پیاده روی به مدت 50 دقیقه در روز داشته اند.
  4. در حال حاضر10% ودرسن 45 سالگی تنها3% ازنمونه‌ها اطلاعات تغذیه‌ای داشته اند.
  5. ابتلا به بیماری قلبی وعروقی درسن 45 سالگی 10% و درحال حاضر53%
    • دیابت در سن 45 سالگی 2% و درحال حاضر 8% باسابقه خانوادگی 2%
    • چاقی درسن 45 سالگی 35% و در حال حاضر 63%
  6. 50% ازنمونه‌ها به استعمال دخانیت (سیگار) اعتیاد دارند.
  7. در زمینه مصرف شیرینی وتنقلات شیرین در45 سالگی 5% ودرحال حاضر25%
  8. در مورد رژيم غذایی پرچرب در 45 سالگی 8% و در حال حاضر 35%
  9. 3% افراد در45 سالگی و 10% درحال حاضررژیم غذایی غنی ازسبزیجات دارند.
  10. 35% افراد در45 سالگی و 70% درحال حاضر رژیمی سرشار از میوه (300 تا500 گرم در روز) دارند.

 


فصل 3
بررسی و ارزیابی
بررسی و مقایسه درصد ابتلا در دو نسل جدید و قدیم

 

 

 

فصل 4
نتیجه گیری و جمع بندی
با توجه به بررسی‌های انجام شده بر روی دو نسل جدید و قدیم و توجه به عادات غذایی و نحوه زندگی، آنچه در این پروژه قابل توجه می‌باشد تغییرعادات غذایی نسل امروزاست.
با در نظر گرفتن میزان و آمار بالاتر نسل امروز از اطلاعات تغذیه‌ای بجاست که شاهد کاهش روند ابتلا به بیماری‌های جوامع توسعه یافته باشیم. حداقل 90% از افراد در این دوره دارای رژیمی غنی از کربوهیدرات پیچیده و پرفیبر مثل سبزیجات و میوه می‌باشند که این خود سبب کاهش میزان ناراحتی‌های قبلی – عروقی دراین نسل گردیده دراین میان کاهش چشم گیر حداقل 90 درصدی مصرف روغن و چربی غیر قابل انکار است.
امامتأسفانه افزایش 100 درصدی مصرف کربوهیدرات ساده وتنقلات شیرین سبب افزایش چاقی ودیابت درنسل جدید گردیده است. باتوجه به اطلاعات پزشکی وغیرپزشکی درزمینه مضرات استعمال دخانیات تنها کاهشی درحدود 3% از مصرف سیگار را مشاهده می‌کنیم شاید این فاکتور نیز به همراه سایر فاکتورها عاملی جهت کاهش ابتلا به بیماری‌های قبلی و عروقی در حدود 13% می‌باشد.
فعالیت بدنی روزانه نیز ریزفاکتور بسیارمهمی درجهت تخفیف بروز و شیوع بیماریهای جوامع صنعتی است که درنسل امروز باتوجه به پیشرفت تکنولوژی خوشبختانه اهمیت خود را از دست نداده و حتی کمی افزایش یافته است. یا تفاسیر به عمل آمده وتوجه به این نکته که تنوع غذایی در جوامع امروزی به طورپیوسته درحال گسترش است، اصطلاح غذای فصلی مفهوم خودراازدست داده است ودرطول سال حتی درمغازه های کوچک شهری دردسترس هستند. بااین حال رژیم غذایی، یک الگوی مناسب وسالم نبوده وباتوجه به رواجFaSt Food وراحت طلبی انسانها باید تدابیر پزشکی خاصی دراین زمینه اندیشیده و دو عامل وراثت ومحیط را نیزدرنظرگرفته وآگاهی شهروندان را افزایش داد. همانگونه که ازآماربرآمده ودرسطربالا به آن اشاره شدباتوجه به توسعه تکنولوژی وماحصل آن که بی تحرکی نسبت به نسل سابق است اما به تبلیغات وآموزشهای داده شده ، فعالیت بدنی باآگاهی در زمینه جلوگیری از بروز بیماریها روزبه روزدرحال گسترش بوده واین خودجای بسی امیدواری ست.

فهرست منابع

  1. اصول تغذیه بالینی - سارا ال مورگان، رونالد واینسیر
  2. طب داخلی سیسیل
  3. روش تحقیق و بررسی در علوم پزشکی
  4. مدارک موجود در موسسه تحقیقاتی طعام اسرار

 

درباره من

پروفسور روشندل

لورم ایپسوم متن ساختگی

تلفن: 44 33 22 11 (021) 98+

فکس: 44 33 22 11 (021) 98+

پست الکترونیکــ: prof.roshandel@gmail.com

آخرین اخبار

01 ارديبهشت 1395
01 ارديبهشت 1395
01 ارديبهشت 1395

Layout Type

Presets Color

Background Image